نقد و نظر در مورد برگزاری هفتههای فرهنگی استانها در تهران؛
تلاش برای تمرکززدایی فرهنگی از پایتخت یا پایتختگرایی فرهنگی
5 ارديبهشت 1390 ساعت 11:43
تهران را اگر از هر منظری اعم از اقصادی؛ سیاسی؛ فرهنگی و اجتماعی مورد بررسی قرار دهیم، در خواهیم یافت که این شهر به مرحلهای از اشباع رسیده که دیگر توانایی در خود جای دادن فعالیتهای بیشتر را ندارد. به بیان دیگر؛ تهران مملو از فعالیتهای گوناگون است و به همین دلیل، دولت بر آن شده تا تمرکززدایی را در این کلانشهر با جدیت به ثمر برساند؛ اما این مساله تنها ختم به انتقال کارمندان و ادارات نمیشود و طبیعی است که این مساله به فعالیتهای فرهنگی هم مربوط است. از آنجا که جغرافیای ایران در یک گوناگونی فرهنگی قرار دارد و شرق و غرب و شمال و جنوب پر از هنر بومی و منطقهای است به راحتی میتوان فعالیتهای فرهنگی را در کشور غیرمتمرکز و با این راه مناطق گوناگون را به همه معرفی کرد. اما؛ رخدادی که امروز در پایتخت در حال تکرار است؛ برگزاری هفتههای فرهنگی استانها در تهران است. در این شرایط باید گفت با توجه به این که تهران کولاژی از ایرانیهای مناطق مختلف کشور است؛ و هر کدام از این آدمها با خود فرهنگ مناطق خود را هم به همراه دارند؛ به هم عرضه میکنند و در این عرضه فرهنگی، اغلب رفتارهای بومی منتقل میشود؛ دیگر چه نیازی به برگزاری چنین هفتههای فرهنگی است.
مساله تمرکززدایی فرهنگی که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بر پایه سایر حوزههایی که قرار است در دولت از آن تمرکززدایی شود؛ چرا مورد غفلت واقع میشود؟ وزیر فرهنگ با تاکید زیاد در یکی از سفرهای استانیاش به آذربایجان غربی گفته بود: ظرفیت تمدن ایران بسیار فراتر از آن چیزیست که هم اکنون به عرصه ظهور رسیده است. همچنین وی با تاکید بر تمرکززدایی مقوله فرهنگ از سطح پایتخت به دیگر مناطق کشور گفته بود: در هر استانی با توجه به اقتضاعاتی که در آن مناطق وجود دارد سوژههایی را مشخص و مورد توجه قرار دادهایم که هم اکنون در حال اجرا شدن است که از این جمله میتوان به جشنواره خلیج فارس در جنوب کشور اشاره کرد. بنابراین فعالیتی پر رونق؛ در زمینه تمرکز زدایی فرهنگی از سطح قطب تهران را پیشبینی میکنیم.
اما آیا این مساله تا کنون جامع عمل پوشیده است. به راستی برگزاری هفتههای فرهنگی استانهای مختلف برای تهرانیها چه مزایایی دارد؟ تهران ک در حوزه فرهنگ به سطحی از اشباع رسیده که دیگر برگزاری برنامههای فرهنگی مخاطب چندانی (آنگونه که ممکن است همان فعالیت در شهرستانها برگزار شود) ندارد. آیا بهتر نیست هفته فرهنگی سیستان و بلوچستان در استانهای غربی کشور؛ و به همین ترتیب استانها با هم در ارتباط باشند تا اینکه در تهران به عرضه برسند و چندان استقبالی هم از کار آنها نشود. مگر جشنواره موسیقی؛ تئاتر؛ هنرهای تجسمی و ... همان هفتههای فرهنگی نیست؟ چرا سازمانهای مختلفی که علاقه فه فعالیتهای فرهنگی دارند به سراغ موازی کاری با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میروند؟
البته برخی هم هستند که مزایایی برای این فعالیتها در نظر میگیرند؛ ما هم منکر این مزایا نیستیم اما در مقایسه با سند راهبردی فرهنگی کشور که بر پایه تمرکز زدایی از پایتخت است همخوانی ندارد. برای اینکه یک طرفه به قاضی نرفته باشیم برخی از نظرات این افراد را هم بیان میکنیم؛ از محاسنی که برخی برای این حرکها برشمردند میتوان به این موراد اشاره کرد؛ نخست اینکه هفتههای فرهنگی میتوانند تشویقی برای هنرمندان مناطق باشد چرا که اجرا در پایتخت و عرضه فعالیت هنری در این شهر برای بسیاری از هنرمندان ارزشمند است. دوم اینکه برخی از هنرهای فراموش شده استانها میتواند در این هفتهها معرفی بیشتر شود؛ سوم اینکه هفتههای فرهنگی برای کسانی که از دیارشان هجرت کرده و به پایتخت آمدهاند احساسی نوستالژیک دارد.
کد خبر: 26071
آدرس مطلب: http://www.honarnews.com/vdcfyxd0.w6dveagiiw.html