نگاهي به نمايشگاه عكاسي صمد قربانزاده؛
روایتی از خيال، و هم و خاطره
تاريخ : چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۰
نمایشگاه عكاسي صمد قربانزاده در نگارخانه لاله به نمايش درآمد به همین بهانه در این نوشتار نگاهی به آثار او خواهیم داشت.
ضمیر ناخودآگاه اصلی ناشناخته است. از هنگام تولد از دیده ها شنیده ها، عواطف، احساسات، رنج ها و درد های انسانی مایه میگیرد. گذرهراندیشه از ذهن در خیال آدمی اثر میگذارد و ثبت خاطرات میکند. ناخود آگاه را مي توان بازخورد نیکبختی یا نگون بختی، سلامتی یا بیماری، شهوات و تمایلات، تلاش ها، و همه ی افکار دانست.
احساس در لحظه، متاثر از ناخود آگاهی انسانی است. عقل و اراده تحت تاثیر ناخود آگاه است. در واقع شعور باطن یا ناخود اگاه نیروی عظیمی است، که در اعماق توان پنهان است، و تمام حرکات رفتار، گفتار و کردار را رهبری می کند.
صمد قربانزاده در سالهای فعالیت خود در زمینه ی عکاسی همواره سعی کرده است، ضمیر نا خود آگاه خويش را بشناسد، بر نيروهايش فائق آيد و از آن به طور مطلوب بهره گیرد. در آثار او اين دستآويز به كرات قابل مشاهده است. ضمیر نا خود آگاهی که در آن انسان همواره حضوری سرگردان و چهرهای سیاه دارد. انسان هایی که انگار در این دنیای شلوغ، براي لحظهاي بي زمان و بي مكان آرام گرفته اند. انسانهایی كه به تعبير وي پاک و معصوماند .به گمان او برهوت همواره در آثارش به چشم می خورد. خلإ انسان ها را احاطه کرده است، تابش رعبانگیز نور در پس ابرها، جايي ميان بود و نبود، در افق، نشانی از آینده نامعلوم و نقش نهچندان هدفمند انسان در زندگی و سرنوشت خويش است.
او میگوید: همواره نگران انسانم. همچون بسیاری از هنرمندان دیگر تلاش در به چالش کشیدن ماهیت وجودی انسان در نظام امروزی جهان دارم. اکثر آثارم سعی می کنم مطابق با شرایط زندگی امروزه باشد. نگاهی که ردپای اعتقادات را نیز در آن به وضوح پیداست.
آنچه از سخن وی بر میآید آن است که دردنیایی که حضور نگرانی در وجود انسان پيداست، ترس از سرنوشت در عمق وجودش حضور دارد و اندیشه های تلخ و ناکامی ها به زندگی رنگي تلخ و تاریک داده است، باید دریچه ای برای آزادی روح یافت. این دریچه بی شک هنر است و او برای انتقال اوهام خویش به مخاطب از عالم خیال بهره برده است. حال این امر قابل بررسی است که اندیشه ها و انگاره های ژرف انسانی چگونه در مخاطب اثر گذار خواهد بود. در باب این امر هم میتوان گفت که خیال هنرمند به دو طریق قابل انتقال است؛ رنگ و فرم.
رنگ ها به طرز شگرفی بر مخاطب اثر دارند. روح انسانی ارتباطی ژرف با رنگ دارد. بی آنکه تلاشی در این راستا به انجام رسد. این اثر از کودکی و پیش از تولد در روان انسان ها حضور دارد. طیف رنگ، تیرگی و یا روشنی به طور مستقیم باورها و احساسات را به ذهن متبادر میکند و بدینسان میتوان از آن به خوبی بهره برد.
بخش ديگر فرم است كه همچون رنگ رابطي است ميان انديشه و جهان خارج و در نهايت وجود آدمي. اين امر مانند رنگ احساسي برخواسته از وجود است و همراه با انسان متولد مي شود. ترس از لبه هاي مضرس تجربه اي است زيستي و تمام آدميان از هر رنگ و نژاد با چنين دستاويزي روبرو هستند.
در آثار قربانزاده اين بازنمود روان مخاطب را به چالش با شناخت خويش از هستي وادار ميكند. به كاوش در درون و يافتن حسي متفاوت از دنياي خارج. به عبارت ديگر وي در تلاش براي برهم زدن دانستههاي انساني است تا از اين راه بر ذهن او اثر گذارد و تمايلات و ترس هاي خويش را به مخاطب منتقل كند.
مینا عبدی