به گزارش هنرنیوز، تغییر تاریخ ممکن است در جهت مثبت یا منفی باشد. رهبران مسئول بدترین بلاهتها و هولناکترین جنایتهایی بودهاند که موجب درد و رنج انسانها شده است. آنها همچنین در دستاوردهای بزرگ بشری همچون آزادیهای فردی، مذهبی و رواداری نژادی و عدالت اجتماعی و احترام به حقوق بشر، کارساز و مؤثر بودهاند. به گفته وودرو ویلسون: «در نگاه عامه، کسانی رهبران مردم هستند که در عمل کار رهبری را بر عهده دارند... . به دست آنهاست که اندیشه جدید به زبان پیش پا افتاده عمل ترجمه میشود.» رهبران عمل، که «مجموعه رهبران جهان باستان» نیز به معرفی آنها پرداخته است، نمیتوانند به خودی خود مؤثر باشند. آنها باید در روزگار خود و در پاسخ به ضرباهنگهای دوران خودشان عمل کنند.
مجموعه «رهبران جهان باستان» به معرفی و ارزیابی رهبرانی پرداخته است که برخی از آنها صدمات جبرانناپذیری به جهان زدهاند و برخی دیگر تاثیرات ارزنده ای در تاریخ جهان داشته اند. هیچ راه مطمئنی وجود ندارد که بشود پیشبینی کرد چه کسی رهبری نیک خواهد بود و چه کسی رهبری پلید، اما نگاهی به مجموعه مردان و زنانی از «رهبران جهان باستان» برخی سنجههای مفید را ارائه میدهد.
«کوروش کبیر در طول زندگی خود ثابت کرد که بزرگ ترین رهبر زمانه خود و چه بسا همه دورانهاست. بیشتر اطلاعات ما درباره کوروش از عهد عتیق، وقایعنامههای بابلی و نوشتههای هرودوت و گزنفون، مورخان دنیای باستان، گرفته شده است. با آن که فتوحات کوروش با فتوحات افرادی چون یولیوس قیصر و چنگیزخان مقایسه میشود، کوروش به تبحر در سیاست و کاردانی شهرت دارد. او اقوام ناهمگون از قبایل پامیر گرفته تا کشاورزان آناطولی را گرد هم آورد تا پهناورترین امپراطوری شناخته شده دنیای باستان را پدید آورد. میراث او هنوز در خاورمیانه باقی است. او رهبری بود که بیش از دو هزار سال پیش تقدیر پارسیان و ایرانیان را رقم زد.»
کرامپتون در فصل اول کتاب خواننده را با سفر مطالعاتی ویلیامز جکسون، استاد زبانهای ایرانی در سال ۱۹۰۳ همراه میکند و ضمن اشاره به مسیرهای سفر جکسون در ایران، به جغرافیای بخشی از ایران و معرفی اثار بازمانده و نقش برجسته بیستون در کرمانشاه و آرامگاه کوروش در پاسارگاد میپردازد.
در فصل دوم کتاب ابتدا اطلاعاتی از پیشینه قوم آریا، پیامبری زرتشت، زمان تولد وکودکی کوروش به دست میآید سپس به نقل از هرودوت چگونگی تربیت کوروش و اتفاقات پیرامون آن نقل میشود. فصل سوم نیز به جهانی پرداخته است که پیش کوروش، خود جهانی کهن بود: خاورمیانه و مردمانی که بیش از دو هزار سال در آن ساکن بودند. اقوام سامی، قدرتهای بزرگ خاورمیانه همچون مصر، بابل و پادشاهی لیدیه، پادشاهیهای کوچک چون عبرانیان، یهودیه و فنقیه همچنین جنگ میان پادشاهی لیدیه و پادشاهی ماد د ۵۰۹ قم و واقعه کسوف دیگر مباحث فصل سوم را تشکیل دادهاند.
