امین الله رشیدی آهنگساز، خواننده و نویسنده در گفتگو با هنر نیوز:
موسیقی بیانگر زندگی ملتهاست
27 تير 1389 ساعت 10:31
خوانندهاي كه شناسنامهاش گذر هشت دهه از زندگي را نشان ميدهد اما قطعات شعری او، زبان کتابها و آهنگهایش هشتاد ساله نیست و از بيشتر قطعاتي كه تاكنون خوانده بوي جواني و شادابي به مشام ميرسد. او همچنان با شور و انرژي مي خواند، می نوازد، مي نويسد و شعر میگوید.
** در حال حاضر چه آلبوم جدیدی در دست انتشار دارید؟
تا کنون از آثارم شش آلبوم منتشر شده است. البته هفتمین آلبومم هم خیلی وقت است که آماده شده؛ اما هنوز موفق به اخذ مجوز از وزارت ارشاد نشدم چرا که دو آهنگ آن بهوسیلۀ هم صدایی من با خانم حنانه ساخته شده که چندی است به آهنگهایی که این چنین بهوسیلۀ هم صدایی ساخته می شود دیگر مجوزی نمیدهند.
** در این آلبوم کدام ترانه بیشتر به دلتان نشسته است؟
آهنگی به نام «سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است»، که از سروده های مهدی اخوان ثالث است. البته ناگفته نماند که سه آلبوم دیگر هم از کارهای خصوصی و شخصی خودم تهیه کردهام که تا چند روز دیگر آماده میشود و آن را در اختیار هرکسی که بخواهد قرار خواهم داد و قصد منتشرکردن و اقدام برای اخذ مجوز آن را ندارم.
من در حدود چهل آهنگ اجرا نشده دارم که بایستی اجرا شود و اجرای آنها منوط به این است که خود مسئولین کشور به ما ارکست بدهند. حتی من تصمیم دارم که چند تا از این آهنگها را به جوانترها بدهم تا آنها اجرا کنند . من چند بار تا به حال تذکر دادم اما مسئولین هنوز هیچ ندایی ندادند. در صورتیکه در این زمانه ما با بحران بیآهنگی رو به رو هستیم و روز به روز از تعداد آهنگسازان کشورمان کاسته می شود.
** در خصوص کتابهایتان چه؟ بالاخره انتشار «ایران در رهگذر زمان » به کجا رسید؟
من تا به حال دو کتاب منتشر کرده ام. اولین کتابم از کاشان تا کاناری سفرنامه است که در آن جزئیات سفرهایم به اروپا تا جزائر قناری آمده که به خاطر طنز گونه بودن آن امیدوارم که با خواندنش خستگی از تن تان بیرون رود. دومین کتابم «عطر گیسو» است که خاطرات رادیویی هنری و یادداشتهایم در آن نهفته است و اما سومین کتاب من با نام «ایران در رهگذر زمان» که در حقیقت ادامه کتاب «عطر گیسو» ست. یک قسمت اين كتاب متشكل از موضوعات مختلف تاريخي، علمي، ادبي و سرگذشت موسيقي ايران و ادبيات ايران است كه تمام تحولات يك قرن گذشته را مورد بررسي قرار مي دهد. قسمت ديگر آن به ادبستان ايران كه منتخبي از اشعار شاعران معاصر است، اختصاص دارد. همچنين در انتهاي كتاب 450 قطعه عكس از هنرمندان موسيقي، شعر، ادبيات و تاريخ نيز به چشم ميخورد. متاسفانه این کتاب در حدود چهار سال و نیم است که در وزارت ارشاد منتظر مجوزبوده و هنوز موفق به اخذ مجوز برای این کتابم نشدهام.
** برنامه کنسرتهای شهرستانتان در چه وضعیتی است، آیا کنسرت جدیدی خواهید داشت یا خیر؟
آذرماه سال گذشته به همدان رفتیم و در آنجا به مدت دو شب در تالار بوعلیسینا کنسرتی را برگزار کردیم. اين كنسرت به همراه نوازندگاني چون رضا شفيعيان نوازنده سنتور، شاهرخ قزنيني نوازنده كمانچه، غفاري نوازنده تار، حميدرضا شجاعي نوازنده ني، امين گلستاني نوازنده عود، عليرضا مشعوفي نوازنده تنبك و محمد ابراهيم ذوالقدر به عنوان خواننده برگزار شد.
