حجم بیانی ملموس از دنیای پیرامون
یادداشتی بر نمایشگاه شجاع الدین شهابی؛
حجم بیانی ملموس از دنیای پیرامون
 
داخلی آرشيو خبر
تاريخ : سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۳۷
حجم سازی یا به بیان دیگر هنر خلق تندیس هنری است والا ، و شاید بتوان آن را پس از نقاشی دومین هنر بشر دانست . می توان ردپای تندیس را در غار لاسکو و میان هنر مردم غار نشین عصر دیرینه سنگی جستجو کرد . در نقاشی های غار لاسکو بر جستگی طبیعی غار ابزاری برای نمایش جسم گاو شده و می توان آن را قدیمی ترین تندیس شناخته شده از بشر ابتدایی دانست . پس از آن بشر آموخت که چگونه از خاک تندیس بسازد و بهانه ساخت تندیس را تزئین ابزار روز مره و بعدها پرستش بود . این روند تا بدان جایی امتداد یافت که بشر تندیس را جزء لاینفک زندگی روزمره خویش شمرد و بدان خو گرفت . پس از سپری شدن عصر دیرینه سنگی بشر ساختن تندیس را با ابزاری چون سنگ و چوب تجربه کرد و گذر زمان تندیس سازی را به بنا سازی پیوند داد . این امر مقارن با هنر یونان کهن و بعدها روم در اروپا ، هنر مصر کهن در آفریقا و همر آشور در آسیا بود .

در ایران کهن تندیس سازی به زندگی روزمره پیوند خورده است. گرچه تندیس سازی به مفهوم شکل صرف انسانی و حیوانی در ایران کهن یافت می شود لیکن همواره کاربرد را در بطن خویش محفوظ داشته محفوظ داشته است . اشیایی هم چون سنجاق ها ، کوزه ها و پیه سوزها ، پایه ظروف سفالین و مفرغی این امر را بر ما روشن می سازد که هنر این مرز و بوم کهن بر پایه های محکم اندیشه بشر استوار است .

تندیس روم و یونان به طبیعت نزدیک است و در ایران کهن به تجرید پیوند دارد و در از این روی می توان هنر ایرانیان را هنرمندی دانست . ایرانیان باستان بر بدنه ظروف و تندیس های خود نقوشی تزئینی از رنگ های محدود اما هماهنگ می آفریدند و جهان کوچک خویش را آذین می دادند.

بعدها پس از ورود اسلام به سرزمین ایران و منع تندیس سازی ، این تجرید پر رنگ تر شد و دامنه بروز خلاقیت در این زمینه برای صنعتگر ایرانی محیا شد .

آن چه لزوم بر هنر تندیس سازی را عیان می سازد ، اندیشه خلاق هنرمندی است که هنرش را می توان شکلی استحاله یافته از هنر عصر دیرین دانست . وی از آن دست از هنرمندان امروز است که به پیشینه سرزمینش اشراف کامل دارد . وی هنر شرق را هب خوبی می شناسد و از آن به نیکوترین صورت در آثارش مایه می گیرد . نقطه عطف آثار او لحظه ایست که فرم در محتوا مستحیل می شود ، و هویت را با اندیشه خلاق خویش همراه می سازد . شناخت درست از مفهوم فضا و زمان هنرمند را بر آن می دارد تا روح تاریخ را در هنر خود زنده نگاه دارد . در نگاه او هنر شکلی فراسو از پیچش ها و رغبت های مادی است . بی شک ، روح اجسام در ساحتی فراتر از واقع را می توان در این تندیس ها به نظاره نشست .

در آن دسته از مجسمه های او که حاصل برداشت شخصی وی از نقشمایه های ساز است ، روح موسیقی در تنیدگی اش با نغمه دلنشین ساز هم پیوند شده است . پیچش در آثار او با تخیلی سرشار ، هم نو است که در آثار هنری مور تندیس ساز شهیر دیده می شود . مضاف بر این تندیس وی از ظرافتی کم نظیر بهرمند است که می توان آن را با آثار بزرگانی چون کنستانتین بر انکوزی قیاس کرد.

آن چه فراسوی تمامی این مضمانین پر بهاست ، نگرش تحلیل گر وی از پدیده های جهان زیست است . نکته ای که وجه تمیز هنرمند از انسان های دیگر است . سلوک در جهان ماوراء و دست یابی به حقیقتی فراسوی حقایق عالم مادی . به تعبیر هگل زیبایی آن هنگام تحقق می یابد که عقل صورتی حسی به خود گیرد . و این به معنای رسالت هنرمند در قابل فهم کردن هنر برای مردم با بیانی روشن است .

در نهایت آن چه ناگفته پیداست درک صحیح شجاع الدین شهابی از جهان واقع و واکاری آن در ارتباط با عالم خیال است و این درک درست نتیجه ای جز تحسین بیننده و از آن فراتر اثر بخشی در فهم مخاطب و دنیای درون اوست .

شجاع الدين شهابي با سابقه بيش از 50 سال فعاليت هنري در حوزه هاي نقاشي و حجم، نمايشگاههاي متعددي از آثار خود را در سراسر جهان از آسيا تا آمريكا برگزار كرده و پايه گذاري مؤسسه كارگاه هنر با 53 سال پيشينه به همراه تدريس، در دانشگاههاي داخلي و خارجي را در كارنامه خود دارد.

مینا عبدی
کد خبر: 31045
Share/Save/Bookmark