هنر نیوز - پربيننده ترين عناوين سینما :: rss_full_edition http://www.honarnews.com/cinema Tue, 25 Jul 2017 14:55:58 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://www.honarnews.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط هنر نیور http://www.honarnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام هنر نیوز آزاد است. Tue, 25 Jul 2017 14:55:58 GMT سینما 60 فیلمنامه‌نویس قلب یخی از ولایتی حکم گرفت http://www.honarnews.com/vdcf0cd1.w6djmagiiw.html به گزارش هنرنیوز و به نقل از ایلنا، در متن این حکم آمده است: بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای حامد عنقا نظر به مراتب تعهد، سابقه و صلاحیت‌های هنری، به موجب این حکم، جنابعالی را به سمت «مشاور امور هنری رییس هیات موسس و هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی» منصوب می‌نمایم. رجاء واثق دارم با اتکا به خداوند متعال و پشتوانه تجربیات ارزنده پیشین در انجام امور محوله موفق و موید باشید. حامد عنقا فیلمنامه‌نویس مجموعه‌ها و سریال‌هایی همچون قلب یخی، انقلاب زیبا و تنهایی لیلا را در کارنامه دارد و همچنین مدیریت اولین سامانه پخش کنسرت آنلاین ایران را برعهده دارد. عنقا طراحی و اجرای مستند انتخاباتی علی‌اکبر ولایتی با عنوان «چشم‌ها منتظرند» را نیز انجام داده بود. ]]> سینما Sun, 23 Jul 2017 07:37:35 GMT http://www.honarnews.com/vdcf0cd1.w6djmagiiw.html «کامیون» در آخرین مرحله مونتاژ / پرویز آبنار صداگذار «کامیون» را انجام می‌دهد http://www.honarnews.com/vdcjmoeh.uqextzsffu.html به گزارش هنرنیوز ، تدوین فیلم سینمایی «کامیون» به نویسندگی و کارگردانی «کامبوزیا پرتوی» با مدیریت فیلمبرداری «تورج اصلانی» که بر عهده «مصطفی خرقه‌پوش» از سینماگران باتجربه ایران است؛ این روزها طبق برنامه‌ریزهای از پیش تعیین‌شده، راف کات آن ادامه دارد و در آخرین مرحله خود قرار دارد و این هفته به اتمام می‌رسد و به مرحله فاین کات خواهد رسید و بعد از اتمام این مرحله، «پرویز آبنار» کار صداگذاری «کامیون» را شروع خواهد کرد. فیلم سینمایی «کامیون» با مدیریت فیلمبرداری «تورج اصلانی» در مرزهای سوریه و عراق، در روستاهای اطراف منطقه «سیلوانا» در استان آذربایجان غربی، در شهرهای ارومیه و میانه و در نهایت در لوکیشن‌های مختلفی در تهران از جمله؛ آزادی، تهرانسر، گلابدره، شهرک غرب، صادقیه و ... فیلمبرداری شده است. در فیلم سینمایی «کامیون»، سعيد آقاخاني، نيكي كريمي، تروسكا جولا، رامين راستاد، يعقوب پرسا، نسرين مرادي و ... به ایفای نقش می‌پردازند. «کامبوزیا پرتوی» تاکنون فیلم‌های سینمایی؛ «ماهی»، «گلنار»، «بازی بزرگان»، «کافه ترانزیت» و «پرده» را کارگردانی کرده و با این آثار جوایز متعدد داخلی و بین‌المللی را از آن خود کرده و نویسندگی فیلمنامه‌های دیگری همچون؛ «محمد رسول‌الله»، «شیرک»، «دایره»، «ایستگاه متروک»، «هر شب تنهایی»، «دیشب باباتو دیدم آیدا»، «من ترانه 15 سال دارم»، «خیابان‌های آرام» و ... را بر عهده داشته است. تعدادی از عوامل اصلي فیلم سینمایی «کامیون» جدیدترین اثر سینمایی «کامبوزیا پرتوی» عبارتند از: نويسنده و كارگردان: كامبوزيا پرتوي، مدير فيلمبرداري: تورج اصلاني، فيلمبردار: مهدی اصلانی، تدوین: مصطفی خرقه‌پوش، دستيار كارگردان و برنامه‌ريز: رامين راستاد، صدابردار: پرويز آبنار، طراح گريم: بابك اسكندري، طراح صحنه: بابك صبحی، مجري طرح: هومن احمدي توفيقي، عکاس: کسری پرتوی، مشاور رسانه‌ای: منصور جهانی، تهیه‌کننده: كامبوزيا پرتوي، محصول: موسسه سينمايي خط سوم. عکس: کسری پرتوی. ]]> سینما Mon, 24 Jul 2017 05:43:14 GMT http://www.honarnews.com/vdcjmoeh.uqextzsffu.html حامد بهداد نقش پادشاه افسانه‌ای را صداپیشگی می‌کند http://www.honarnews.com/vdciwva3.t1a5p2bcct.html به گزارش هنرنیوز و به نقل از روابط عمومی استودیو هورخش، انیمیشن «آخرین داستان» با برداشتی آزاد از داستان «ضحاک» شاهنامه این روزها در مرحله گویندگی قرار دارد و بازیگران مطرح سینما و تئاتر در حال صداپیشگی نقش‌های اصلی آن هستند. نقش ضحاک ماردوش، یکی از پادشاهان افسانه‌ای شاهنامه را حامد بهداد صداپیشگی می‌کند. پرویز پرستویی، بیتا فرهی، حسن پورشیرازی، باران کوثری،اشکان خطیبی، فرخ نعمتی، شقایق فراهانی، ملیکا شریفی‌نیا، زهیریاری و بانیپال شومون از دیگر بازیگرانی هستند که صداپیشگی نقش‌های اصلی انیمیشن«آخرین داستان» را بر عهده دارند. «آخرین داستان» از سال 89 در استودیو هورخش در حال ساخت است و تولید آن در نیمه دوم امسال به پایان می‌رسد. این انیمیشن در مسیر تولید و در سال 2013 موفق شد به‌عنوان شش پروژه برتر در حال تولید جهان در جشنواره «انسی» فرانسه که مهم‌ترین رویداد انیمیشنی سالانه جهان است، معرفی شود. همچنین این اثر در سال 2016 به دعوت جشنواره انسی در بازار فیلم جشنواره بین‌المللی کن، به‌عنوان یکی از چهار انیمیشن سینمایی برتر در حال تولید جهان معرفی شد. عوامل انیمیشن: نویسنده و کارگردان: اشکان رهگذر، تدوین: ژینوس پدرام، آهنگساز: کریستف رضاعی، طراحی و ترکیب صدا: علیرضا علویان، انتخاب بازیگران: تینا پاکروان، صداپیشگان: پرویز پرستویی، بیتا فرهی، حسن پورشیرازی، باران کوثری، فرخ نعمتی، شقایق فراهانی، ملیکا شریفی‌نیا، زهیریاری، اشکان خطیبی و بانیپال شومون، عکس: امیر عابدی، مشاور رسانه‌ای: زهرا نجفی ]]> سینما Mon, 24 Jul 2017 05:20:17 GMT http://www.honarnews.com/vdciwva3.t1a5p2bcct.html مراقب باشید دست از پا درازتر از سالن سینما بیرون نیایید ! http://www.honarnews.com/vdciqva3.t1a5r2bcct.html به گزارش هنرنیوز و به نقل از سایت تابناک ، با میزانس جذابی که از زمان پیش تولید فیلم سینمایی «ساعت پنج عصر» برای افکارعمومی به نمایش گذاشته شده و ذهن‌ها برای یک اثر ویژه آماده کردند، تصور می‌شد نخستین فیلم بلند سینمایی مهران مدیری اثری تاثیرگذار و یک شروع قدرتمند برای این کارگردان تلویزیونی باشد و همین انتظار باعث شد تا رکورد فروش افتتاحیه با این فیلم شکسته شود. با این حال شاید حضور مکرر و مستمر مدیری در سینماهای میزان این فیلم سینمایی نیز نتواند منجر بازگشت سرمایه گذاری بسیار کلان برای ساخت این اثر سینمایی از گیشه شود. «ساعت پنج عصر» روایتی اگزجره از مردی -با بازی سیامک انصاری- است که صبحگاه با تماس تلفنی کارمند بانک مواجه می‌شود که تاکید می‌کند در صورت عدم مراجعه به بانک و تسویه تا ساعت پنج عصر، خانه‌اش توقیف می‌شود و این آغاز مسیری مملو از مصائب انصاری برای نقش اول این سریال است؛ مصائبی که بیش از حد تصور غلو شده و با این حال نمی‌تواند تماشاگر مشتاق خندیدن را تحت تاثیر قرار دهد. تماشاگر با ذهنیت تماشای یک کمدی به سینما گام می‌گذارد اما هرچه از زمان فیلم سپری می‌شود، اثری از کمدی نیست. مهران مدیری در این فیلم سینمایی سیامک انصاری را در نقشی شبیه به آنچه در سریال‌ «شب‌های برره» بازی می‌کرده، متصور شده و مردم تهران همان اهالی برره هستند؛ با این تفاوت که هیچ اثری از شوخی و کمدی‌ها نیست و انصاری با گروهی از مردم عصبی و درگیر در تهران که حکم دیوانه خانه را دارد، درگیر است.اگر «ساعت پنج عصر» متعلق به مهران مدیری بود، یک میلیارد می‌فروخت؟ اگر تصور می‌کنید، مهران مدیری ترجیح داده در نخستین تجربه فیلمسازی‌اش یک تراژدی یا یک درام ناثیرگذار خلق کند و نشان دهد که در ژانری به جز کمدی نیز حرفی برای گفتن دارد، سخت در اشتباهید. نخستین فیلم مدیری یک فاجعه با ریتمی لاک‌پشتی است که مخاطب و به ویژه مخاطب عام که به زجرکشیدن عادت نکرده، به شدت کلافه می‌کند و از تکاپو برای تماشای این فیلم سینمایی پشیمان می‌سازد. کستینگ اشتباه نیز باعث شده تا سستی سناریو و ریتم کند نمود بیشتری یافته و مدیری به جای آنکه از بازیگری برجسته برای نخستین فیلمش استفاده کند، ترجیح داده نقش اول را به رفیقش بسپارد. سیامک انصاری نیز آمیزه‌ای از خوبی، سادگی و رفتارهای عصبی را در این فیلم نیز به نمایش گذاشته اما نه در حد یک فیلم که قرار است بر پرده عریض سینما به نمایش درآید، بلکه در حد یکی از قسمت‌های شب‌های برره که تمامی سکانس‌های خنده دارش را قیچی کرده باشند. با وجود آنکه محمود کلاری به کمک مدیری آماده بود تا صحنه‌های شلوغ و مملو از سیاهی لشکر «ساعت پنج عصر» حرفه‌ای از آب درآید اما هرآنچه از دقایق فیلم می‌گذرد، نه خبری از دکوپاژ سینمایی است و نه اثری از کادرهای سینمایی. در واقع اگر فکر می‌کنید تماشای ساعت پنج عصر در تلویزیون خانه با پرده عریض سینما تفاوتی می‌کند، سخت در اشتباهید. فیلم هیچ جزئیاتی ندارد که تماشایش بر پرده بزرگ را به یک مزیت تبدیل کند و به گونه‌ ساخته شده که چندی دیگر در تلویزیون نیز به نمایش درآید. برخی منتقدان از جزئیات این فیلم در صحنه‌های مملو از سیاهی لشکر سخن گفته‌اند و هنر کارگردانی را در این سکانس‌ها جسته‌اند اما حقیقتاً کدام هنر؟ در ویدیوهای منتشر شده از صحنه های مملو از سیاهی لشکر مشخص است که برای سیاهی لشکرها طراحی حرکت نشده و به صورت گروهی در طول صحنه دوانده می‌شود. برای درک مفهوم «طراحی حرکت برای سیاهی لشکر»، کافی است پشت صحنه یکی از فیلم‌های مملو از سیاهی لشکر آمریکایی را ببینید که برای شمار بالایی از سیاهی لشکرها حرکت متفاوتی در نظر گرفته شده و صرفاً به یک سمت حرکت نمی‌کنند. کاملاً مشخص است که هر سیاهی لشکر باید کجا مورد هدف قرار گیرد و کجا به چه شکل زمین بخورد. حاصل این تلاش نیز یک سکانس جذاب متشکل از شات‌هایی با شمارگان سه رقمی است. شاید صرفاً دکوپاژ و ضبط چنین صحنه‌ای در هالیوود یک هفته و حتی بیشتز زمان ببرد اما آیا ضبط هر صحنه شلوغ «ساعت پنج عصر» بیش از یک روز زمان برده است؟ مهران مدیری به جای آنکه فیلمش را بسازد و در دفترش بنشیند و منتظر فروش فیلمش در گیشه باشد، با درک اینکه این اثر فی نفسه کشش فروش بالایی ندارد، از پیش از تولید فیلم یک شوی تبلیغاتی را شروع کرد و به شیوه نیکی کریمی در بسیاری از سانس‌های فیلمش شخصاً حضور یافت تا بدین ترتیب با یک فروش انفجاری در ابتدای اکران، این ذهنیت را برای موج اول تماشاگران به وجود آورد که یک فیلم منحصر به فرد ساخته است؛ غافل از اینکه اگر اعتبار این چهره محبوب پای این اثر حراج نشده بود، اوضاع طور دیگری رقم می‌خورد. اگر دقیقاً همین فیلم به نام هر کارگردانی به جز مهران مدیری بدون این پروپاگاندا اکران می‌شد، شاید حتی یک میلیارد نیز نمی‌فروخت. نگارنده توصیه‌ای برای تماشای این فیلم نمی‌کند، بلکه صرفاً توصیه می‌کند پیش از تماشای فیلم اندکی تحقیق کنید و از نزدیکان تان که این اثر را تماشا کرده‌اند، کسب نظر کنید و اگر قانع نشدید، منتظر نسحه تلویزیونی این تله فیلم باشید. در این مسیر به نقدهای منتقدان نیز توجهی نکنید؛ آنها برای حفظ یا ایجاد رابطه‌شان با آیکون‌هایی چون مدیری، نقدهای مثبت‌شان را قبل از اکران فیلم‌های این چهره‌ها آماده کرده‌اند. مراقب باشید دست از پا درازتر از سالن سینما بیرون نیایید و نگویید: «همین؟» ]]> سینما Sun, 23 Jul 2017 05:35:36 GMT http://www.honarnews.com/vdciqva3.t1a5r2bcct.html ترسو هستم و با ترساندن دیگران از کاتولیک‌ها انتقام می‌گیرم http://www.honarnews.com/vdcb9wb9.rhba5piuur.html به گزارش هنرنیوز ، «آلفرد هیچکاک» را همه می‌شناسند. سینما‌دان‌ها و سینما ندان‌ها. برخی‌ها از منتقدان، که وطنی‌اش مسعود فراستی خودمان است، سینما را مترادف با هیچکاک می‌دانند و معتقدند او مظهر سینماست. ساخت ۵۱ فیلم سینمایی که آغاز آن به دوران سینمای صامت می‌رسد و تا دوران سینمای رنگی ادامه می‌یابد و یک مجموعه تلویویزیونی با عنوان «آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند»، او را در ذهن مخاطبان سینما در سراسر جهان ماندگار کرد. هر چند که فیلم‌هایش هیچگاه برنده جایزه اسکار نشد، اما فیلم‌های هیچکاک حداقل در دو دهه محل بحث منتقدان جهان بود و طبق آخرین نظرسنجی نشریه سینمایی سایت اند ساوند، فیلم «سرگیجه» هیچکاک از نگاه منتقدان به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما انتخاب شد. سال‌ها بود که آرزو می‌کردم با هیچکاک آشنا شوم. سال‌های سال فیلم‌های هیچکاک را تماشا کردم. تمام مقاله‌های مربوط به او را خواندم و از تماشای عکس‌های او لذت بردم. عکس‌هایی که در آن‌ها به نظر می‌رسد دارد خودش را با کراوات خودش دار می‌زند. عکس‌هایی که در آن‌ها خودش را در یک گودال پرخون منعکس کرده است یا دارد در یک وان حمام با جمجمه مرده‌ای بازی می‌کند. از همه چیز او خوشم می‌آمد؛ شکم گنده بابا نوئل وارش، چشم‌های ریز درخشان خوک‌مانندش، فیلم‌هایش، جسدهای خوابیده در تابوت‌ها، جسدهای قطعه‌قطعه شده در چمدان‌ها، جسدهایی که در یک باغچه گل سرخ دفن شده‌اند، صحنه‌های پررنج و الم فرار، جنایت‌ها، و بالاخره «دلهره» آن طنز خاص انگلیسی‌ها که در آن حتی نفس مرگ هم مسخره می‌شود و حتی مبتذل‌ترین چیزها هم شکوهمند می‌شوند. شاید اشتباه کنم ولی این داستان به نظرم فوق‌العاده خنده‌دار می‌آید؛ صحنه‌ای که در آن دو هنرپیشه در یک قبرستان، شاهد دفن یکی از دوستانشان هستند. یکی رو می‌کند به دیگری و می‌گوید «چارلی! تو چند سالته؟» - 89 سال -پس دیگه احتیاجی به خونه رفتن نداری. موقعیت آشنا شدن با او در عالم واقع و بوسه زدن بر دست‌هایش در فستیوال کن نصیبم شد. در این فستیوال هیچکاک با فیلم پرندگان شرکت کرده بود؛ فیلم وحشتناکی که در آن پرندگان علیه آدم‌ها می‌شورند و با ضربه‌های نوکشان آدم‌ها را قطعه‌قطعه می‌کنند. هیچکاک از هالیوود می‌آید و برای استقبالش به فرودگاه نیس شتافتم. سه ساعت بعد در اتاقش در طبقه چهارم هتل چارلتون بودم و داشتم نگاهش می‌کردم، درست مثل همان نگاهی که ورونیک پاسانی، همکار روزنامه‌نگارم به نوبه خود به گریگوری پک در اولین ملاقاتشان انداخته بود و بعد هم کارشان به ازدواج کشید. نه اینکه هیچکاک به خوش‌تیپی گریگوری پک باشد. عادلانه نگاه کنیم، فوق‌العاده هم زشت است؛ بادکرده، رنگ بنفش، یک سگ آبی در لباس مردانه، فقط سبیل روی پوزه‌اش کم بود! از این سگ آبی چرب، مدام عرق روغنی می‌ریخت و... تازه سیگاری دود می‌کرد که به طرز وحشتناکی بو می‌داد و تنها حسن آن این بود که مدت‌ها چهره او را زیر دود آبی ضخیمی پنهان می‌کرد. ولی او خود هیچکاک بود؛ هیچکاک عزیز و فراموش نشدنی‌ام. هر جمله‌ای از او مرواریدی از بکری و نشاط خواهد بود همان‌طور که آدم خوش دارد فکر کند که روشنفکران باید بی‌بروبرگرد باهوش باشند و ستارگان سینما بی‌بروبرگرد زیبا و کشیش‌ها هم بی‌بروبرگرد مقدس، من هم خیال می‌کردم که هیچکاک باید شوخ‌ترین مرد عالم باشد ولی نیست. تمام طنز او در شش یا هفت لطیفه، دو یا سه شوخی غیرمعمول و هفت یا هشت جمله جالب و قصار خلاصه می‌شود که سال‌ها است دارد آنها را مثل یک صفحه گرامافون جادو شده تکرار می‌کند. هر بار که او با صدای پرطنینش مطلبی را آغاز می‌کرد، از همان اول می‌دانستم که آخرش به کجا می‌کشد، چون قبلاً آن را در جایی خوانده بودم. به علاوه طوری هم آنها را تکرار می‌کرد که آدم متوجه می‌شد خودش هم خبر دارد دست‌ها به روی سینه چلیپا شده، نگاه خیره به سقف، با حالت بچه‌ای که دارد درسش را از حفظ تحویل می‌دهد. حتی اعتراف او به علی‌السویه بودن جنس مخالف برایش، مطلب جدیدی نبود، همه می‌دانند که هیچکاک هرگز زنی غیر زن خودش را نشناخته است، هرگز با زنی غیر از زن خودش نبوده است، البته نه به این دلیل که عاشق زنش باشد، بلکه برای اینکه برایش جالب نیستند، ولی نه اینکه مردها برایش جالب باشد. فقط جنسیت برایش مفهومی ندارد. اگر آدم‌ها می‌توانستند در بطری به دنیا بیایند، باعث کمال رضایت او بود. عشق هم برایش مفهومی ندارد؛ کشش اسرارآمیز آفریننده انسان‌ها و چیزها. تنها چیزی که در تمام کائنات برایش جالب است درست عکس چیزی است که به دنیا می‌آید؛ چیزی که می‌میرد وقتی گل سرخی را می‌بیند که در حال شکفتن است، تنها میلی که در او زنده می‌شود، خوردن آن است. با کوری شیفتگان وفادار، مدتی طول کشید تا این همه را دریافتم. مصاحبه حقیقتاً با خنده شروع شد و نیم ساعت هم با خنده ادامه یافت، ولی بعد خنده مبدل به لبخند و لبخند مبدل به زهرخند و زهرخند هم مبدل به سردی شد و یک دفعه وقتی که وحشتناک‌ترین چیزها را در او کشف کردم، متوجه شدم که دیگر حتی اگر زانویم را هم قلقلک بدهد، نمی‌توانم به خنده بیفتم. آن چیز خبائث عمیق درونیش بود. فکر می‌کردم کسی که چیزهای وحشتناکی صادر می‌کند، کسی که از به وحشت انداختن مردم نانش را درمی‌آورد، کسی که فقط از ترس و جنایت حرف می‌زند، نمی‌تواند در حقیقت چیز وحشتناکی نباشد او چنین است. از این که آدم‌ها را بترساند و از این که در جایی بخواند که کسی از تماشای یکی از فیلم‌هایش به سکته قلبی دچار شده است، یا این که بشنود کسی زنش را درست همانطوری که در فیلم‌هایش نشان داده است، به قتل رسانیده، فوق‌العاده لذت می‌برد. چه خیال می‌کنید؟ که او با طنز دانایان به مرگ می‌خندند؟ هرگز. فقط چون از مرگ خوشش می‌آید! *من فیلم‌های شما را دیده‌ام مستر هیچکاک! بلکه همان فیلمی که درباره پرندگان آدم‌خوار است... خب... درست... منظره جسد آدم‌هایی که پرندگان حتی چشم‌هایشان را هم بلعیده‌اند. صحنه بچه‌هایی که فرار می‌کنند و به وسیله انبوه کلاغ‌های وحشی تکه‌تکه می‌شوند. با تمام این‌ها شما چقدر بی‌گناه و مظلوم به نظر می‌آیید! انگار حتی در مجسم کردن چیزهای زشت هم ناتوان هستید. بگویید ببینم مستر هیچکاک! چرا شما فیلم‌هایی می‌سازید که بر اساس وحشت و جنایت ساخته شده‌اند؟ و از صحنه‌های وحشتناک و چندش‌آور پر هستند؟ چرا می‌خواهید همیشه ترس و نفرت را در ما برانگیزید؟ هیچکاک:‌ قبل از همه چیز به این دلیل که کسی فیلم دیگری از من نمی‌پذیرد. به «اینگرید برگمن» هم که همین سؤال را از من کرده بود، جواب دادم: عزیزم! البته که می‌توانم فیلم دختر خاکستری‌پوش را بسازم. من کارم را خوب بلدم. خیلی واردم، ولی اگر دختر خاکستری‌پوش را هم بسازم، فوری تماشاچیان در جست‌وجوی اجساد بر می‌آیند. ثانیاً، من یک انسان‌دوستم، به آدم‌ها آن چیزی را می‌دهم که خواهان آنند. آدم‌ها عاشق برانگیخته شدن بر اثر ترس و نفرت هستند متوجه نشده‌اید که ترس و نفرت در نژاد بشری مثل نوازش اثر می‌گذارد؟ مثلاً بچه سه ماهه‌ای را در نظر بگیرید مادر روی کوچولویش خم می‌‌شود و می‌گوید: بوه! می‌خورمت! و بچه از ترس جیغ می‌کشد و بعد لبخندی آسمانی می‌زند و مادرش هم به همراهش. حالا بچه شش ساله‌ای را در نظر بگیرید که روی تابی نشسته است. بالاتر و بالاتر تاب می‌خورد. چرا؟ چون باعث ترسش می‌شود و لذتش بیشتر از پیش. حالا مردی را در نظر بگیرید که در مسابقه اتومبیلرانی شرکت می‌کند و در هر لحظه مرگ را تجربه می‌کند. چرا؟ چون خطر مرگ، وحشت پرقیمتی در او ایجاد می‌کند که باعث لذتش می‌شود. مردم میل دارند به این خاطر پول خرج کنند. بله، واقعاً هم خرج می‌کنند فقط به فیلم‌های من نگاه کنید؛ فیلم‌هایی که در آن وحشت باعث تفریحتان می‌شود و بالاخره... * و بالاخره با وجود ظاهر دوستانه‌تان، ساختن این جور فیلم‌ها برای شما هم لذت‌آور است. هیچکاک: انکار نمی‌کنم، تصدیق می‌کنم. هیچ چیز بیشتر از آفریدن موضع‌ یک جنایت برایم برانگیزنده نیست. وقتی چیزی می‌نویسم و به حادثه می‌رسم، با رضایت فکر می‌کنم قشنگ‌تر نیست، اگر این‌طوری بمیرد؟ و بعد، باز راضی‌تر از این پیش فکر می‌کنم در این قسمت، تماشاگران فریاد خواهند کشید. شاید دلیلش این است که سه سال تمام پیش‌ یسوعی‌ها (فرقه‌ای از کاتولیک‌ها که خود را سربازان سپاه دیانت می‌نامند) درس خوانده‌ام! آنها مرا به حد مرگ می‌ترسانند و حالا من با ترساندن دیگران دارم انتقام می‌گیرم. به علاوه شاید هم دلیلش انگلیسی بودن من باشد. انگلیسی‌ها برای جنایت فانتزی فوق‌العاده‌ای دارند و برای آن احترام قائل هستند انگلیسی‌ها شادی آورترین جنایتکاران را دارند. به محاکمه باشکوه مرد باشکوهی که دوستدار لاشه‌ها بود، فکر می‌کنم که هشت زن را به قتل رسانیده بود و بین قاضی و محکمه بر سر قتل هشتم، این گفت‌وگو درمی‌گیرد: آقای عیسی! شما خانم‌ها را در آشپزخانه به قتل می‌رساندید؟ بله عالیجناب! و سه پله به آشپزخانه می‌خورد؟ بله عالیجناب! زن بیچاره از پله‌ها می‌افتاد؟ بله عالیجناب! و آنها را به قتل می‌رساندید؟ بله عالیجناب! به آنها تجاوز هم می‌کردید؟ به نظرم عالیجناب! در اثنای به قتل رساندن، عالیجناب! آره! انگلستان برای این‌جور چیزها یک محل افسانه‌ای است، حیف که هرگز موفق نمی‌شوند اجساد را پنهان کنند. در آمریکا خیلی ساده‌تر است. من همیشه محل خاکروبه‌ها را توصیه‌ می‌کنم، در آنجا همه چیز را می‌سوزانند یا اینکه جسد تماماً خورده می‌شود ولی این فقط در صورتی ممکن است که گوشت جسد ظریف باشد. * آقای هیچکاک! برای شما روشن است که راهنمایی‌ها و فیلم‌هایتان به جنایتکاران کمک می‌‌کنند؟ می‌دانید که چند سال پیش در آنکارا روزنامه‌نگاری یک دیپلمات را با رولوری که در دوربین عکاسیش پنهان کرده بود، به قتل رسانید؟ درست مثل فیلم خبرنگار خارجی شما. البته می‌دانم خیلی هم باعث غرور من است، اوه! نمی‌دانید که هر بار برای آنکه بدانم کارهایم تقلید شده‌اند، چقدر حاضرم بپردازم. بدی‌اش این است که روزانه هر بار جنایت کاملی در جایی اتفاق می‌افتد که هرگز کشف نمی‌شود و چون کشف نمی‌شود، من هم نمی‌‌دانم که آیا کسی از من تقلید کرده است یا نه. به هر حال، سه سال پیش در لس‌آنجلس کسی که سه تا از زن‌هایش را به قتل رسانده بود،‌ اعتراف کرد که سومی را بعد از دیدن فیلم «روح» به قتل رسانده است. روزنامه‌نگارها به من تلفن کردند و پرسیدند: راضی هستی؟ جواب دادم «نه. چون نگفته است که دومی را بعد از دیدن کدام فیلم من به قتل رسانده. اولی را شاید بعد از سر کشیدن یک لیوان شیر به قتل رسانده باشد.» * حتماً شما مثل یک قهرمان تیراندازی به رولور مسلط هستید، مستر هیچکاک!‌ در اثنای جنگ هم لابد دست شیطان را از پشت بسته‌اید. من هرگز نه رولور به دست گرفته و نه هرگز سرباز بوده‌ام. وقتی جنگ اول جهانی رخ داد، من به شکر خدا خیلی جوان بودم و هنگام جنگ جهانی دوم هم به شکر خدا خیلی پیر بودم. هرگز به شکار نرفته‌ام. آدم‌هایی که شکار می‌کنند....شما که شکارچی نیستید؟ * در حقیقت... چرا. شما جنایتکارید! یک شخص بی‌مسئولیت و قسی‌القلب. خدای من! من حتی بدون مژه برهم زدن می‌توانم جسد تکه پاره‌ شده‌ای را تماشا کنم، ولی منظره یک پرنده مرده را تحمل نمی‌کنم. قلبم پاره می‌شود حتی تحمل دیدن پرنده‌های خسته و در حال رنج کشیدن را ندارم در اثنای کار روی فیلمم که در آن به 1500 کلاغ احتیاج بود، یک نماینده حمایت از حیوانات هم حاضر بود و تا می‌گفت «کافی است آقای هیچکاک! پرنده‌ها به نظرم خسته شده باشند» فوری دست از فیلمبرداری می‌کشیدم. من برای پرنده‌ها خیلی ارزش قائلم و صرف‌نظر از آن فیلم، اینکه روزی انتقامشان را از آدم‌ها بگیرند، به نظرم کاملاً منطقی می‌آید. صدها سال است که پرندگان به وسیله آدم‌ها تعقیب می‌شوند. در یک تابه یا در یک کوره یا در سر سیخی به قتل می‌رسند، پرهایشان وسیله نوشتن و وسیله پر کردن بالش‌های خواب می‌شود یا به صورت ویله تزئینی تهوع‌آور «پرندگان خشک شده» در می‌آیند. این همه بدذاتی واقعاً مستحق یک جزای عبرت‌آور است. * می‌‌فهمم. به عبارت دیگر، این فیلم شما دارای یک فلسفه اخلاقی است هر آنچه که نمی‌خواهی به سرت بیاید، به سر دیگران نیاور و الی آخر. هرگز اگر چیزی وجود داشته باشد که هرگز نتوانیم آن را انجام دهیم، بازی کردن رل یک واعظ است اگر کسی از من بپرسد که درباره فیلمی با محتوای اخلاقی و فلسفی چه نظری دارم، به نوبه خود جواب خواهم داد «فکر نمی‌کنید آموختن فلسفه کار فیلسوف‌ها است و آموختن مسائل اخلاقی کار کشیش‌ها؟» آدم‌ها به سینما نمی‌روند تا موعظه بشنوند، آدم‌ها به سینما می‌روند تا تفریح کنند و برای تفریحشان هم خیلی پول خرج می‌کنند. می‌دانید! اخلاق را می‌شود خیلی ارزان‌تر از تفریح کردن آموخت. *ولی این را هم می‌دانیم که شما خیلی اخلاقی هستید یا حداقل در مورد یکی از انواع خاص اخلاق متعصب. شما هرگز زنتان را طلاق نداده‌اید و زندگی‌تان خالی از هر افتضاحی است و تا آنجا که می‌دانم، یک دفعه با خانمتان از فولی‌برژ سر در آورده‌اید و با گفتن «این چه دنیای فاسدی است!» از آنجا در رفته‌اید. نه، نه. قضیه از این مضحک‌تر است من 31 ساله بودم و نزدیک پنج سال هم بود ازدواج کرده بودم. داشتم درباره یک زن و شوهر جوان سناریویی می‌نوشتم که به مسافرت دور دنیا می‌روند و به فولی‌برژ هم گذارشان می‌افتد؛ جایی که دختران به نوعی رقص می‌پردازند. از آن جا که هرگز چنین رقصی ندیده بودم و نمی‌توانستم تصوری از آن داشته باشم. به زنم گفتم که به پاریس برویم و رفتیم بعد هم به فولی‌برژ رفتیم. نوبت آنتراکت که رسید من از کسی که فراک پوشیده بود و به نظرم مدیر تئاتر می‌آمد پرسیدم که آیا حالا رقص شکم اجرا می‌شود؟ او به ما گفت «به دنبال من بیایید» ما را به طرف یک تاکسی راهنمایی کرد و تاکسی هم از راه و تیم راه ما را با خودش راه انداخت و بالاخره جلوی خانه‌ای ایستاد. من و زنم خیلی ساده بودیم و گمان بد نمی‌بردیم. ولی آن خانه از آن خانه‌ها بود و ... بله به هر حال من و زنم که هرگز در چنین جاهایی نبودیم با دهان نیمه‌باز مشغول تماشای آنها شدیم؛ البته متوجه‌اید. تا بالاخره طاقت نیاوردم و فریاد کشیدم «این چه دنیا فاسدی است!» می‌دانید؛ من 31 سالم بود. *البته می‌فهمم. امروز حتماً به نحو دیگری قضاوت می‌کنید. اوه نه؛ من حالا 63 سال دارم و می‌توانم قسم بخورم که غیر از زنم با هیچ زن دیگری آشنا نبوده‌ام، نه پیش و نه پس از ازدواجم وقتی که ازدواج کردم قسم می‌خورم که هنوز بی‌گناه بودم. مسائل جنسی برایم هیچ وقت جالب نبوده‌اند آدم‌هایی را که این همه وقت صرف آن می‌کنند درک نمی‌کنم آخر این که فقط بچه‌بازی است. یک روز به یادم می‌آید که داشتم فیلم زن به زن را می‌نوشتم، داستان سرنوشت مردی بود که در پاریس معشوقه‌ای دارد. بعد در اثر تصادف حواسش را از دست می‌دهد و بعد با زن دیگری زندگی می‌کند که برایش کودکی هم به دنیا می‌آورد، خوب من 23 سال بیشتر نداشتم و هرگز با یک زن به سر نبرده بودم و کوچک‌ترین خبری از اینکه چطور یک زن بچه‌دار می‌شود نداشتم. از این هم کمتر درباره کارهای کسی که مثلا در پاریس با معشوقه‌اش به سر می‌برد، سر در می‌آوردم یا وقتی که همان شخص با فرد دیگری که به او کودکی هدیه می‌کند می‌رود و ... *حالا که می‌دانید مستر هیچکاک؟ بله، حالا من یک دختر 35 ساله دارم، با سه نوه؛ بین خودمان بماند. من حالا یک پدربزرگم. به هر حال تصورش را کنید که وقتی دخترم به دنیا آمد من 30 سالم بود و تازه آن وقت بود فهمیدم بچه‌ها را لک‌لک‌ها با خودشان نمی‌آورند. شاید باور نکنید، هیچکس باور نمی‌کند. همه خیال می‌کنند من این چیزها را برای این می‌گویم که برای خودم شخصیت خاصی ایجاد کنم ولی تا 24 سالگی لب به الکل نزده بودم و تا 25 سالگی سیگار نکشیده بودم. من فوق‌العاده خجول بودم؛ خجول‌تر از امروز وقتی کسی شوخی‌های دوپهلویی را تعریف می‌کرد تا بناگوش مثل آلبالو سرخ می‌شدم. اما راجع به زنم، با او فقط به این دلیل که خودش از من خواهش کرد، ازدواج کردم. سال‌ها ما با هم سفر کرده بودیم و با هم کار می‌کردیم ولی حتی به او دست نزده بودم. *آخر چرا؟ مگر از زن‌ها خوشتان نمی‌آید؟ البته که خوشم می‌آید، حتی پیش‌تر از مردها در واقع در مقابل آنها کمتر از مردها خجالتی هستم مثلا برای یک مرد هرگز از این چیزها تعریف نمی‌کنم از زن‌ها برای به رستوران رفتن خوشم می‌آید، نه به دلیل جنسی. وقتی از من می‌پرسید که آقای هیچکاک چرا هنرپیشه‌های زن فیلم‌های شما همیشه بلوند هستند؟ آیا از بلوندها خوشتان می‌آید؟‌ می‌گویم نمی‌دانم، یا باید بر حسب اتفاق باشد یا چون من یک جنتلمن هستم و از کوچکی خیال می‌کردم زن‌ها باید بلوند باشند. زن من هم بلوند است. در مقابل هیچ کدامشان احساس ضعف نمی‌کنم نه در مقابل بلوندها نه سرخ‌ها و نه سیاه‌ها.. *خیلی معذرت می‌خواهم ولی شما از کجا این عقیده را دارید؟ چه سوالی! وقتی مردم حرف می زنند من سراپا گوشم. من اطلاعاتم را کسب می‌کنم. البته این‌ها اطلاعات دست دوم است ولی شیمیدان‌ها هم می‌دانند که اگر آدم پودر مخصوصی را با پودر دیگری مخلوط کند، منفجر می‌شود و آدم به هوا می‌رود ولی برای اثبات آن حتماً خودشان به هوا نپریده‌اند. *کاملاً‌ درست است. حتماً خانمتان از شما خیلی باید راضی باشد، مستر هیچکاک!‌ امیدوارم... *تبریک می گویم، هر وقت زنتان را طلاق دادید، من با شما ازدواج می‌کنم. ممنونم. مورد توجه قرار گرفتن همیشه باعث خوشحالی من است ولی برای خودتان خواب و خیال نبافید. یک تکه گوشت کباب شده برای من خیلی بیشتر از یک دماغ خوشگل کوچولو ارزش دارد. از زن‌ها در درجه اول انتظار دارم که از آشپزی سر در بیاورند. شما خوب غذا می‌پزید؟ زن من یک آشپز عالی است من هم یک شکموی وحشتناک هستم. چیزی که در این دنیا خوشبختم می‌کند خوردن،‌ نوشیدن و خوابیدن است. من مثل یک بچه شیرخواره می‌خوابم، خیلی زیاد می‌نوشم (صورت قرمزم را که دیده‌اید؟) و مثل یک خوک می‌خورم. چند روز پیش داشتم در نیویورک قدم می‌زدم، یک دفعه عکس خودم را در پنجره مغازه‌ای دیدم و قبل از آن که خودم را تشخیص دهم، فریادی از ترس کشیدم. بعد بلافاصله به زنم تلفن کردم و پرسیدم «این ژامبون متحرک کیست؟» باور کردنی نیست ولی در جوابم گفت «تو هستی عزیزم». *ولی بدون شک برای شما خیلی کم پیش می‌آید که از ترس فریاد بکشید با عادتی که شما به ترساندن دیگران دارید باید مفهوم ترس برای شما بیگانه باشد. برعکس من ترسوترین و وحشت‌زده‌ترین آدمی هستم که ممکن است به او برخورده باشید. من هر شب خود را در اتاقم حبس می‌کنم. انگار که دیوانه‌ای در پشت در منتظر بریدن گلوی من است. من از همه چیز می‌ترسم از دزدها، از پلیس‌ها، از شلوغی، از تاریکی، یکشنبه‌ها، ترس از یکشنبه‌ها ترسی است که از کودکی وقتی پدر و مادرم می‌خواستند به رستوران بروند در من به وجود آمد. آنها سر ساعت شش من را به رختخواب می‌فرستادند. ساعت هشت من از خواب بیدار می‌شدم. هیچ کسی در خانه نبود جز سکوت و نوعی روشنایی خفه. بی‌خود نبود که قبل از ازدواج به زنم گفتم که شب‌های یکشنبه می‌خواهم یک غذای خوب در میان نور فراوان بخورم و مردم در اطرافم باشند. ترس از پلیس‌ها وقتی 11 ساله بودم و برای برگشتن پول بلیت نداشتم. پیاده به طرف خانه راه افتادم و شب ساعت 9 به خانه رسیدیم. پدر در را باز کرد و چیزی نگفت. نه سرزنشی و نه هیچ چیز دیگری فقط به من نامه‌ای داد و گفت این را ببر برای واستون. واستون پلیس بود و از دوستان خانوادگی ما به حساب می‌آمد. هنوز نامه را تمام نکرده مرا در یک سلول زندانی کرد و فریاد کشید «این سزای پسرهای بدی است که شب‌ها ساعت نه به خانه برمی‌گردند.» 53 سال هر وقت پلیس را می‌بینم از ترس شروع می‌کنم به لرزیدن. از آدم‌هایی که با هم دعوا می‌کنند هم می‌ترسم.من هرگز با کسی دعوا نکرده‌ام و اصلا نمی‌دانم کتک‌کاری یعنی چه؟ از تخم‌مرغ‌ها هم می‌ترسم. در حقیقت بیشتر نفرت است تا ترس این چیزهای سفید گرد. بدون همزنی آدم‌ آنها را می‌شکند و باز هم در وسط آن چیز گرد بی‌روزنی وجود دارد اما چیزی زشت‌تر از تخم مرغی که می‌ترکد و مایع زردرنگش را قاطی می‌کند، دیده‌اید؟ خون شاد است. قرمز است. ولی زرده تخم مرغ زرد است. نفرت‌اور است. هرگز آن را نچشیده‌ام. بعد هم از فیلم‌های خودم می‌ترسم هرگز به دیدن فیلم‌های خود نمی‌روم. نمی‌فهمم آدم‌ها چطور طاقت می‌آورند. *آقای هیچکاک این واقعا غیرمنطقی است به علاوه بنا به فیلم‌هایتان شما خودتان هم آدمی غیرمنطقی هستید. بله از نقطه نظر منطق بگیریم هیچ کسی در مقابل آنها طاقت نمی‌آورد. موافقم ولی منطق یعنی چه؟ هیچ چیز احمقانه‌تر از منطق نیست. منطق نتیجه فکر است و تفکر نتیجه تجربیات. چه کسی می‌گوید که تجربیات ما درست هستند؟ سگ من از موزیک سر درنمی‌آورد. باخ حوصله‌اش را به حد مرگ سر می‌برد. پس یعنی سگ من غیرمنطقی است؟ نه فقط تجربیات سگم سوای تجربیات باخ است. من اصلا برای منطق ارزشی قائل نیستم. هیچ کدام از فیلم‌هایم بر پایه منطق بنا نشده‌اند. فیلم‌های من بر پایه هیجان بنا شده‌اند نه بر پایه منطق. یک بمب به من بدهید تا سقراط جل و پلاسش رو جمع کند. هیچ چیزی بهتر از یک بمب برای دلهره آفریدن نیست. نمی‌گویم غافلگیری می‌گویم دلهره. *آقای هیچکاک! آموزگار من و خوانندگانم باشید. دلهره را شرح دهید. باشد مجسم کنید که این مصاحبه به صحنه‌ای از یک فیلم است. ما در اینجا نشسته‌ایم و خبر نداریم که در ضبط صوت شما یک بمب گذاشته شده است. حتی تماشاگران هم خبر ندارند. یک دفعه بمب می‌ترکد و ما به هوا می‌پریم و هزار قطعه می‌شویم. غافلگیر شدن تماشاگران. وحشت. ولی این غافلگیری و وحشت‌زدگی چقدر طول می‌کشد؟ 