گنجينه موزه هنرهاي معاصر در مقابل چشمان مردم تهران
درهاي موزه هنرهاي معاصر به روي مردم گشوده شد؛
گنجينه موزه هنرهاي معاصر در مقابل چشمان مردم تهران
 
داخلی آرشيو خبر
تاريخ : جمعه ۱۹ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۵۱
موزه هنر هاي معاصر تهران سال نو را با نمايشگاهي از آثار گنجينه موزه آغاز كرد.

بهار، آغاز فصل زندگي و شروع سرسبزي و تازگي بهانه اي است براي آرامش و تجديد نيرو. امسال موزه هنرهاي معاصر تهران همان طور كه محمود شالويي مدير کل دفتر هنرهاي تجسمي و سرپرست موزه هنرهای معاصر تهران وعده داده بود، دوم فروردين با نمايشگاهي از آثار گنجينه موزه آغاز به كار كرد.

نمایش منتخبی از آثار گنجینه ایرانی موزه هنرهای معاصر تهران با موضوع «نوروز، بهار و طبیعت»، در رشته‌های نقاشی، ‌نقاشیخط، نگارگری، خوشنویسی، عكاسی و همچنین؛ هنر جدید، به نمايش در آمده است . در این نمایشگاه بیش از 100 اثر از آثار هنرمندانی همچون سهراب سپهری، محمدعلی ترقی‌جاه، جعفر روحبخش، حسین كاظمی، ناصر پلنگی، كاظم چلیپا، محمدباقرآقامیری، حسین محجوبی، جواد حمیدی، جعفر پتگر، ابوالقاسم سعیدی، فرامرز پیلارام، رضا شهابی، علی محمد حیدریان، مهدی ویشكایی، رضا مافی، محمد احصایی، جلیل رسولی، نصراله افجه‌ای و ... به نمایش درآمده است.

اين حركت از آن جا مطلوب به نظر مي رسد كه در اين فرصت مناسب و بار آموزشي مثبت توانست آشنايي نسبي براي اهالي هنر به همراه داشته باشد. از آن جا كه نگاه انديشمندانه به گذشته كليد پيشبرد اهداف آينده است، شناخت هنر گذشته ايران و بررسي سير تحول آن فارغ از شلوغي هاي هر روزه شهر فرصتي براي انديشيدن و نو شدن در اين عرصه را فراهم مي كند. از سويي در آثار هنرمندان گذشته اين مرز و بوم ، چه آن هايي كه در حيانتد و چه آن هايي كه امروز ديگر در بين ما نيستند ، توجه به فرهنگ ايراني با رويكرد قومي به خوبي به چشم مي خورد . هر كس امسال در موزه هنرهاي معاصر تهران قدم گذاشت، و از كنار آثار حيدريان گذشت، نگاه صادقانه و سادگي بي آلايش آن ها را در رنگ هاي پر رمز او نظاره كرده است. آرامش مردمي كه فارغ از شلوغي و بي مهري شهر هاي امروز در دامان پر مهر طبيعت رنگارنگ ايران حيات خويش را پي مي گيرند. دغدغه ها را به كناري نهاده اند و به خويشتن متعلقند. به گمان اين انديشه در اثر هاكوپ واوارتانيان ميان نگاه هاي پسرك الاغ سوار ده موج مي زند. او زنده است. بي دغدغه ، بي آلايش و سرشار از منشأ حيات. اين بيان خالص احساس است از دريچه شعور هنرمند ايراني.

در آثار طبيعت محمد حبيب محمدي رنگ و فرم هوشمندانه به هم مي آميزد و اعجاز آفرينش را به ظهور مي رساند. شادابي گل هاي عباس كاتوزيان گونه اي ديگر از اين انديشه است. هم نمودي از بهار است و هم نمايشي از قدرت لايتناهي طبيعت در سِحر بشر.

هنرمند ايراني هر زمان به فراسو مي انديشد. خيال را به تصوير مي كشد و انديشه را به تحير وا مي دارد. روزگاري بهزاد اين ملكوت خيال را در نگاره هايش مي نمود ، روزگاري رضا عباسي و قرن ها بعد جعفر پتگر همين خيال را در نگاه پيرمرد روستايي جلوه گر مي سازد. بوم هاي بزرگ سهراب با رنگ هاي رقيق و دلنشين راهي تازه براي بيان اعجاز طبيعت گشود. تمامي اين آثار ، برگرفته از جوهره وجود لايتناهي در ضمير انساني است. از درختان پر پيچ و خم رضا شهابي گرفته تا ابهام طبيعت ناصر عصار، همه و همه جلوه هاي انديشه هنرمند ايراني است ، نگاهي كه شايد امروز كمرنگ تر شده است و در ميان جريان هاي غرب گرايانه پنهان شده است.

بيان بي واسطه احساس در آثار ايرج اسكندري جلوه اي با شكوه از انديشه بلند هنرمندي است كه وارث انديشه اي ژرف است و از فرهنگي غني مايه گرفته .

در آثار جعفر روح بخش رنگ و نقش و احساس از دريچه نگاه هنرمند با سنن تصويري ايراني پيوند مي خورد ، برخوردي كه در هنر نسل امروز ايرا ن كم رنگ تر شده است.

نمايش آثاري ازين دست ، بيان گر اين واقعيت است كه بزرگ ترين رسالت هنرمند در هر زمان و هر مكان آن است كه انديشه هاي عصر و اجتماع خويش است. از همه مهم تر تداوم انديشه هاي گذشتگان و ارتقاي انديشه هاي ملي رسالت هنرمند در هر زمان و مكان است. اين مسؤليت بسي سنگين بر دوش هنرمند امروز ايران احساس مي شود . حال اين سوال پيش مي آيد كه هنر مدرن ايران به چه سبب در سطح كپي برداري از سبك هاي سده نوزده و بيست باقي مانده است؟

در تمامي آثار هنرمندان بزرگ اين نكته پيداست كه ممارست در مشاهده ، طراحي ريز پردازانه و دقيق از طبيعت و در نهايت رسيدن به انتزاع ناب و خالص سيري متعارف است. شناخت از فرم كه نهايتاً فرمي شخصي را مي آفريند. يعني نمودي تازه از شيئي كه سالها با دقت بدان خيره شده ايم. سير يك تلاش طولاني هم راهي صبر و دقت براي رسيدن به فرم ناب.آن چه امروز كمرنگ تر شده است و شايد كم جلوه بودن نقاشي امروز ايران به همين علت است. نكته اي كه بايد بدانيم اين است كه همواره شناخت اصول هر پيشه روندي زمان بر و صبر و ممارست بي نظير طلب مي كند اما در انتها جوهره اي جلوه مي كند كه هر نگاهش درخشان تر و خوش جلوه تر از گذشته است . نتيجه اي زلال كه هم چون آئينه هنرمند را در خود نشان مي دهد. نگرشي شخصي كه از وجود او تراوش كرده است. طبيعتي كه به وجود او اميخته و از دريچه شعور او بروز و ظهور كرده است.



مينا عبدي



کد خبر: 25331
Share/Save/Bookmark