هم اکنون در پی برگزاری کنسرتی نیستم؛ چرا که اجرای کنسرت مشکلات و سختی های زیادی را از نظر طی کردن مراحل قانونی در کشور ما دارد که من هم دیگر توان بحث و گفتگو را مثل گذشته ندارم و ترجیح میدهم کنسرتی را بر گزار نکنم. این در حالی است که این روزها حوزه موسیقی در کشور ما را لطمات و آسیبهای زیادی احاطه کرده اند و باید جلوی این خطرات را هرچه سریعتر گرفت.
** با توجه به این صحبت شما و با توجه به اینکه موسیقی احساسات و اندیشه های هر کشور را بیان میکند و یکی از اصلی ترین پایهها و ارکان فرهنگ است، امروزه چه ضربات و آسیبهایی به موسیقی کشور ما وارد شده است؟
موسیقی زندگی هر ملتی است. موسیقی ایران در گذر از سالیانی پر تلاطم و پر فراز و نشیب همواره به عنوان یکی از اصلیترین پایهها و ارکان فرهنگ، بیانگر احساسات و اندیشههای ایرانیان بوده وآواز نیز به عنوان شاخصترین و اصلیترین بخش آن بهشمار میرفته است. چراکه این موسیقی همواره پیوندی نزدیک با شعر داشته است و این درآمیختگی با ادبیاتِ پُر بار و کهن ایران باعث غنای هر چه بیشتر این موسیقی گردیده است.
در نگاهی گذرا در مسیر تاریخ به سادگی می توان دریافت که هجوم اقوام بیگانه ضربههائی شدید و جبرانناپذیر بر پیکر جامعۀ ایرانی وارد کرده و فرهنگ و اندیشۀ این قوم را مورد هجوم قرار دادهاند. بیشک میتوان اذعان داشت که موسیقی نیز از این آسیبها و تأثیرپذیریها در امان نمانده است. چرا که زبان و ادبیات و بسیاری از ساختارهای فرهنگی ما باژگونه شد و تأثیر آن تا هم اکنون نیز ادامه دارد. موسیقی و دیگر بنیانهای فرهنگی زمانی آسیبپذیری بیشتری پیدا خواهند کرد، که بستری مناسب برای رشد نداشته و بخاطر کم کاری و بی توّجهی دچار تکرار شده و بهناچار بهتدریج پویائی و توان خود را از دست میدهد. فراهمنمودن محیطی مناسب برای رشد موسیقی به تلاشی فراوان و زیر بنائی نیاز دارد تا درک عمومی مردم از هنر بالاتر رفته تا بتوانند ظرایف هنر را درک کرده و هر نغمۀ بیارزشی را به گوش نسپارند.
من دو سال پیش در مصاحبهای که داشتم گفتم که تلویزیون ما چهل و شش درصد ازبینندگانش را از دست داده است که امروزه قطعا این تعداد هم بیشتر شدهاند. چند روز پیش نیز که در روزنامه همشهری نیز مقالهای را خواندم که در آن انتقاد شدیدی به برنامههای تلویزیون شده بود بیشتر متاثر شدم. از تلویزیون دیگر صدای موسیقی بلند نمیشود و اگر موسیقی هم پخش شود قطعا از موسیقیهای پر ارزش و پر محتوا و موثر نیست. البته امروزه این اشکال به رادیو نیز وارد است. با داشتن این ادبیات پربار و غنی که ما داریم رسانه کشور ما باید تبلور این ادبیات غنی را به وسیله موسیقی و شعر نشان دهد. وقتی موسیقی خوب از رسانه کشور ما پخش نشود یکی از پیامدهایش رفتن جوانان این مرز و بوم به سمت موسیقیهای زیرزمینی است، که این موسیقی ها حتی بر روح و روان آنها تاثیر مخرب میگذارد.
** شما موسیقی خوب را چه نوع موسیقی می دانید؟
ما دو نوع موسیقی بیشتر نداریم، موسیقی «زنده» و «مرده» و اگر بخواهیم این کلام را تعدیل کنیم باید دو نوع موسیقی سالم و موسیقی بیمارگونه را از هم تفکیک کنیم. موسیقی سالم به رنگ گونه کودکان و گلهای قمصر کاشان است. با طراوت، دلخواه و طرب افزا. موسیقی بیمارگونه هم انواع موسیقیهای رپ و گز و.. را شامل میشود که چیزی که اصلاً در این گونهها مطرح نیست موسیقی است که نه تنها در ایران بلکه در جهان نیز همین معضل امروزه برقرار است. اوضاع موسيقي سردرگم و آشفته است و همه بهشكلي غيرمتعارف به طرف موسيقي پاپ ميروند و موسيقي ايراني اصلا در بورس نيست.
