محسن شهرنازدار: مهمترین ضعف پژوهشگران موسيقي ناآگاهی از روش تحقیق است

9 شهريور 1389 ساعت 11:40


مهم ترين چالش پژوهش موسيقي در ایران، عدم آگاهي از زمينه هاي متعدد پژوهش هم از سوي پژوهشگر و هم از سوي نهادهاي سفارش دهنده است. از سوي ديگر ناآگاهي از روش تحقيق و مدل هاي تحليلي و بحث هاي نظري نیز به این چالش ها افزوده است.
به گزارش هنر نیوز به نقل از پايگاه اطلاع رساني موسيقي ايران، محسن شهرنازدار کارشناس و پژوهش‌گر موسيقي اظهار کرد: موسيقي در کنار بُعد هنري خود، ابعاد ديگري دارد که با محتوای هنری موسیقی مرتبط نیست، اما عمیقا با بسیاری از شاخه های هاي علوم انسانی پیوند می خورد و بستر پژوهش موسیقی را از تحقیقات صرفا موسیقی شناسانه فراتر می برد.
وي با اظهار اين که متاسفانه روش و قاعده اي دقيق براي بحث هاي نظري در موسیقی وجود ندارد، گفت: پژوهش در موسيقي مثل بسیاری موضوع ديگر در ایران در يک فضاي تیره و ناملموس مطرح شده و نتيجه گيري و برداشتي که از آن به دست آمده، به دلیل ناآگاهی از مفهوم پژوهش موسیقی و نیز ناآگاهی از حوزه های وسیعی که دارد ، روشن نشده است.
وي پرسش بنیادی را مبناي پژوهش عنوان کرد و گفت: پرسش بنيادي در تمام زمينه های پژوهش مطرح است و پژوهش موسیقی هم مثل هر پژوهش دیگری باید با پرسش بنیادی آغاز شود. تا پرسشی نباشد اساسا طرح پژوهشی نوشته نمی شود،اما در موسیقی امروزه متاسفانه پژوهش ها بدون این پرسش ها انجام می شود.
وي در اين باره ادامه داد: در دوره اي نگرش کلي ما ايراني ها نسبت به فرهنگ و تمدن ایرانی تغيير کرد؛ بعد از جنگ هاي ايران و روس ، نیازی که ایرانی ها در آگاهی از جهان پیرامون خود حس کردند،نسلی از تحصیلکردگان ایرانی از فرنگ برگشته را به وجود آورد که عموما دو برخورد سلبي و ايجابي با فرهنگ ايراني داشتند. در برخورد سلبي که البته در دوره پهلوي اول و دوم رنگ مي بازد، معتقد بودند که بايد تمام آن چه خود داريم را دور بريزيم و فرهنگي مبتني بر فرهنگ غرب را جايگزين کنيم، اما در برخورد ايجابي، مي گفتند بايد با فرهنگ خودمان آشنا شويم و آن را بازشناسي و حتی بازسازی کنيم. مهم این بود که در هر دو نگاه،پرسشی درباه فرهنگ ایرانی پیش آمده بود و نگاهی از بیرون به آن انداخته شده بود و به گمان من نه تنها در موسیقی که در تمامی شاخه های علوم انسانی و فرهنگ ایرانی این پرسش ها مطرح شد و تلاش برای پاسخ دادن به آن، به طور کلی زمینه های پژوهش در ایران را فراهم کرد.