5 ثانیه نه بیشتر. اما در مورد دلهره، ما اینجا نشسته‌ایم و خبر نداریم در ضبط صوت شما یک بمب پنهان است ولی تماشاگران می‌دانند و می‌دانند این بمب در عرض 10 دقیقه منفجر خواهد شد. البته تماشاگران به هیجان می‌آیند و می‌پرسند که این دو تا دارند سر چی اینقدر وراجی می‌کنند؟ مگر نفهمیده‌اند یک بمب در آن دستگاه پنهان است؟ اضطراب نفس برنده، دلهره ولی درست یک دقیقه قبل از موعد معین من روی این دستگاه خم می‌شوم و می‌گویم آهای این تو بمب است و بعد دستگاه را برمی‌دارم و به بیرون پرتش می‌کنم. پایان دلهره. تمام اسرار در این نکته نهفته است که نگذاریم بمب هرگز بترکد. یک دفعه من این اشتباه را کردم و گذاشتم بترکد. بمب در دست کودکی بود که در یک اتوبوس سوار می‌شد. سه دقیقه قبل از موعد معین بمب ترکید. این یک اشتباه بزرگ بود. هرگز آن را دوباره تکرار نخواهم کرد. مردم باید رنج ببرند، عرق بریزند، ولی آخر سر باید نفس راحتی بکشند. *آقای هیچکاک! این نوع اضطراب مورد علاقه شماست؟ هرگز؛ از آن متنفرم. آنقدر متنفرم که وقتی زنم دارد در آشپزخانه سوفله درست می‌کند تحمل نمی‌آورم. آیا سوفله بالا می‌آید نمی‌آید؟ من به همین خاطر یک اجاق شیشه‌آی خریدم که آدم بتوان از بیرون تویش را ببیند. ولی فایده‌ ندارد. نمی‌توانم 10 دقیقه آنجا بایستم ببینم بالاخره بالا می‌آید یا نه. *ولی محتوای فیلم‌هایتان تنها از دلهره تشکیل نشده است. باید بگویم در آنها طنز هم هست؛ طنزی که با وهم عجین شده است. این دیگر در دست من نیست. مخلوط کردن ترس و وهم در انگلیسی‌ها امری است طبیعی. داستان دو زنی که در یک پارک به مردی برمی‌خورند که سر موش‌های زنده را می‌خورند را می‌دانید؟ خب، یکی از آنها با نفرت رو به دیگری می‌کند و می‌گوید هیچ وقت نان با آب نمی‌خورم؟ و داستان آن هنرپیشه معروف که به وسیله یک بمب به قتل رسید می‌دانید. مراسم تدفین هنرپیشه معروف برپا می‌شود و همه هنرپیشه‌ها در آن شرکت می‌کنند. در همان اثنا که تابوت را در گودال می‌گذارند، یک هنرپیشه جوان به طرف یک هنرپیشه خیلی پیر که اسمش چارلی است خم می‌شود و می‌پرسد چارلی تو چند سالته. چارلی جواب می‌دهد 89. هنرپیشه جوان می‌گوید پس دیگر احتیاجی به خونه رفتن نداری؟ اگر دست من بود نمی‌گذاشتم یک نفرشان به خانه برود. *می‌دانم شما از هنرپیشه‌ها زیاد خوشتان نمی‌آید. بارها از این که در بین هنرپیشه‌ها حتی یک دوست هم ندارید. اظهار فخر کرده‌اید. از گفته‌های شما است که «هنرپیشه‌ها گاوند». اگر هم گاو نباشند، بچه هستند. این مطلب را هم اغلب گفته‌ام و هر کسی می‌داند که بچه‌های خوب و بد وجود دارند. بچه‌های احمق هم وجود دارند. قسمت اعظم هنرپیشه‌ها، بچه‌های احمق هستند، دائم دعوا می‌کنند، به خودشان یک دنیا می‌نازند. هر چه از دور و بر من دورتر باشند، خوشحال‌ترم. در اثنایی که 1500 کلاغ را رهبری می‌کردم، کارم کمتر از راهنمایی حتی یک هنرپیشه بود همیشه گفته‌ام که والت دیستی صحیح‌ترین کارها را کرد. هنرپیشه‌هایش از کاغذ تشکیل شده‌اند و هر وقت از آنها خوشش نیاید، آنها را پاره می‌کند. *راجع به گریس کِلی چه می‌گویید؟ گریس والا مقامتان؟ گریس حساس است، دیسیپلین دارد و خیلی هم دقیق است. مردم خیال می‌کنند که او زن سردی است، ولی چه اشتباهی! او یک آتشفشان پوشیده از برف است. از این که نشد «مارنی» را با او بسازم، خیلی متأسف شدم. تقریباً به اندازه خود او. می‌دانید، خیلی دلش می‌خواست. در حقیقت، من دنبالش نفرستادم. خود او بود که آمد پیشم و گفت «هیچکاک! نقشی برای من در نظر نداری؟» چرا گریس! نقش یک زن دزد را. آخ، چه عالی! ولی متأسفانه درست لحظه‌ای که باید مسأله را رو می‌کردیم. مصادف شد با درگیری پرنس رینه و دوگل، پر شده بود که گریس، که حالا شوهرش با دوگل دچار اشکالاتی شده است، می‌خواهد شوهرش را ترک کند. به این موضوع دیگر فکر نکرده بودیم. خوب یک بلوند دیگر را به کار گرفتم. *هیچکاک! با تمام اینها خیلی عجیب است که شما یک چنین تحقیری نسبت به هنرپیشگانتان احساس می‌کنید. از تناوب آشکار شدنتان در فیلم‌های خودتان می‌شود حدس زد که افسوسی پنهانی باید در شما نهفته باشد که چرا نمی‌توانید هنرپیشه باشید. این فقط به خاطر عادتی است که از مدت‌ها پیش در من مانده است. از همان زمانی که به اندازه کافی پول برای پرداخت مزد هنرپیشگان نداشتم و باید در رل سیاه لشکرها به اجبار ظاهر می‌شدم. این کم کم مبدل شد به نوعی خرافات، و تصمیم گرفتم در فیلم‌هایم همیشه باشم. حتی در فیلم قایق نجات هم ظاهر شده‌ام، فیلمی که از اول تا به آخر روی پهنه دریا رخ می‌دهد توجیه ظاهر شدنم در روی عرشه یک کشتی کمی مشکل بود، ولی مسأله را به این ترتیب حل کردم که یکی از هنرپیشگان در کشتی روزنامه کهنه‌ای را می‌یابد، آن را باز می‌کند و در وسطش تبلیغاتی می‌بیند که عکس آن آدم چاق را انداخته‌اند. این آگهی تبلیغ داروی لاغری است و آن مردک خون مانند هم خود من. البته واضح است که من خودم را وارد فیلم می‌کنم، چون می‌دانم تماشاگران مرا می‌جویند ولی همان اول ظاهر می‌شوم تا آنها در جست و جویشان از موضوع فیلم منحرف نشوند و کاملاً هم کوتاه ظاهر می‌شوم. چون از جلوی دوربین آمدن خجالت می‌کشم. به هیچ قیمتی حاضر به هنرپیشه شدن نبودم. شغل دلخواه من وکالت دعاوی، آن هم فقط در زمینه جنایت بود. در آنجا می‌توانستم شاهد هزاران چیز دراماتیک باشم. * آقای هیچکاک، آیا هرگز در یک موقعیت ناراحت‌کننده قرار گرفته‌اید؟ نه، هرگز؛ مگر در فیلم‌ها من هرگز در یک موقعیت ناراحت‌کننده قرار نمی‌گیرم، ولی شما در یک چنین موقعیتی قرار خواهید گرفت. *من؟ چطور آقای هیچکاک؟ چون باید مقاله‌ای درباره من بنویسید و هیچ چیزی درباره من نمی‌دانید! *خیال می‌کنید مستر هیچکاک! چرا. می‌دانم با تمام طنز صمیمانه‌تان با وجود چهره‌ گرد مطبوعتان. با وجود شکم گرد قشنگتان، شما خبیث‌ترین و ظالم‌ترین آدمی هستید که تاکنون به او برخورده‌ام. خبرگزاری فارس منبع: تلخیص مجله تماشا از «کتاب هیچکاک همیشه استاد»، سال 1352 ]]> سینما Sun, 23 Jul 2017 06:09:01 GMT http://www.honarnews.com/vdcb9wb9.rhba5piuur.html فیلمبرداری فیلم جدید اصغر فرهادی آغاز می شود http://www.honarnews.com/vdcfycd1.w6djjagiiw.html فیلمبرداری فیلم جدید اصغر فرهادی با حضور پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم هفته آینده آغاز می شود. به گزارش هنرنیوز، هفته آینده فیلمبرداری فیلم جدید اصغر فرهادی هفته آینده آغاز می شود و همه بازیگران این اثر اسپانیایی و آرژانتینی هستند. پیش از این شورای سینمای اروپا با اختصاص بیش از ۷ میلیون یورو از تولید ۲۷ فیلم پشتیبانی مالی کرد که پروژه اسپانیایی اصغر فرهادی که محصول مشترک فرانسه، اسپانیا و ایتالیا است، در این فهرست قرار گرفت. این فیلم بی‌نام یکی از مهمترین پروژه‌های این فهرست بود. این فیلم با بودجه ۱۲ تا ۱۳ میلیون دلاری با بازی ریکاردو دارین، پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم در مادرید تولید می‌شود. ]]> سینما Mon, 24 Jul 2017 13:25:28 GMT http://www.honarnews.com/vdcfycd1.w6djjagiiw.html آرژانتین میزبان «یتیم‌خانه ایران» ابوالقاسم طالبی می‌شود http://www.honarnews.com/vdce7v8o.jh8eei9bbj.html فیلم سینمایی «یتیم خانه ایران» به همت مرکز فرهنگی ال خارتچه، ۲۶ جولای، روز چهارشنبه این هفته در بوینس‌آیرس، پایتخت آرژانتین اکران و نقد و بررسی می‌شود. به گزارش هنرنیوز، فیلم سینمایی «یتیم خانه ایران» به همت مرکز فرهنگی ال خارتچه، ۲۶ جولای برابر با ۴ مرداد ماه در بوینس‌آیرس، پایتخت آرژانتین اکران می‌شود. بنابراین گزارش، برخلاف اکران‌های پیشین، این برنامه اکران به صورت عمومی نیست و با حضور فعالان فرهنگی-رسانه‌ای آرژانتین همراه با نقد و بررسی