** جایگاه موسیقی ایران را در جهان چگونه ارزیابی میکنید؟
همانطور که گفتم ما در موسیقی ایرانی با بحران آهنگسازی مواجهیم، آهنگسازی گوهر و جوهر اصلی موسیقی است که از طبیعت آن برمیآید. در هیچ آکادمی و کنسرواتوار موسیقی نمی توان آهنگساز تربیت کرد، آهنگسازی اکتسابی نیست بلکه ذوقی و درونی است و تنها شاید بتوان گفت 20 درصد تحصیلات در آن دخیل است.
این همه آهنگسازی که آثار ماندگار خلق کردند هیچکدام تحصیلات آکادمیکی نداشته اند، بزرگانی چون تجویدی، همایون خرم، مرتضی محجوبی، حبیب الله بدیعی و …را می توان نام برد. متاسفانه فضای موسیقی کشورمان سمفونی زده شده است، در حالیکه با دقت بیشتر میتوان آثار در خور توجهتری ساخت و به ملودی پردازان توجه بیشتری کرد نه اینکه فضای موسیقی کشورمان را به سمت سمفونی هدایت کنیم.
در این چند سال اخیر که آهنگ های جدیدی که مورد توجه قرار گیرد ایجاد نشده است و برخی از آهنگسازیهایی که اخیرا انجام میشود در حقیقت ضربیخوانی است و نه آهنگسازی. موسیقی اصلی این است که ابتدا آهنگساز ملودی را می سازد سپس با شاعر ترانه سرا تماس میگیرد، شاعر با شنیدن این آهنگ تحت تاثیر قرار میگیرد و چه بسا گاهی کلمات بهتری را جایگزین کلمات قبلی میکند و خواننده با راهنمایی شاعر ترانهسرا این آهنگ را میخواند. متاسفانه در چند سال اخیر این ارتباط سه گانه بین شاعر، آهنگساز و ترانه سرا کمتر برقرار شده است و همین جایگاه جهانی موسیقی کشور ما را به خطر می اندازد.
** سوال پایانی اینکه از گفتگوهای مطبوعاتی و تلویزیونی که انجام دادهاید یکی از خاطرات خوبتان را برای مخاطبان هنرنیوز نقل کنید؟
تنها خاطرهای که همین الان به ذهنم می آید مصاحبه با خبرنگاری است به نام حسن گوهر پور که باعث شد من شعر تازهای بگویم. چندی پیش بود که او با من تماس گرفت و به منزل ما آمد و شبی در پای صحبت هم نشستیم. چند روز بعد وقتی روزنامه را نگاه کردم تیتری که آن خبرنگار برای مصاحبه من گذاشته بود توجهم را به خود جلب کرد. آن تیتر این بود: «کسی به فکر گلها نیست». ناخود آگاه از این جمله خرسند شدم و تیتر او باعث شد شعر جدیدی بسرایم و این برایم خاطرهای به یاد ماندنی است. بیت اول شعرم این بود: دگر به بزم می خواران بساط مستی بر پا نیست/ در این خزان محنتزا کسی به فکر گلها نیست.
** درباره امینالله رشیدی:
امين الله رشيدي سال 1304 در کاشان متولد شد. وي از سال 1328به مدت 20سال، بهطور منظم آهنگساز و خواننده راديو تهران و راديو ايران بود و در سال 1348 به دلايل شغلي همکاري خود را با راديو قطع کرد. او نخستين خواننده ايراني آشنا با خط بين المللي موسيقي (نوت) هنر آموخته در كلاسهاي رايگان شبانه هنرستان موسيقي ايران، ساختمان قبلي تالار رودكي در سالهاي 1326 تا 1328 شمسي نزد استادان موسيخوان معروفي و دكتر مهدي فروغ و پيش از اين تاريخ فراگيري مقدمات تار نوازي نزد آقايان حسن نقشپور و مسعود معارفي و نيز آموزش خط و نقاشي از استاد علي اكبر صناعتي و بعد از تحصيلات ادامه آموزش نقاشي در كاشان نزد آقايان محمود دبير الصنايع و نقشپور نام برده تا رسيدن به مرحله طراحي.