تصور ایرانیان از خود به زبان هرودوت، کوروش به روایت گزنفون و نخستین تصمیمات کوروش پس از نشستن بر تخت پادشاهی پارس در فصل چهارم تحت عنوان «از شاهزادگی تا پادشاهی» نقل شدهاند. در این فصل توصیف هرودوت از اوضاع مقارن با بر تخت نشستن کوروش چنین آمده است: «قوم پارس از قبایل متعددی شکل گرفته است. قبایلی که کوروش آنها را متحد کرد و به شورش علیه مادها واداشت، قبایل اصلیای بودند که بقیه به آنها تکیه داشتند: پاسارگادهها، مارافیها و ماسپیها، که پاسارگادهها اصیلترین آنها محسوب میشدند. هخامنشیان که همه پادشاهان پارس از آن برخاستهاند، یکی از طوایف همین قبیله است. بقیه قبایل پارس عبارتند از: پانتیالهها، دروسیهها، گرمانیها مه به کشاورزی اشتغال دارند، دائهها، ماردها، دروپیکیها و ساگارتیها که چادرنشین هستند.»
فصلهای پنجم و ششم به لشکرکشیها و فتوحات کوروش اختصاص دارد. فصل پنجم شرح جنگ کوروش و کروزوس، پادشاه لیدیه است که خود به دلیل نگرانی از افزایش قدرت کوروش در ۵۴۷ ق.م آغاز کرد. پس از فتح سارد و براندازی پادشاهی لیدیه نوبت به اسپارتیان و دولتشهرهای یونان در سواحل ترکیه رسید که به اعتراض میگفتند اجازه دستاندازی به دولتشهرهای یونان را به کوروش نمیدهند. سردار کوروشتمامی شورشها را سرکوب کرد و بیشتر مناطق را زیر فرمان پارسیان درآورد ما نه او و نه کوروش دیگر هرگز به یونانیان اعتماد نکردند. همچنین، فصل ششم اطلاعاتی از حرکت کوروش در شرق را به دست میدهد.
در فصلهای هفتم و هشتم کتاب حمله کوروش به بابل و چگونگی فتح و ورود او به بابل شرح داده شده است. کوروش پس از ورود به بابل، کاتبان و منشیان را بر آن داشت تا بر استوانهای گلی منشور کوروش را بنگارند. این منشور یکی از معدود اسنادی است که کوروش از طریق آن، از ورای قرون و اعصار با ما سخن میگوید. در قسمتی از متن منشور کوروش میخوانیم: «من در بابل و تمام شهرهای مقدسی که از آن مردوک است، برای صلح کوشیدم. اهالی بابل را که ره رغم خواست خدایانشان به اسارت گرفته شده بودند، نجات دادم . قید و بند بیگاری را که بر گردن آنها نهاده شده بود، برداشتم. همه بردگان را آزاد کردم. آرامش را به خانههای فرسئده آنها باز آوردم و به بردگی و بدبختی آنها پایان دادم. مردوک، خدای بزرگ، از کارهای من خرسند شد و از من، کوروش، پادشاهی که او را میپرستد، و از کمبوجیه، پسرم، اخلاف من و از همه سپاهیانم خشنود شد و با بزرگواری آ ها را متبرک ساخت، و ما از صمیم قلب در پیشگاه او با صلح و آرامش ایستادهایم و با شادمانی او را ستایش میکنیم.» همچنین در فصل هشتم مطالبی درباره آماده شدن کوروش برای مرگ و نیز جنگ او با قبیله ماساگتها و ملکه آنها، تومیریس نقل میکند که در نهایت که منجر به شکست کوروش شد. تومیریس سر کوروش را از بدناش جدا کرد و در تشتی پر از خون قرار داد.
فصل نهم کتاب، با عنوان «جانشینان کوروش»، به پادشاهی کمبوجیه، پسر کوروش که از کودکی برای رهبری تربیت شده بود، داریوش شاه و خشایارشا اختصاص یافته است.
«کوروش کبیر» نوشته ساموئل ویلارد کرامپتون، با ترجمه سارا هاشمی، عنوان نخستین کتاب از مجموعه یازده جلدی «رهبران جهان باستان» است که توسط انتشارات ققنوس در ۱۰۱ صفحه، شمارگان ۲۰۰۰ نسخه چاپ و با قیمت ۳۰۰۰ تومان منتشر شده است.