آخرین ساخته ابوالقاسم طالبی برگزار می‌شود. گفتنی است پیش‌تر، این فیلم سینمایی به همراه فیلم‌های «قلاده‌های طلا»، «تنهای تنهای تنها» و تعدادی از آثار جشنواره مردمی فیلم عمار در قالب هفته فیلم سینمای مستقل ایران و با شعار «ایرانی که ندیده‌اید» در دانشگاه UNALR شهر لاریوخا و همچنین دو سالن سینمایی گامونت و تیپوگرافیکو پایتخت کشور آرژانتین اکران و با استقبال مردم مواجه شده بود. ]]> سینما Mon, 24 Jul 2017 13:24:23 GMT http://www.honarnews.com/vdce7v8o.jh8eei9bbj.html برگزاری جشنواره بین‌المللی امام رضا (ع) در ۷۷ کشور جهان http://www.honarnews.com/vdcgn79y.ak9tq4prra.html به گزارش هنرنیوز ، اکبر شیخ در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به اینکه در آستانه دهه کرامت هستیم و از سوم مرداد سالروز ولادت حضرت فاطمه معصومه (س) تا ۱۳ مردادماه سالروز ولادت حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) در دهه کرامت قرار داریم اظهار کرد: امسال همچون سال‌های گذشته پانزدهمین دوره جشنواره فرهنگی و هنری امام رضا (ع) در ۳۱ استان، ۷۷ کشور، ۲۴۰۰ نقطه از اقصی نقاط جهان برگزار می‌شود. وی گفت: رویکرد امسال جشنواره ضمن حفظ تمام دستاوردهای جشنواره‌ قبلی، اهتمام به سوی مردمی‌شدن دارد. ۳۸۳ دستگاه فرهنگی، هنری و نهادهای مردم‌نهاد و اجرایی و فرهنگی در بزرگترین رخداد فرهنگی، معنوی و هنری جهان اسلام یعنی جشنواره بین‌المللی امام رضا (ع) مشارکت دارند. او تأکید کرد: برای مردمی شدن این اتفاق بزرگ باید حضور مردم را پررنگ‌تر از قبل ببینیم و بر همین اساس ما از حوزه هیأت‌های مذهبی که در تمام نقاط کشور فراگیر هستند دعوت کرده‌ایم تا در این جشنواره حضور داشته باشند. به امید اینکه علاقه و عشق نسبت به دهه تکریم در جامعه که دهه شادی و نشاط است بیشتر شود. دبیر پانزدهمین جشنواره بین‌المللی امام رضا (ع) ادامه داد: حدود ۲۲ هزار کانون فرهنگی- هنری مساجد، سازمان اوقاف و امور خیریه، ۲۲۰۰ نهاد دانشگاهی، ۱۴۰۰ پایگاه‌ فعال فرهنگی-هنری در این جشنواره حضور دارند و امیدواریم که با اقدامات انجام شده بتوانیم جشنواره را به سمت مردمی شدن پیش ببریم. شیخ ادامه داد:‌موضوع دومی که جشنواره امسال را از جشنواره سال‌های گذشته متمایز می‌کند، علاوه بر بُعد مردمیِ آن، این است که ما بسته‌های فرهنگی را به تمام استان‌ها و شهرستان‌ها ارسال کرده‌ایم تا تمام شهرها، ارگان‌ها، نهادها و شهرداری‌ها و هیات‌های مذهبی بتوانند از این بنرهای تبلیغاتی که مرتبط با دهه کرامت است، استفاده کنند و از این طریق به ترویج شادی در جامعه بپردازند. او گفت: دهه تکریم، دهه شادی و سرور است و شعار امسال ما نیز این است که «در شادی اهل بیت (ع) شاد باشیم» و جشنواره امسال مزین به این شعار است. ما سعی کرده‌ایم حتی در فضای مجازی نیز در این رابطه فعالیت‌ها و اقداماتی داشته باشیم. خوشبختانه این جشنواره با رشد ۲۰۵ درصدی همراه بوده است. دبیر پانزدهمین جشنواره بین‌المللی امام رضا (ع) ادامه داد:‌ با توجه به اینکه سال ۲۰۱۷ مشهد به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی شده است ما در صدد هستیم که در این ایام برنامه‌های ویژه‌ای در مشهد مقدس داشته باشیم که از جمله آن‌ها می‌توان به برگزاری مجمع جهانی خادمان فرهنگ رضوی در هفتم مردادماه و همچنین همایش بین‌المللی بانوان مروج فرهنگ رضوی جهان اسلام در نهم مردادماه اشاره کرد. در عصر ۱۲مرداد نیز مراسم اختتامیه جشنواره بین‌المللی امام رضا (ع) برگزار می‌شود. شیخ تأکید کرد: در حوزه بین‌الملل نیز همکاری‌های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مجمع جهانی اهل بیت (ع)، سازمان اوقاف و امور خیریه، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، جامة‌المصطفی العالمیه و... بسیار چشمگیر بوده است و ما در کشورهای مختلف نشست‌های فرهنگی با موضوع ترویج فرهنگ رضوی و اعزام خادمان فرهنگ رضوی را داشته‌ایم و در صدد هستیم که با بیشتر شدن این همکاری‌ها در خارج از کشور ترویج فرهنگ رضوی را داشته باشیم. او ادامه داد: نزدیک ۴۰۰ عنوان برنامه را در پانزدهمین جشنواره بین‌المللی امام رضا (ع) در زمینه‌های مختلفی از جمله شعر، نمایش، فیلم، تئاتر رضوی، کارهای پژوهشی، علمی، نشست‌های تخصصی و... را داریم. ]]> سینما Sat, 22 Jul 2017 09:51:12 GMT http://www.honarnews.com/vdcgn79y.ak9tq4prra.html تولید مشترک، توجه به سینمای انیمیشن، ورود به بازارهای جدید فیلم مستند http://www.honarnews.com/vdcdfj0n.yt0ox6a22y.html به گزارش هنرنیوز ، سیدمهدی طباطبایی‌نژاد با اشاره به تغییرات اخیر در معاونت‌های این مجموعه اظهار داشت: با توجه به مصوبه اخیر هیات اُمنای مرکز و نظر آقای حیدریان، تنها در معاونت اداری و مالی و خزانه‌داری «مرکز» تغییراتی اتفاق افتاد و حقیر هم در خدمت دوستان مستندساز و انیماتور خواهم بود. مرتضی رزاق‌کریمی نیز به عنوان قائم‌مقام به همکاری با ما ادامه خواهد داد. وی ادامه داد: در حوزه معاونت اداری- مالی و حقوقی، از آنجا که مجید مغنیان به عنوان خزانه‌دار بنیاد فارابی منصوب شدند، از جمع ما جدا شدند؛ جمشید مدرس‌سعیدی و علیرضا قاسم‌خان هم به دلیل منع استفاده از نیروهای بازنشسته به صورت مستمر، امکان ادامه همکاری با ما را نداشتند. به همین دلیل با این دوستان خداحافظی کردیم. البته قاسم‌خان به عنوان مشاور مدیرعامل در امور تحقیقات و پژوهش همچنان همراه ما خواهد بود؛ ضمن اینکه فعلاً مدیری در بخش پژوهش منصوب نخواهد شد، چرا که ممکن است مرکز گسترش تغییر ساختار داشته باشد و این تغییرات مستلزم جلسات و بحث‌های زیادی در کارگروه مربوطه هست؛ مثل این بحث که «مرکز» در دو معاونت مستند و انیمیشن ادامه راه دهد. این موضوع در حال بررسی است و در آینده‌ای نزدیک مشخص می‌شود. موفقیت در جشنواره‌های معتبر و عرضه ۴۵۰ فیلم در حوزه VOD مدیرعامل مرکز گسترش با بیان اینکه مجموعه «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» به زعم دوستانی که ما را قضاوت کردند، چهار سال پُر تلاش را سپری کرده تا شرایط خوبی برای سینمای مستند و انیمیشن ایران رقم بزند، تصریح کرد: این ادعا با نگاهی به حضور موفق فیلم‌های مستند و انیمیشن تولیدی «مرکز» در جشنواره‌های معتبر دنیا قابل اندازه‌گیری است. البته مرکز گسترش همواره حرکت رو به رشدی داشته و در چهار سال گذشته سرعت این حرکت بیشتر شده است. ما در سال ۹۵ موفقیت‌های چشم‌گیری در حوزه فیلم‌های مستند و انیمیشن در جشنواره‌های معتبر ملی و بین‌المللی داشتیم؛ از جمله حضور در بخش مسابقه جشنواره هات‌داکس کانادا و جشنواره انسی فرانسه؛ ضمن اینکه جوایز متعددی هم از جشنواره پویانمایی تهران، جشنواره فیلم فجر و... به آثار تولیدی «مرکز» تعلق گرفت. وی افزود: اگرچه حضور در جشنواره‌ها برای سینمای مستند و انیمیشن ارزشمند است، اما کافی نیست. نگاه ما نزدیک شدن به مخاطب هدف است و به همین دلیل تلاش کردیم در بخش سینمای مستند با عقد قراردادهایی با صداوسیما، فضای بهتری برای نمایش این آثار ایجاد کنیم. سال گذشته حق پخش ۸۰ فیلم مستند طی قراردادی به شبکه مستند و تامین برنامه تلویزیون واگذار شد. در بخش VOD که سامانه نمایش درخواستی است نیز با حدود ۹ شرکت داخلی که اجازه فعالیت در این حوزه را داشتند، قرارداد بستیم و ۴۵۰ عنوان فیلم در این سامانه‌ها قرار داده شد. VOD در جهان رقیب جدی تلویزیون‌ها است، اما در ایران این سیستم به تازگی راه‌اندازی شده و هنوز قابلیت‌های فراوان خود را به نمایش نگذاشته است. طبیعتاً هنوز آن‌گونه که می‌خواهیم در این فرایند به بازدهی نرسیده‌ایم، اما امیدواریم این موقعیت عرضه جدی‌تر گرفته شود. طباطبایی‌نژاد با اشاره به توجه مرکز گسترش به حوزهٔ شبکه نمایش خانگی هم اظهار کرد: فیلم مستند محدودیت‌هایی برای عرضه دارد و مخاطبان آن محدود‌تر هستند؛ با این وجود ما از ظرفیت شبکه نمایش خانگی غافل نبودیم و سال گذشته هشت عنوان فیلم را در این حوزه عرضه کردیم. البته تلاش می‌کنیم در دوره جدید آثار بیشتری را برای مخاطبان هدف خود عرضه کنیم. توجه به موضوعات