شهرنازدار با تاکيد بر اين که اولين گرايش هاي آکادميک به پژوهش موسیقی نيز در دوره پهلوي دوم و با حضور افرادي چون دکتر محمد تقي مسعوديه شکل گرفت، افزود: دکتر مسعوديه اولين کسي است که بر اساس متودولوژی پژوهش موسیقی در مکتبی که آن را آموخته بود؛تلاش مي کند بخشي از فرهنگ موسیقی بومي را آنالیز صوتی و بازشناسي کند. البته قبل از او نیز گروهي از موسیقیدانهای ایرانی با این ایده که می توان با الهام از موسيقي اقوام ايراني موسیقی های جدید ساخت و به دنبال یک زبان ملی برای ارکستر بزرگ و بخصوص سمفونیک، به گردآوری موسیقی اقوام برای خلق آثار تازه پرداختند. مثل ثمین باغچه بان،امین شهمیری،حسین ناصحی،غریب، ناصری و ...قبل از این نسل هم در اداره موسیقی دوره وزیری، افرادی چون لطف الله مبشری به گردآوری موسیقی بومی پرداختند.اما گردآوری موسیقی و یا آنالیز و تحلیل صوتی آثار، تنها بخش ناچیزی از پژوهش در عرصه موسیقی است که متاسفانه امروزه در محور پژوهش موسیقی در ایران قرار گرفته است.
شهرنازدار با تاکيد بر اين که موسيقي در ایران جايگاه متزلزل و مخدوش اجتماعي دارد، تصريح کرد: وقتی ما در بحث های اولیه "بودن و نبودن"، "آموزش دادن و یا آموزش ندادن" موسیقی در جامعه مانده ایم و چند دهه است که در این بحث های ابتدایی غوطه می خوریم، طبیعتا بحث های ثانویه مثل پژوهش موسیقی، اوضاعی به مراتب بدتر دارد. اهمیت موسيقي در یک جامعه، زمينه بالندگي پژوهش به عنوان قدم بعد را فراهم مي کند. اما در همین اوضاع آشفته هم می شد انتظار داشت که پژوهش موسیقی مسیر هموارتر و آگاهانه تری را طی کند.
اين پژوهشگر موسيقي با بيان اين که خيلي از امورات مربوط به موسيقي به جای آنکه در اختیار اصناف مربوط و یا هنرمندان باشد، در دست سازمان هاي دولتي است، تصريح کرد: این سازمان ها که ردیف پژوهش موسیقی را در اختیار دارند ،بدون شناخت کافی از زمینه های متعدد پژوهش و بی آنکه نیاز حقیقی آن را بدانند و یا اساسا پرسشی درباره موسیقی مطرح باشد، صرفا بر اساس ردیف بودجه و احتمالا آمارهای مالی سالانه، قراردادهايي را براي پژوهش هاي غير کاربردي با افرادی امضا می کنند که وقت بیشتری را پشت در اتاق آقایان مسئول گذرانده اند! نتیجه حجم انبوهی از پژوهش های بی پرسش و بی نتیجه درباره موسیقی است.
شهرنازدار معتقد است مهم ترين چالش پژوهش موسيقي در ایران، عدم آگاهي از زمينه هاي متعدد پژوهش هم از سوي پژوهشگر و هم از سوي نهادهاي سفارش دهنده است. از سوي ديگر ناآگاهي از روش تحقيق و مدل هاي تحليلي و بحث هاي نظري نیز به این چالش هاافزوده است.اين پژوهش‌گر موسيقي در ادامه تاکيد مي کند: نسبت بودجه پژوهش موسيقي قابل قياس با ساير فعالیت های موسیقی در ارگان های مرتبط نیست.به طور مثال در معاونت هنري ارشاد ،کمترين بودجه به مرکز مطالعات و تحقيقات هنری اختصاص داشت که آن را هم هر روز کمتر و کمتر کردند و به بودجه انتشار فصلنامه هنر تقلیل دادند.
