این گفت و گو در فضایی دوستانه و صمیمی در دفتر مجله در دست انتشار سه نقطه [...] صورت گرفت و برآیند آن نیز متنی جدی با چاشنی طنز شد كه در زیر می خوانید.
درباره طنز امروز كشور صحبت كنید و بفرمایید آثاری كه ما امروز در حوزه طنز شاهدشان هستیم به چه سمت و سویی می رود و چه شرایطی دارد؟
میدانستی ما یك مدل خبرنگارهایی داریم، كه یك سوالهای عجیبی می پرسند و توپ را میاندازند در زمین مصاحبهشونده و خودشان را راحت می كنند؟ مثلا جواب همین سوالی كه پرسیدی لااقل ۱۵تا مقاله است.
خب، پس مصاحبه را طور دیگری آغاز می كنم. آیا جشنواره هایی مانند طنز سوره، می توانند به معرفی طنز فاخر و سالم كمك كنند؟
خب، حالا شد. من فكر می كنم جشنواره ها از این جهت كه گردهمایی هنرمندان هستند و موجب همفكری و هم افزایی و چیزهای این شكلی میشوند، خیلی خوب و مباركند. البته یك وجه رقابتی هم دارند كه خب زیادی پر رنگ كردنش گاهی لطف گردهمایی را از جشنواره می گیرند. البته طبیعی است كه این وجه برای شركتكنندگان در جشنواره مهم باشد.
شما كه خودتان در جشنواره ها حضور داشته اید و جوایز متعددی هم كسب كرده اید، آن زمان هم اعتقاد داشتید كه جایزه لطف جشنواره را می گیرد یا الان به این نتیجه رسیده اید؟
من در همین جشنواره طنز مكتوب مقام سوم، مقام هیچم و مقام اول را تجربه كردم. دروغ گفتهام اگر بگویم احساسم در وقتی كه اول شدم با وقتی كه هیچم شدم یكسان بوده. اما فكر میكنم همانموقع هم حواسم بود كه رای داوران، در نهایت برآیند پسند چند داور است، نه ملاك قطعی و نهایی قوت و ضعف آثار. اگرچه حواسم به این هم بود كه پسند و سلیقه داوران علیالقاعده با پسند و سلیقه آدمهای عادی متفاوت است. سلیقه یك متخصص و كارشناس طنز حاصل دانش و تجربه و ذوق اوست، و حتی میشود گفت چیزی فراتر از یك سلیقه است. به نظرم اگر حواس طنزپرداز به این موضوع باشد، با نتیجه رقابت، حتی اگر به سود او نباشد كنار میآید. ولی اگر حواسش نباشد، مكدر می شود كه چرا دیگری اول شد ولی من نشدم.
و یا اگر اول شود و حواسش نباشد، این وهم به سراغ طنزپرداز می آید كه بهترین است و دیگر اثرش قابل نقد نیست!
دقیقا، پس نتیجه می گیریم در كل باید حواسمان باشد!
شما كه پیش تر در جشنواره ها شركت داشته اید و احساس می شود به پختگی در عرصه طنز مكتوب رسیده اید، چه توصیه ای برای كسی كه نخستین بار است آثارش را به تحریر درآورده و در جشنواره طنز سوره حضور پیدا كرده دارید تا در مسیر درستی گام بردارد و دچار آسیب نشود؟
من شاید نتوانم توصیه كنم، حداكثر می توانم به راهی كه خودم تجربه طی كردنش را داشته ام اشاره كنم. فكر میكنم خوب، زیاد و دقیق خواندن، زیاد مشق كردن و نترسیدن از خط خوردن مشقها، راهی است كه هر نویسندهای باید آن را طی كند. این روزها طنزنوشتههای برجسته نویسندگان جدید و قدیمی منتشر شده است و در دسترس همه هست. این ها را باید خواند. نه به قصد لذت بردن، بلكه به قصد این كه فنون طنزآفرینی را از نوشته یك طنزپرداز كاركشته بیرون بكشیم و بررسی كنیم و استفاده كنیم.
كمی درباره این خط خوردن توضیح بدهید.
یكبار، در همان ایام اواخر عمر مرحوم منوچهر احترامی، گفت و گویی با ایشان داشتم. استاد احترامی فكر میكردند من كارم را با وبلاگنویسی شروع كردهام. برای همین برایم توضیح دادند كه وبلاگنویسها چون هرچی میخواهند مینویسند و منتشر میكنند، نمیفهمند سردبیر یعنی چی. اما مطبوعاتیها آنقدر مینویسند و توسط سردبیر خط میخورد كه قلمشان پخته میشود. البته من برای استاد احترامی توضیح دادم كه من اتفاقا كارم را با مطبوعات شروع كردم و زیردست سردبیری كه از ۱۰ مطلبی كه مینوشتم ۹تایش را بیملاحظه خط میزد و دور میانداخت. آگهیهای طنز من، كه جزو معدود كارهای قابل قبولم هست، حاصل همین ممارست و مشق كردن و خط خوردن مشقها بود. حرفم این است كه طنزنویس نباید از ورود در این روند بترسد و باید بداند كه در نهایت این ممارست ممكن است نتایج خوبی به بار بیاورد.
در دوره هایی كه در جشنواره طنز مكتوب شركت كرده اید، شخصیتی را از نزدیك دیده اید كه با دیدنش خیلی ذوق كرده باشید؟
همه كسانی كه در حال حاضر با آن ها آشنا هستم و سلام و علیك داریم و به من محبت دارند، كسانی بودند كه روزگاری نوشته هایشان را می خواندم و آرزو داشتم یك روز آن ها را ببینم و بهشان دست بزنم! ابولفضل زرویی نصرآباد و ناصر فیض و شهرام شكیبا و دیگر طنزنویسان.
چرا كار طنز را ادامه داده اید؟
پیش آمد! به هر حال باید خرج زن و بچه و كرایه خانه را هم درآورد. الان دیگر جدی نوشتن برایم سخت تر از طنز نوشتن است.