بيان هنر از ديدگاهي تازه
نگاهی به نمايشگاه نقاشي هومن فولادقلم؛
بيان هنر از ديدگاهي تازه
 
داخلی آرشيو خبر
تاريخ : دوشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۰۷
نمایشگاه نقاشی آثار هومن فولادقلم در گالري گلستان در حال برگزاري است به همین بهانه در این نوشتار نگاهی به آثار او خواهیم داشت.

هنر در معناي بلند خود بيان انديشه اي است كه عامه مردم بدان آگاه نيستند. در بستر زمان هنر با چنين رسالت بزرگي هموار كننده اهداف بلند انساني بوده است. از اين رو بزرگترين جريان هاي فكري در طول تاريخ از هم نوايي صناعات و هنرها شكل گرفته است. بياني گويا كه نه تنها خويشتن را معنا مي كند، راهي تازه براي انديشه بر ديگران مي گشايد.

اگر از جنبه ساختار بصری به آثار هنری بنگریم بدین امر واقف خواهیم شد که علت تکرار در یک مجموعه از آثار هنری در فردی مشخص به دو اندیشه وابسته است‏؛

یک منطق در این خصوص آن است که تکرار در برخی گونه های صناعت و هنر اثرگذار خواهد بود. در این مقوله تکرار به معنای تأکید و با هدف ماندگاری در ذهن مخاطب عمل خواهد کرد. این گونه از تکرار در صناعاتی چون ادبیات، سینما، تئاتر،و هنرهایی از جمله پرفورمنس آرت، هنر مفهومی و هنرهایی از این دست موجب اثرگذاری در ذهن مخاطب خواهد شد. به بيان ديگر تكرار بايد در پي منطق عقلي به كار آيد تا از رهگذز آن مضموني عميق به ذهن مخاطب متبادر شود.

گونه ای دیگر از این شیوه پرداخت آن است که تلاش هنرمند برای تکرار در یک مصداق ثابت، اندیشه های او را در حالات متفاوت و در دوران های مختلف از تجربه زیستی خود به مخاطب عرضه کند. به عبارت دیگر تعابیر مختلفی را از یک مصداق ثابت ارائه می دهد. به عنوان مثال بستر بیان تجارب زیستی هنرمند از یک مضمون در سطوح مختلف و با فاصله زمانی نسبتاٌ طولانی برای شناساندن روند اندیشه ها و مهارت های فردی به کار می‌رود. این تعبیر«جهان زیست» در معنای هوسرلی است.

نکته دیگر در خصوص آن است که تعالی یک اثر هنری در کدام قالب تعریف می شود. این مجموعه قطعاٌ در قالب کلاسیک نمی‌گنجد. در قالب هایی از جمله‌ رمانتیک نیز قابل دسته بندی نیست. در گروه سورئالیسم یا سمبولیک نیز چنین بیانی چندان قابل پذیرش نیست. حال این امر مورد برسی است که اگر این آثار جنبه امپرسیونی دارند، قانون کلی برای مصادیق امپرسیونیستی در این آثار قابل استناد نیست، چراکه در بارزترین شاهکار مونه، یعنی ثبت بیش از 30 تصویر از گذر نور بر کلیسای جامع شهر روئن می‌توان تأثیرات نور بر رنگ ها وسایه ها را به دقت بررسی کرد. در چنین سبکی منطق تصویر به مدد معنا اثر هنری را به جایگاه مناسبی می‌رساند و به واسطه همين معنا هنرمند به انديشه اي تازه دست مي يابد. اما نکته مهم این است که مجموعه حاظر دستاویزی به سبک‌هایی از این دست ندارد.

حال این نکته قابل بررسی است که لزوم بیان طبيعت بدین شکل در کجا ضرورت می یابد. اگر علت این است که هنرمند قصد بیان تجارب زیستی خود را دارد، این تجارب نه تنها با یکديگر متفاوت نیستند، بلکه تکرار بی‌معنایی از یک شکل بی‌تغییر می نماید. و اگر انديشه پس اين فرم يكنواخت آن است كه خيالي فراسو بر ذهن مخاطب متبادر شود، باز هم مي توان گفت كه اين جا اثري از انديشه تازه و دركي متفاوت از غروب نيز به جشم نمي خورد. اگر اين نكته را بيان كنيم كه مخاطب نيازمند ديدن احساس لحظه اي هنرمند براي رسيدن به دركي تازه از هستي است اين امر از آن قاعده به دور است.

هدف ديگر هنر التذاذ است. لذتي بر آمده از وجود هنرمند كه حقيقتي والا در آن مجال بروز مي يابد. و ازين روزنه جهان معنا پيدا مي كند. و اين رسالت هنر است كه مخاطب را به تجربه زيبايي شناختي تازه اي فراخواند. همان گونه كه مشهود است در اواخر قرن نوزدهم تعبيري از هنر مي شد با اين مضمون:«هنر آن است كه لذتي بيافريند رها از سودمندي و زيبايي.»

حال نكته در اين است كه اگر هدف نه التذاذ است و نه بيان انديشه زيستي، كه هر دو اين دو امر از رسالت هنر در طول تاريخ حكايت مي كند، هنر در معناي خالص خويش چه دستاويزي براي ارائه دارد؟



مينا عبدي
کد خبر: 27823
Share/Save/Bookmark