روز سینمای مقاومت توجه به موضوعات ارزشی مانند موضوع تکفیری‌ها و داعش، بخش دیگری از فعالیت‌های اخیر مرکز گسترش بود که مدیرعامل مرکز گسترش به آن اشاره کرده و گفت: در این دوره توجه ویژه‌ای به موضوعاتی که پیش از این کمتر مورد توجه قرار گرفته بودند و از موضوعات روز سینمای مقاومت محسوب می‌شوند، داشتیم. هر چند نگاه ما به تولید این آثار فرهنگی و ارزشی بوده، اما از آنجایی که فیلم‌ها کیفیت بالایی دارند، به نظر می‌رسد نظر مخاطبان جدی‌تر را هم به خود جلب کرده است. «تولید مشترک» فضایی برای عرضه بهتر آثار مستند وی با تاکید بر افزایش تولیدات مشترک در حوزه مستند عنوان کرد: آقای حیدریان نسبت به تولید مشترک با سایر کشور‌ها تاکید دارند و این از برنامه‌های مهم دوره جدید فعالیت مرکز گسترش است. البته تولید مشترک دشواری‌ها و محدودیت‌های خاص خود را دارد، اما باید به این سمت حرکت کنیم. ما هر اندازه در فضای داخلی کشور فعالیت‌های جدی داشته باشیم، تا زمانی که به سمت مخاطب بین‌المللی حرکت نکنیم، آنچه مورد نظرمان است مُحقق نخواهد شد. طباطبایی‌نژاد ادامه داد: حضور جشنواره‌ای مواجهه با گروهی محدود است؛ نمایش‌های داخلی هم نوعی ارتباط با مخاطبان محدود است؛ لذا باید به رسانه‌های وسیع‌تر در سطح بین‌المللی فکر کنیم و شبکه‌های تلویزیونی معتبر دنیا مدنظر ما باشند که این موضوع جز با تولید مشترک حاصل نمی‌شود. زمانی که یک شبکه معتبر و یا کمپانی شناخته شده برای ساخت فیلمی در کنار ما قرار می‌گیرد، فضای عرضهٔ آن اثر هم باز‌تر خواهد شد. مدیرعامل مرکز تاکید کرد: در کنار تولید مشترک، بازاریابی برای عرضهٔ فیلم‌های مستند به شبکه‌های تلویزیونی غیرممنوعه هم در دستور کار ما قرار دارد؛ چرا که جدا از آورده‌های اقتصادی، این موضوع به لحاظ فرهنگی بسیار برای ما حائز اهمیت است. فیلم مستند با بیان واقعیت‌ها، موثر‌ترین ابزار برای آشنایی مردم کشورهای دیگر با فرهنگ ما است. این سینما می‌تواند تصویر درستی از ایران که سرشار از جذابیت‌های تاریخی و قومی و جغرافیایی است را به جهان ارائه دهد. تقویت تهیه‌کنندگی مستند؛ رویکرد مهم مرکز گسترش وی با اشاره به اهمیت تقویت تهیه‌کنندگی در سینمای مستند تصریح کرد: این حوزه می‌تواند یکی از رویکردهای تازه ما در «مرکز» باشد. متاسفانه در طی سال‌های گذشته به دلیل محدودیت‌های بودجه، در زمینه تقویت نظام تهیه و تولید چندان موفق نبودیم. ما تهیه‌کننده‌ای که قراردادی امضا کند و آن را به کارگردانان مختلف بسپارد، نداریم. تهیه‌کنندگان عموماً مواجه‌ای کارمندی با ما دارند و اکثرشان هم تهیه‌کننده- کارگردان هستند؛ در حالی که دفا‌تر تهیه مستند باید فعال شوند. ما به دنبال تهیه‌کنندگانی هستیم که بخشی از هزینه تولید را دریافت کرده و خودشان امکان تهیه مابقی سرمایه را داشته باشند. طباطبایی‌نژاد افزود: به این شکل مستندسازان ضمن فاصله گرفتن با عرصهٔ متصدی‌گرایانه تولید مستند، با بسیاری از صاحبان صنایع ارتباط گرفته و فضاهای تازه‌ای برای جذب بودجه ایجاد خواهند کرد. اگر مستندسازان ما را صرفاً حامی خود ببینند و بازار مستند را علاوه بر مرکز گسترش و صداوسیما، در فضاهای دیگری جستجو کنند، شرایط بهتری ایجاد خواهد شد. بسیاری از پروژه‌های بزرگ عمرانی در کشور ما اجرا می‌شود که مستندی از آن ساخته نمی‌شود یا نهایتاً از سوی کارمندان روابط عمومی مستندسازی می‌شود؛ در حالی که دولت می‌تواند پروژه‌های بزرگ را ملزم به عقد قرارداد با مستندسازان معتبر کند. اگر این الزامات جدی گرفته شود، بازارهای تازه‌ای برای مستندسازان ایجاد خواهد شد. خانه‌های مستند در استان‌ها جان می‌گیرند به گفته طباطبایی‌نژاد، یکی از مواردی که مرکز گسترش در بخش حمایتی به آن توجه خواهد کرد، حمایت از خانه‌های مستند استان‌های کشور است. وی در این باره توضیح داد: روال ما همواره بررسی طرح‌ها و حمایت مالی از فیلمساز‌ها بوده است، اما از سال قبل بحث خانه‌های مستند را با همکاری اداره‌کل ارشاد استان‌ها پیگیری کردیم. تفاهم‌نامه‌ای هم با سازمان سینمایی امضا کردیم و ردیفی را به این موضوع اختصاص دادیم تا از تاسیس خانه‌های مستند در شهرستان‌ها حمایت کنیم. ما تلاش می‌کنیم با همکاری اداره‌کل استان‌ها، مجموعه مستندسازان یک شهر یا استان را دورهم جمع کنیم تا بصورت مستقل فعالیت کنند. خانه مستند اصفهان یکی از نمونه‌های موفق در این زمینه است که «مرکز» حمایت حداقلی از آن داشته و این خانه با حضور و فعالیت مستندسازان این شهر به حیات خود ادامه می‌دهد. مدیرعامل مرکز گسترش تاکید کرد: حمایت از این خانه‌های مستند امری متصدی‌گرایانه نیست و در واقع ما در برخی امور از جمله برگزاری کارگاه‌های تخصصی، دوره‌های کارآموزی و... به این خانه‌های مستند کمک می‌کنیم. وی افزود: سال گذشته در جشنواره سینماحقیقت مستندسازان کرمانی را شناسایی و دور هم جمع کردیم؛ هر چند هنوز خانه مستند استان کرمان راه‌اندازی نشده، اما با اداره‌کل ارشاد کرمان صحبت‌هایی داشتیم تا این خانه فعال شود. البته این موضوع به این شکل نیست که ما به تنهایی برای راه‌اندازی آن وارد عمل شویم. دفا‌تر متعددی از سوی انجمن سینمای جوان در شهرهای مختلف وجود دارد و ما قصد راه‌اندازی دفا‌تر دیگری در کنار این مراکز را نداریم و می‌خواهیم این خانه‌های مستند به صورت خودجوش و کاملاً صنفی شکل بگیرند. طباطبایی‌نژاد در ادامه خاطرنشان کرد: به زودی سفری به تبریز خواهیم داشت و با مدیرکل ارشاد استان آذربایجان شرقی قرار گفتگویی برای تاسیس و راه‌اندازی خانه مستند تبریز داریم و پس از آن استان‌های دیگر را در دستور کار قرار خواهیم داد. امیدواریم در هر سال بتوانیم سه یا چهار خانه مستند را در استان‌های مختلف راه‌اندازی کنیم. اگر در مجموعه استان‌های کشور این تشکل‌های صنفی «خانه‌های مستند» را فعال کنیم، اتفاق بزرگی برای سینمای مستند رقم خواهد خورد و مستندسازان ما به عنوان تشکلی جدی به کار خود رونق خواهند داد. تغییر رویکرد تولید آثار مستند تلویزیونی به سینمایی مدیرعامل مرکز گسترش با بیان اینکه در طول سال‌های گذشته حجم تولید فیلم‌های مستند نیمه‌بلند بر دیگر آثار غلبه داشته است، اظهار داشت: برای سال‌های آتی در دستور کار «مرکز» قرار دادیم که حدود نیمی از تولیدات، مستند بلند باشند تا هم در عرضهٔ اکران موفق‌تر باشیم و هم رویکرد فیلم‌های مستند از تلویزیونی به سینمایی تغییر یابد. البته دربارهٔ سینمای انیمیشن این رویکرد وجود ندارد و کماکان به رویهٔ هنری گذشته ادامه خواهیم داد. توجه جدی به حوزه انیمیشن در دوره جدید طباطبایی‌نژاد پیرامون حمایت از تولیدات انیمیشن نیز یادآور شد: در طول سال‌های گذشته عمده توجه ما به حوزه فیلم سینمایی اول و مستند بود؛ اما از زمانی که تولید فیلم‌های سینمایی اول را به بنیاد فارابی واگذار کردیم، توجه جدی‌تری به حوزه انیمیشن داریم. مرکز گسترش ‌در این زمینه موفقیت‌های خوبی به دست آورده و فضای تازه‌ای را برای انیمیشن‌های هنری ایجاد کرده است. در سال‌های آتی هم یکی از رویکردهای جدی «مرکز» توجه به سینمای انیمیشن است. امسال ۳۰ فیلم انیمیشن کوتاه هنری را در دست تهیه داریم، به اضافه دو فیلم سینمایی انیمیشن که یکی در مسیر تولید و دیگری در مرحله پیش‌تولید است. شاید سومین فیلم سینمایی انیمیشن را هم که در دست بررسی است، به مرحله تولید برسانیم. وی افزود: سینمای انیمیشن در دنیا امری جدی محسوب می‌شود و بسیاری آینده سینمای جهان را بدون انیمیشن مبهم و ناممکن می‌دانند. رونق این بخش از سینما رونق تمام سینما است. شاید در سال‌های قبل‌ ما نسبت به این حوزه کمی کوتاهی کردیم، اما امسال تلاش می‌کنیم که تولیدات انیمیشن را به لحاظ کیفی و کمی افزایش دهیم تا سینمای انیمیشن هم‌پایهٔ سینمای مستند و حتی مهم‌تر و جدی‌تر از آن مورد توجه قرار گیرد. تحت این شرایط انیماتور‌ها با حمایت مرکز، فضایی برای کسب موفقیت‌های بیشتر می‌یابند و ما هم در کنار مؤسساتی که حامی سینمای انیمیشن هستند، به عنوان بازوی اجرایی سازمان سینمایی در حوزه حمایتی سینمای انیمیشن تلاش می‌کنیم نقشی جدی در این زمینه داشته باشیم. مدیرعامل مرکز