هنگامي كه در ساختمان به سويم گشوده شد؛ انتظار چنين فضايي را نداشتم. لحظهای که وارد شدم؛ فضایی آرام؛ نوای موسیقی سنتی و نسیمی ملایم مرا از فضای شهر فاصله داد. مردی میانه اندام با لبخندی مهربان صمیمیتی؛ مرا به داخل هدایت کرد؛ لا به لای قابهای کوچک و بزرگی که به دیوار آویخته شده بودند.
ظرف آبی روی میز و سنگهای رنگین ریز و درشت؛ نغمه بلبلهایی که یکیشان «نستعلیق» نام نهاده شده بود؛ چای داغ در فنجانی لاجوردی با گلهای ریز طلایی و نگاه مردی آرام. کتاب تازهاش روی میز بود همین بهانه ای شد برای شروع گفتگو؛
گلستان خط ایران
کتاب حاضر را «گلستان خط ایران» نام نهاده است، این نام حس شخصی او از آثاری است که در دهه گذشته در نمایشگاههای مختلف عرضه شده، به خانههای مردم راه یافته و با اقبال مواجه شده است. این مجموعه آثاری است که دیگر در اختیار نیست و بدين سبب او نیکو دانسته؛ مجموعهای از آنها را در این قالب گردآوری کند.
این هنرمند در اینباره معتقد است: جمع آوری، طراحی و صفحهآرایی کتاب حاضر هجدهماه به طول انجامیده است و توسط انتشارات «خانه فرهنگ و هنر گویا» با مدیریت میرباقری در 2000 نسخه چاپ شده است. کتاب قبلیام به چاپ پنجم رسید و اقبال مردم از آن سبب تلاش برای چاپ این کتاب شد. او اعتقاد دارد باید از آفتاب معنا گرفت و هم چون آفتاب تابید . این معنایی بود که او به نشر آثارش داد .
شناخت کامل رنگ و فرم در هم نشینی احساس
در آثارش ترکیب متفاوتی میتوان دید، شناخت کامل رنگ و فرم در هم نشینی احساس و به ثمر نشستن معنای بلند کمال. گمانم این است که زمانی بس دراز نیاز است تا چنین علمی به ثمر نشیند و از دریچه شعور هنرمندش بتوان به بیکرانهها سفر کرد. از او در این باب پرسیدم که این دلنشینی به سبب چیست؟ چگونه این خلوص در رنگ مینشیند و با روح در میآمیزد؟ ترکیب خطوط و رنگها بر احساس آنی استوار است یا بر پایه معنای بلند ادبیات پر مایه ایرانی؟ او در پاسخ میگوید: بخشی از هنرمند به شناخت او از اصول پایبند است و از آن پس احساسی است که با او متولد می شود. خط؛ هنر «آن» و «لحظه» است. باید قدرتی داشت تا آمیختنش را با فضا در زمان آفرینش رقم زند. بنده طلعت آن باش که «آنی» دارد.
هر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ما
در خط ریاضتی پنهان است که آن را از هنر های دیگر متمایز می کند . در دوره مبانی و مفردات خط دوره ریاضت است و طلب که از این رهگذر بتوان به کمال و پختگی رسید . همانگونه که ادیب گفته است:
عشق شیری است قوی پنجه و میگوید فاش // هر که از جان گذرد بگذرد از بیشهی ما
در خط این فضا بسیار پر مایه است. آن چه او را از هنرمند قدیمی جدا میکند دسترسی او به تمام نقاط دنیاست. دیدن تمام زیباییهای دنیا و اتصال هنرمند به دنیای مدرن است. ازین رهگذر میتوان با هنرهای دیگر ارتباطی بی واسطه برقرار کرد .
اثر هنرمند کلاسیک میتواند آنقدر به کمال نزدیک باشد که راه را بر دیگران ببندد . پس از میرعماد هنرمندانی نظیر درویش عبدالمجید، گلستانه، غلامرضا اصفهانی و بسیاری دیگر پای در نهر دارالخلافه اصفهان بگذاشتند، دل به صدای بلبلان سپردند و خوشنویسی را به کمال رساندند. اما این بدان معنا نیست که پس از آنها کسی نتواند هنر را به معنای واقع خویش خلق کند. هنرمند تابع زمان است و مکان، و هنر آئینه جغرافیا و تاریخ خویش. شاید دیگر علت آن است که هر هنرمند از دنیایی خاص خود سیراب است و ازین رهگذر فراسویی را به مخاطب مینمایاند. از هنرهای مختلف وام میگیرد . هنرمند اگر دچار سرگردانیهای معاصر نشود، و از زیباییهای سرزمینش وام گیرد در آثارش میتوان جوهره خالص و صیقلی خط را دید. شناخت باید در وجود هنرمند باشد .
استاد شیرچی در پاسخ به این سوال که چگونه تصویر در برخی خطوطی که در آثار شما خوشنویسی شدهاند جریان و در برخی نه؛ اینگونه پاسخ داد که هنرمند خود را به مخاطب نزدیک میکند و به طبع او سازگار میشود . هنرمندی اقبال مییابد که با تمامی اقشار جامعه خویش همآهنگ شود و برای هر کدام چیزی در چنته داشته باشد. اینگونه در روح مردم می گنجد و جاودانه می شود.
شعر در زندگانی اش جریان دارد
شعر در زندگانیاش جریان دارد، این را از کلام شیوایش فهمیدم. کلامی که به نگین شعر فارسی آراسته است. شاید این زیبایی حرفه اوست. در پاسخ به این سوال که احساس شعر؛ در قابهایش نقش میآفریند یا در لحظه این اتفاق میافتد؛ گفت که بخشی از احساس او مملو از شعریست که در روانش جریان مییابد. به زعم او هنرمند با احساس متولد می شود و این حس از لحظه آبستن است، و لحظهی خطاط را شعر می سازد.
اسرافیل شیرچی سپس درباره برنامهای توضیح داد که هر شب ساعت هشتونیم میهمان خانههای مردم است. «خط عشق» در صد قسمت با موضوع آموزش خوشنویسی از شبكه آموزش در حال پخش است.
خط رویه بی آلایش نیاکانی ماست
استاد شیرچی در تعریفی کوتاه و پر مغز از خط گفت: خط رویه بی آلایش نیاکانی ماست. برگرفته از هنر ناب ایرانی است. خط؛ جوهره زلال آسمان آبیمان نقش و رنگ فرش، معماری پر مغز معماران، غزل عارفان این خاک، لبخند پر مهر پدران و نوازش پر ملاطفت مادرانمان است. و از طرفی آئینه خویشتن هنرمند است اگر درهای وجود خویش را به سوی هنر بگشاید.
خط هنر بیصدای غوغاهای مردمی است که مبانی پر مغزشان را در خود محفوظ داشته است. شایستگی این هنر بدان حد بود که سایر هنرها را به خدمت گرفت و سرور تمام هنرهای دوران بود . هزار سال همنشین فردوسی، حافظ، مولانا و تمام عارفان و عاشقان این سرزمین بوده است و از وجودشان سیراب . این عنصر پویای خواموش گوهر رخشان فرهنگ ماست . خط، قلب فرهنگ یک ملت است درآمیخته با عرفان و ادیان . خط در هر عصر با دین و عقاید گوناگون آمیخت و آنها را آراست. به اسلام زینت داد به خدمتش درآمد و با صورتی آراسته به دنیا عرضه کرد و در ترویج و تقدیس کلام خدا موثر بود.
گفتگو: مينا عبدي