شهرنازدار به قابليت هاي پژوهش موسیقی و زمينه هاي متعدد آن در موسيقي ايراني اشاره کرد و افزود: پژوهش در عرصه موسيقي تنوع حيرت آوري دارد؛ موسيقي های شهري،قومی، زمینه های اجتماعی پیدایش انواع موسیقی،موسیقی های کاربردی،رابطه گروه های اجتماعی و ژانر های موسیقی،اثرات بالینی موسیقی،حوزه نظریات فلسفی و یا حوزه های تمدنی موسیقی،تاریخ،مدیا و بسیاری دیگر... پژوهش موسیقی تاکیدی بر موسیقی های قدیم و یا موسیقی هایی که با فرهنگ های قومی پیوند خورده اند ندارد. متدهاي اوليه بر اين اساس بود، اما امروزه هر پديده مرتبطي مي تواند موضوع پژوهش موسیقی باشد و توسط متخصصین علوم انسانی مثل جامعه شناسان،انسان شناسان ،روان شناسان و ...انجام شود. ممکن است براي شناخت يک جامعه به پژوهش موسیقی روبياوريم. مثلا موسيقي لس آنجلس در ايران یا موسيقي ای که در تاکسي ها مي شنويم و ... می تواند موضوع تحقیق باشد. نتایج ممکن است به ارزيابي خواسته ها و آرزوهاي یک جامعه توسط جامعه شناس منجر شود. الزاما قرار نيست يک پژوهش به توليد موسیقی بيانجامد. اين تلقي اشتباهی است که برای زمینه های تحقبق محدوديت و فضاي بسته اي را ايجاد می کند و متاسفانه زمزمه این بحث را در کلام برخی پژوهشگران موسیقی هم می شنویم.
شهرنازدار هم‌چنين درباره اثربخشي يک کار پژوهشی، ابراز کرد: اثر بخشي پژوهش به طور کلی دو رويکرد متفاوت دارد؛ اول اثر بخشي آني است ؛ مثلا می خواهند ترافيک تهران را برطرف کنند و با تحقيق ميداني، تعداد و حجم ماشين ها و طول و عرض خیابان ها و سایر اطلاعات را تحليل محتوا می کنند و نتيجه گيري فوري در قالب یک راهکار اتفاق می افتد. اما الزاما همه پژوهش ها اين گونه نيستند؛ ممکن است در زمينه هواشناسي تاثير آلودگي هوا در 100 سال آينده بر لايه ازن را بررسی کنند! از سوي ديگر بايد توجه داشت که ارزيابي علمي بر اساس خاستگاه پژوهش صورت مي گيرد، اگر جامعه شناسي به موسيقي مي پردازد، نتيجه را بايد جامعه شناسان ارزيابي کنند نه اینکه هرجا واژه موسیقی آمد،مجریان موسیقی مرجع اظهار نظر باشند!
وي افزود: به صورت کلي تعداد پژوهش هاي خوب در عرصه موسیقی انگشت شمار است. متاسفانه بسیاری از افرادي که به ظاهر پژوهش موسیقی انجام مي دهند، نه زمينه هاي اصلي آن را مي شناسند نه با قواعد و روش تحقیق آشنایی دارند و بسیاری هم صرفا جمع آوري اطلاعات می کننددر صورتی که گردآوري اطلاعات لزوما پژوهش نيست.
وي در يک جمع بندي کلي آسيب هاي متوجه پژوهش موسيقي را اين گونه عنوان مي کند: نا آشنايي پژوهش‌گران با روش تحقیق،نداشتن پرسش بنیادین در پژوهش، عدم اولويت بندي موضوعات و ضروریات، نا آشنايي نهادهاي دولتي با زمینه های پژوهش موسیقی و هزنيه کردن رديف بودجه تحقیق در جايي که به هيچ کاري نمي آيد. شهرنازدار در پايان گفت: مخاطب پژوهش های انجام شده در زمینه موسیقی موزيسين ها نيستند و باعث تاسف است که سطح دانش اهالي موسيقي بالا نيست ،معمولا اهالي موسيقي صرفا مجري هستند و دانش دفاع از اثر خود را هم ندارند و همين ناآگاهی اسباب بسياري از مشکلات موسیقی در ایران را فراهم کرده است .


کد خبر: 16031

آدرس مطلب: http://www.honarnews.com/vdca6wn6.49nie15kk4.html

هنر نیوز
  http://www.honarnews.com