با اشاره به هم‌افزایی مجموعه مؤسسات سازمان سینمایی که یکی از نکات مورد اشاره رئیس سازمان سینمایی است، تصریح کرد: به گفته آقای حیدریان مدرسه ملی سینما، مرکز گسترش، بنیاد فارابی، انجمن سینمای جوان، موسسه سینماشهر، گروه هنر و تجربه و... همه باید در ارتباط مستمر با هم فعالیت‌های خود را پیش ببرند. ما در این دوره تلاش کردیم تا با مؤسسات زیرمجموعه سازمان سینمایی ارتباط دقیق‌تری داشته باشیم. در همین راستا و در بخش آموزش سینمای مستند و انیمیشن میان مرکز گسترش و مدرسه ملی سینما تفاهم‌نامه‌ای امضا شده است. تغییرات در جشنواره سینماحقیقت طباطبایی‌نژاد یکی از بزرگ‌ترین اتفاقات سینمای مستند ایران را طراحی و برگزاری جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت اعلام کرد و افزود: توجه مردم به فیلم مستند و رونق این سینما طی سال‌های اخیر حاکی از میل جامعهٔ ما به آگاهی است. سینمای مستند دغدغهٔ آگاهی دارد و هر جامعه‌ای به افزایش آگاهی تمایل داشته باشد، به این معناست که به توسعه علاقمند است. جامعه‌ پیشرفته نمی‌تواند به فیلم مستند بی‌توجه باشد. من از تمامی بانیان و متولیان جشنواره سینماحقیقت که پیش‌تر این مسئولیت را برعهده داشتند، از جمله محمد آفریده که مؤسس این جشنواره بود و شفیع آقامحمدیان که چهار سال برگزاری این جشنواره را برعهده داشت، تشکر می‌کنم. سینماحقیقت در تمامی دوره‌ها معتبر بوده و مسیر خوبی را طی کرده است. این جشنواره به‌درستی شروع شد و به‌درستی ادامه یافت. من جشنواره خوبی را تحویل گرفتم و همکاران خوبی هم در کنار خود دارم تا سینماحقیقت قوارهٔ درخور و شایسته‌ای برای سینمای مستند بیابد. دبیر جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت با اشاره به تغییرات جدید ایجاد شده در این رویداد گفت: ما در جشنواره امسال تغییراتی دادیم؛ نخست اینکه بخش «مسابقه ملی» و «جایزه شهید آوینی» از سه بخش به دو بخش «مستند کوتاه» و «مستند بلند» تغییر یافت که بخش کوتاه شامل فیلم‌های تا ۴۵ دقیقه می‌شود و بخش بلند هم مستندهای بالای ۴۵ دقیقه را دربر می‌گیرد. بسیاری از جشنواره‌های معتبر دنیا هم چنین زمانبندی دارند، ضمناً یکی از دلایل دیگر تغییر این بود که از جشنواره فیلم کوتاه تهران که دو ماه قبل از ما برگزار می‌شود و در بخش فیلم‌های مستند، آثار زیر ۳۰ دقیقه را می‌پذیرد، به دلیل تشابه فیلم‌ها و تکراری بودن فاصله بگیریم. به همین دلیل مدت زمان فیلم‌های مستند کوتاه سینماحقیقت ۴۵ دقیقه شد. وی تاکید کرد: در این سال‌ها تجربه کردیم که تعداد فیلم‌های مستند جدی بخش نیمه‌بلند و بلند، هر سال رو به افزایش بوده و مستندهای کوتاه کاهش می‌یابند؛ لذا به دلیل توجه به مستندهای بلند که پس از جشنواره قابلیت اکران هم پیدا می‌کنند، این تغییرات را انجام دادیم. دعوت از بهترین‌های سینمای مستند جهان برای حضور در ایران طباطبایی‌نژاد ادامه داد: یکی از اتفاقات مهم جشنواره یازدهم سینماحقیقت، دعوت از میهمانان معتبر خارجی برای سفر به ایران است. البته سال‌های گذشته هم میهمانان مهمی به جشنواره آمده‌اند؛ مثلاً در دوره دوم ۱۲۰ نفر می‌ه‌مان داشتیم و امسال هم در تلاشیم تا بهترین‌های سینمای مستند جهان را به این جشنواره دعوت کنیم. هفته پیش جلسه‌ای هم با دکتر پاکدامن مدیرکل دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه داشتیم. ایشان از مدیران باتجربه و علاقمند به سینما هستند و در تلاش هستیم با همراهی ایشان و دوستان دیگر، ارتباط وسیع‌تری با کشورهای مختلف ایجاد کنیم. به عنوان مثال اگر امسال مرور سینمای دانمارک را در سینماحقیقت برگزار کردیم، مرور سینمای مستند ایران را هم در این کشور داشته باشیم و به این معنا، ارتباط متقابلی با سایر کشور‌ها از منظر فرهنگی ایجاد نماییم. وزارت خارجه هم از این موضوع استقبال کرده است و امیدواریم جشنواره سینماحقیقت با ارتباطات جدی‌تر، به صورت جهانی برگزار شود. افزودن مستندهای سیاسی و مردم‌شناسی وی با بیان اینکه امسال دو بخش به بخش‌های جنبی جشنواره افزوده شده است، اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین ابزارهای عالم سیاست در دنیا تولید فیلم مستند است و هر سال فیلم‌های مستند بسیاری با موضوع سیاسی در دنیا تولید می‌شود. به همین دلیل ما در جشنواره امسال بخشی را به مستندهای سیاسی اختصاص دادیم. در این بخش دو یا سه فیلم ایرانی هم حضور خواهند داشت، اما همکاران من از مدت‌ها قبل، از جمع بیش از دو هزار فیلم در حال انتخاب هستند تا فیلم‌های شاخص سیاسی روز دنیا را که در مجموعاً حدود دوازده فیلم می‌شود، در بخش غیر رقابتی جشنواره نمایش دهیم. دبیر جشنواره سینماحقیقت افزود: مستندهای مردم‌شناسی و قوم‌نگار نیز همواره در سینمای جهان جایگاه ویژه‌ای دارند و خوشبختانه در کشور ما هم مستندسازان شاخصی در این حوزه فعالیت داشته‌اند. در سال‌های اخیر تولیدات ارزشمندی در این زمینه داشتیم و در مرکز گسترش هم مستندهای خوبی تولید شده است. در یازدهمین جشنواره سینماحقیقت، بهترین مستندهای مردم‌شناسی و قوم‌نگار روز دنیا برای مخاطبان نمایش داده خواهد شد که این فرصت مغتنمی برای مستندسازان است. نگاه ما به «مستند بحران» خبری نیست طباطبایی‌نژاد با تاکید بر اینکه توجه به موضوع «مستندهای بحران» یکی از مسائل جدی مستندسازی در دنیاست، عنوان کرد: پس از خبر، این سینمای مستند است که در معرض مواجه با اتفاقات است. البته ما در مرکز گسترش نگاه خبری به بحران نداریم و هرگاه مستندسازی پیرامون یک موضوع بحرانی، طرح خوبی ارائه داده است، از آن پروژه حمایت کرده‌ایم. در این زمینه ما سعی می‌کنیم ایجاد انگیزه کنیم و چنین موضوعاتی را خارج از نوبت بررسی و بلافاصله تبدیل به قرارداد کنیم. ما هر زمان کوچک‌ترین اعلام آمادگی فیلمساز را دریافت کرده‌ایم، سعی کردیم خودمان را با آن موضوع هماهنگ کنیم. پس از محاصره شیعیان در مناطق فوعه و کفریا و حادثه ناگواری که رخ داد، یکی از مستندسازان اعلام آمادگی کرد و مستندی پیرامون این موضوع ساخته شد. طرحی هم دربارهٔ معدن زمستان یورت آزادشهر از سوی یک مستندساز خانم ارائه شد و با حمایت ما هم اکنون در حال ساخت است؛ اما دربارهٔ حادثه پلاسکو با طرح جذاب و موثری رو‌به‌رو نشدیم. دغدغه ما تولید چنین مستندی بود، اما متاسفانه طرح متقاعد‌کننده‌ای ارائه نشد. استقبال از افزایش تعداد بانوان مستندساز در سال‌های اخیر به گفته طباطبایی‌نژاد، در بسیاری از جشنواره‌های مستند دنیا تعداد قابل توجهی فیلمساز زن وجود دارد؛ حتی دبیر بسیاری از جشنواره‌های معتبر از جمله «ایدفا» هم خانم هستند. در ایران نیز طی سال‌های اخیر، تعداد بانوان مستندساز افزایش یافته است و حضور موفق و موثری در این حوزه داشته‌اند که قابل تقدیر است. وی که با ایلنا گفتگو می کرد در این ارتباط گفت: البته من اساساً تفکیک جنسیتی در این زمینه را قبول ندارم. در «مرکز» ما تنها به طرح و تفاوت نوع نگاه زنان و مردان توجه داریم. هر فیلمسازی که طرح قابل قبولی داشته و توانمند باشد، می‌تواند از حمایت ما برخوردار شود و فیلم بسازد. ]]> سینما Sat, 22 Jul 2017 10:50:17 GMT http://www.honarnews.com/vdcdfj0n.yt0ox6a22y.html وزیر ارشاد درگذشت حبیب الله کاسه ساز را تسلیت گفت http://www.honarnews.com/vdcdxj0n.yt0of6a22y.html به گزارش هنرنیوز ، متن پیام سیدرضا صالحی امیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به شرح زیر است: انالله و اناالیه راجعون خبر درگذشت تهیه کننده متعهد سینمای ایران، مرحوم حبیب الله کاسه ساز موجب تاسف و تاثر گردید. آن مرحوم که در پی تحمل یک دوره سخت بیماری، جان به جان آفرین تسلیم کرد، در دوره حیات خود نقش قابل توجهی در تولید آثار سینمایی به ویژه در به تصویر کشیدن ارزش های دفاع مقدس ایفا کرد. در آستانه سالروز شهادت رئیس مذهب جعفری، حضرت امام صادق (ع) از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم غفران و رحمت واسعه و برای بازماندگان محترم صبر و شکیبایی مسالت دارم. ]]> سینما Wed, 19 Jul 2017 19:22:38 GMT http://www.honarnews.com/vdcdxj0n.yt0of6a22y.html