آهنگ سازي و خوانندگي رشيدي در راديو تهران-ايران از سال 1327 شمسي آغاز و تا پايان سال 1344 بهطور مداوم و مستمر ادامه داشته و در ظرف اين مدت بيش از 120 آهنگ ساخته و با همكاري نوازندگان هنرمند، آقايان حبيب الله بديعي، پرويز ياحقي، همايون خرم، عباس شاپوري، رضا ياوري و جمعي از عزيزهنرمندان در راديو اجرا نموده است. او غير از آهنگ هايي كه خود ساخته است، تعدادي آهنگ از ديگر اساتيد موسيقي ايران همچون آقايان موسي معروفي، حسين يا حقي، علي تجويدي، همايون خرم، شاپور نياكان، عباس زندي و ديگران را نيز بهطور زنده و مستقيم در راديو خوانده است.
در حدود نيمي از آهنگهاي ياد شده در سالهاي قبل از 1334، يعني پيش از رسيدن ضبط صوت به ايران در راديو اجرا شده و بدين جهت اثري از آنها برجاي نمانده است. اما بخشي از نيم ديگر آن آثار از سال 1378 تا اين زمان در 6 كاست و cd بنامهاي "عطرگيسو"و"من عشقم"و"افسونگر"و.... در ایران منتشر شده است.
شغل اصلي رشيدي سردفتري اسناد رسمي بوده است. او داراي دو فرزند دختر و پسر بنامهاي افسانه و صباح است كه داراي ذوق موسيقي هستند. رشيدي در نويسندگي و شاعري نيز دستي دارد. اشعار بعضي از ترانههايش را از جمله (دريا) خود ساخته است. سفرنامه اي از او بنام «از كاشان تا كاناري، جزائر قناري» محتوي گزارش سفرهاي متعدد او به كشورهاي اروپا تا جزائر قناري با چاشني طنز و انتقاد و شعر و موسيقي در سال 1372 توسط انتشارات سنائي تهران و دومين كتابش بنام «خاطره ها و نغمهها - عطر گيسو» محتوي بخشي از نيم قرن خاطرات راديويي هنري و يادداشتهاي ادبي، اجتماعي و سياسي و مطالبي نو و ناگفته در ارتباط با هنر مندان موسيقي و نويسندگان و شاعران معروف ايران با چاپي نفيس در 650 صفحه و 260 تصوير از آنان بوسيله انتشارات عطايي تهران درمعرض نظر و مطالعه علاقمندان به هنر و ادبيات قرار گرفته است. ياد داشتهايي در باره دكتر محمد مصدق، اسرار..محمد مسعود مدير روزنامه مرد امروز و مطالب متنوع ديگري در هر زمينه در اين كتاب منتشر شده و سرانجام با نوتها و اشعار 38 آهنگ – ترانه در كاست هاي نامبرده پايان ميگيرد.
با نظري گذرا بر مطالب خاطرهها و نغمه ها چنين بر ميآيد كه اين هنر مند كاشاني در اكثر هنرهاي رايج زمان كم و بيش دستي داشته و نمونههايي از آن هنرها در اين كتاب منعكس شده است و ميتوان گفت كه چاپ كتابي با اين فرم و محتوي، آنهم از طرف يك هنرمند اهل موسيقي، كم سابقه و اين، نمايانگر دلبستگي و علاقه شديد مولف بهموسيقي و ادبيات ايران و ساير هنرهاست و از نظري ديگر سادهنويسي، صداقت و حقگوئي نيز وجه مناسب «خاطره ها و نغمه ها» است. كتاب نامبرده دو شاخه ديگر نيز دارد. اولي دلبستگي عميق نويسنده به زادگاه خود، شهر كاشان است كه در سرتاسر كتاب بهمناسبتهايي خاص از ضرب المثلها، خاطرات مربوط به هنرمندان مشهور كاشاني الاصل نام ميبرد و دومين، ارادت مخصوصي است كه مولف نسبت به نويسندگان و محققين ارجمند ايران، امثال پروفسور فضل الله رضا، دكتر شفيعي كدكني، مهدي اخوان ثالث، نجف دريابندري و بالاخص دكتر باستاني پاريزي دارد كه در موارد بسيار در جهت تاييد نظرات خود از نوشته هاي ايشان مدد ميگيرد. جلد دوم کتاب «خاطرهها و نغمهها» در 700 صفحه تخت عنوان «ایران در رهگذر زمان» نیز آماده است و در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در انتظار اخذ مجوز است.
گفتگو: زینا اسماعیلی مقدم
کد خبر: 13238
آدرس مطلب: http://www.honarnews.com/vdcg7x9q.ak9ww4prra.html