آدم‌های بی‌صورت
نگاهی به نمایشگاه عکس قربانیان اسیدپاشی
آدم‌های بی‌صورت
 
داخلی آرشيو خبر
تاريخ : دوشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۵۷
بهروز مهری در آخرین نمایشگاه عکسش در گالری مهروا پرتره‌های قربانیان اسیدپاشی در پاکستان را به نمایش گذاشته است.

صورت‌ها در خودشان مچاله شده‌اند و چیز زیادی از آنها معلوم نیست. از چهره‌ها چیزی نمانده است جز دو چشم. بعضی‌ها حتی همان دو چشم را هم ندارند وفقط توده‌ای در هم پیچیده از گوشت هستند که اسید، آنها را خورده است.

آخرین نمایشگاه عکس‌های بهروز مهری با عنوان «داغ» به مجموعه‌ای از پرتره‌های قربانیان اسیدپاشی در پاکستان اختصاص دارد. مهری که در یکی دو سال اخیر به عنوان عکاس AP بیشتر در پاکستان حضور داشت چند سوژه اجتماعی از این کشور را دست مایه کار خود قرار داد که این مجموعه پرتره‌ها از آنها است؛ سوژه‌ای چنان تلخ و تکان دهنده که به مخاطبش اجازه نفس کشیدن نمی‌دهد و مخاطب وقتی در وسط نمایشگاه بایستد خود را در محاصره آدم‌هایی می‌بیند که هر چند کاری به او ندارند اما راحتش هم نمی‌گذارند. عکس‌های مهری مخاطب را زخم می‌زنند.

پرتره‌نگاری تا حد زیادی به حالت‌های صورت وابسته است اما در این مجموعه صورت‌ها محو شده‌اند. با این حال محو شدن چهره نه تنها ضربه‌ای به کار عکاس نزده‌ است بلکه با شیوه‌های هوشمندانه او در بکارگیری دیگر عناصر تصویر به تاثیرگذاری عکس‌ها کمک کرده‌ است. شاید در نگاه اول فقط آن چهره‌های آسیب دیده و مچاله شده به چشم مخاطب بیاید اما بعد از آنکه شوک اول دیدن عکس‌ها برطرف شد می‌توان به سایه‌ها و فضاهای خالی عکس‌ها هم نگاه کرد. سایه‌ها شاید تنها موجه مشترک این آدم‌ها با دیگر افراد جامعه باشند. از روی سایه‌ای که از قربانیان اسیدپاشی روی دیوار پس‌زمینه افتاده است نمی‌توان چیزی از صورت‌های آنان فهمید و سایه‌‌ها درست شبیه سایه‌های هر فرد دیگری هستند.

در عکس‌هایی که هنوز چشمی در صورت‌ها باقی مانده، نگاه آدم‌ها به شدت تاثیرگذار است و تمام آنچه از احساس یا فضای ذهنی قربانیان اسیدپاشی باید فهمید در همان نگاه مشخص می‌شود. خیسی چشم‌هایی که معلوم نیست از اشک است یا آسیبی که اسید به چشم آنان زده، چیزی نیست که از یاد مخاطب این نمایشگاه برود. بهروز مهری حتی در مواردی که سوژه‌اش حتی چشمی در صورت ندارد به سادگی از دیگر حالت‌های فیزیکی آنان استفاده کرده است.

در عکس چهره «بنظیر بی‌بی» که حتی چشم‌هایش را هم اسید خورده است، آن حالت در دست گرفتن شال، تضاد معنا داری به کل کار می‌دهد که شاید بتوان آن را به کل مجموعه هم گسترش داد: این طور به دست گرفتن شال می‌تواند یادآور زنی باشد که در گذشته به عنوان زن و با همان خوی و خصلت‌ها وطبیعت زنانه «زندگی» می‌کرد اما حالا همه آنها را از دست داده و فقط همین حالت به دست گرفتن شال برایش باقی مانده است. این حالت در عکسی از یکی دیگر از قربانیان اسیدپاشی به نام «حلیمه بی‌بی» هم دیده می‌شود. شیوه بسیار ساده‌ای که او شالش را با یک دست نگه داشته، کاملا زنانه و طبیعی است اما هیچ چیز طبیعی دیگری در آن صورت دیده نمی‌شود.

در کنار این تضاد، شکل دیگری از تضاد هم که بین رنگ‌های شاد لباس‌های پاکستانی و این چهره‌های در هم مچاله شده وجود دارد به کار بهروز مهری کمک کرده است تا تضاد مفهومی ذات مجموعه را نشان بدهد. مهری در ادامه استفاده زیرکانه‌ از این تضادها، در کادربندی خود نیز به شیوه‌ای عمل کرد که شاید در برخورد اول کمی عجیب به نظر برسد.

در برخی از عکس‌ها نیمی از کادر خالی است و سوژه‌ها فقط یکی از نیمه‌ها را پر کرده‌اند یا اینکه تصویر آدم‌ها با وسواسی خاص، درست در وسط کادر قرار گرفته است. جدا افتادن این آدم‌ها از آنچه ما به عنوان زندگی معمولی می‌شناسیم در همین کادربندی به شکلی شاخص می‌تواند خودش را نشان دهد و خلاء اطراف آنها را به رخ بکشد.

بهروز مهری عکاسی است که بیشتر با عکاسی خبری شناخته شده است اما این بار مجموعه‌ای از آثار خود را به نمایش گذاشت که بخش دیگری از نگاه او را نشان می‌دهد. برای یک عکاس خبری که همیشه باید به دنبال حرکت و سوژه‌های گریزنده باشد، به سرانجام رساندن چنین مجموعه‌ای که در آن به شکلی هنرمندانه تمام توانایی‌های عکاسی به نمایش گذاشته شده، کار ساده‌ای نیست.

در روزهای که عادت کرده‌ایم یا عکس‌هایی کاملا خبری و با تاریخ مصرف خاص ببینیم یا عکس‌هایی را روی دیوار گالری‌ها تماشا کنیم که سانتی‌مانتالیزم کنترل ناپذیری از دورن آنها فوران می‌زند، مهری با عکس‌های خود نشان می‌دهد که چطور یک عکاس مستند اجتماعی در مواجهه با سوژه‌های خود بدون آنکه از دیدن چنین سوژه‌ای متحیر شود به عنوان یک عکاس با آن برخورد می‌کند و نه به عنوان کسی که فقط دکمه شاتر را فشار می‌دهد.

نمایشگاه «داغ» تا 12 آبان ماه در گالری مهروا ادامه دارد و افرادی که دوست دارند عکس‌هایی فراموش نشدنی و تکان‌دهنده را ببینند، بهتر است تجربه حضور در این نمایشگاه را از دست ندهند. اما آنانی که به دنبال عکس‌های «قشنگ» هستند بهتر است به سراغ گالری‌های دیگر بروند.



خبرآنلاین-چنگیز محمودزاده
کد خبر: 19336
Share/Save/Bookmark