استاد رضا بانگیز با حضور در غرفه پایگاه اطلاعرسانی هنرنیوز؛
فکر نمیکردم روزی به درد جامعه بخورم!
5 آبان 1389 ساعت 11:13
استاد رضا بانگیز با حضور در غرفه هنرنویز با خبرنگاران این پایگاه خبری به گفتگو نشست که بخشهایی از آن را با هم میخوانیم:
من از زمان هنرستان با آقایان روحبخش، مرحوم پیلآرام همکلاس بودم و بیشتر هنرمندان از آن دوره اسم و رسمی پیدا کردند. وقتی وارد این کار شدم فکر نمیکردم روزی به درد جامعه بخورم، فقط به خاطر عشق و علاقه وارد شدم چون خوشحالم که فقط برای هنر کار کردهام و این دلیل دل نشین بودن کار من است.
وی ادامه داد: من درس چاپ را نزد آقای مارکو گرگوریان یاد گرفتم و مانند دوستی در کنار ما بود. عشق و علاقه عجیبی در کار داشتیم و امکانات خوبی داشتیم.
من در آثارم علاقه به انعکاس زندگی انسانها به خصوص هم وطنان خودم را دارم، طوری که بتوانم خوشبختیها و گاه نگونبختیهای آنان را انعکاس دهم.
یک کار در یونان داشتم که در آن مردی با فرمی خاص ایستاده بود و دایرهای قرمز که الهام گرفته از اسطرلاب است را به دور خود کشیده بود. کار دیگری هم داشتم با موضوع حجامت که برایم یادآور خاطرات دور بود.
از سبکهای نقاشی اطلاعی نداشتم
من در ابتدای کار از سبکهای نقاشی اطلاعی نداشتم و بعد از مدتی کار در این عرصه به دیگران اعتقاد به این داشتند که کارم مثل کار اکسپرسیونیسمها است. خودم هم پس از اینکه بیشتر در این مورد تحقیق کردم دیدم نظرشان درست است.
نقاشی در نهاد تمام افراد قرار داده شده
نقاشی در نهاد تمام افراد قرار داده شده و میتوان به آن یک هنر الهی لقب داد. از زمان حضور انسان در غارها نقاشی را بر روی سینه غارها پیدا میکردند. پس نقاشی در ما نهفته شده که عدهای آن را ابراز میکنند و از آن لذت میبرند و عدهای آن را نادیده میگیرند. من در کار از کسی تأثیر نگرفتهام؛ اما میتوانم بگویم کارهای پرویز کلانتری و سهراب سپهری را دوست دارم.
چیزی نیست که مرا آزار دهد
چیزی نیست که مرا آزار دهد اما میتوانم بگویم ما هنرمندان مذهبی که صورتمان پر خطوط گذشت عمر است به توجه احتیاج داریم. به عنوان مثال نمایشگاهی بود در پاریس که موضوع آن، شمس و مولانا بود، من در این زمینه کارهای زیادی داشتم، متأسفانه شخصی که در آن زمان بر سر کار بود به جای تنها آثار خود را به آن نمایشگاه برد.
وضعیت نقاشی چاپی در فضای فعلی
من در این کار آلوده شدهام و سختیهای آن را در نظر نمیگیرم اما اگر بخواهم مشکلات فعلی کار را بیان کنم، اول کمبود امکانات در خلق این نوع آثار است، دیگر لینلئون پیدا نمیشود و من مجبور به استفاده از لاستیک میباشم که کار را با مشکل مواجه میکند، اما با این وجود کار را دوست دارم و هر کار سختیهای خود را دارد. در آخر فقط تقاضای حمایت دولت را دارم، باید هنر روح انسان معاصر را آرام کند. اما چه به کمک بشود و چه نشود کار خود را خواهیم کرد.
کد خبر: 19096
آدرس مطلب: http://www.honarnews.com/vdcep78z.jh8ooi9bbj.html