سهم موسیقی از تعطیلات تابستانی/1/؛
«داراها»، «ندارها» و کنسرتهای طبقاتی
تاريخ : سه شنبه ۱۴ تير ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۰۳
طبق روال گذشته با پایان فصل امتحانات مدارس سفرهای تابستانی هم رونق میگیرد و مقوله تخصیص بهینه وقت برای کسب بیشترین بازده و مطلوبیت بین خانوادهها جدیتر میگردد، حال باید دید سهم موسیقی در این میان چقدر است؟
وقتی بحث تعطیلات، آن هم در فصل تابستان به میان میآید، اولین چیزی که به ذهن خطور میکند بحث پر کردن این اوقات است؛ حال اینکه چرا در فرهنگ کنونی به پر کردن این اوقات توجه میشود نه غنی کردن بحث دیگری است. آنچه كه هست متاسفانه گاهي غنيسازي گفته نميشود، تنها هدف پركردن وقت فراغت است كه با انجام آن كار وقت بيكاريمان پر شود و سرمان را به كاري گرم كنيم تا اين فصل را بگذرانيم. اين هم بين بسياري از ما رواج پيدا كرده است. اما بحث در اینباره مجالی دیگر میطلبد.
در این میان موسیقی هم سهمی از غنیسازی اوقات و در پارهای از موارد سهمی از پر کردن این زمانها را برعهده دارد. تشخیص اینکه کدام بخش از موسیقی به غنیسازی اوقات و کدام بخش به پر کردن آن میپردازد نیاز به شناختشناسی و تعریف موسیقی در لایههای اجتماع دارد.
موسیقی به لحاظ تأثیرگذاری بیواسطه بر روح انسانها و به خاطر ماهیت عاطفی، که از کارکردی روانی و پالایشگر برخوردار است همواره همراه آنان بوده است و قسمتی از این همراهی در سفرهای تفریحی خانوادهها خلاصه میشود. اما طبقهای که یک خانواده در آن زندگی میکند، بر رویکرد آن به موسیقی تأثیرگذار است. اینکه اینکه یک لایه از جامعه به کدام شهر سفر میکند و برای دیدن چه نوع از موسیقی هزینه میکند تا مطلوبیت لازم را کسب نماید، قابل توجه است.
برای نمونه کنسرتهایی که در جزیره کیش برگزار میشود عبارت است از:
کنسرت گروه آریان، 24، 25 و 26 تیر 1390
کنسرت رضا صادقی، 22 و 23 تیر - 5 و 6 مرداد 1390
کنسرت محسن یگانه، 15 و 16 تیر - 1 و 2 مرداد 1390
کنسرت گروه رستاک، 11 و 12 تیر 1390
کنسرت احسان خواجهامیری، 1 و 2 - 18 و 19 تیر 1390
کنسرت بنیامین بهادری، 8 و 9 - 29 و 30 تیر 1390
این گونه کنسرتها در جایی برگزار میشود که مخاطب برای این نوع از موسیقی وجود داشته باشد و با نگاهی به مخاصبشناسی موسیقی پاپ و سنتی به رابطه سفرهای تابستانی و شهرهایی که بهعنوان مقصد انتخاب میشود و کنسرتهایی که در آن شهر برگزار میشود، میتوان به رابطه لایههای اجتماع، شهرهایی که بهعنوان مقصد و کنسرتهایی که در آن مکانها برگزار میشود پیبرد.
با دیدی دیگر میتوان بررسی کرد که آیا موسیقی، در کنار سفرهای تابستانی قرار میگیرد؟ یا خود هدفی برای مقصد سفرها میشود. بهطور حتم مورد دوم به ارزش موسیقی بیشتر اشاره دارد تا مورد اول، اما متأسفانه مورد دوم بیشتر در برگزاری کنسرتهای خارج از کشور مصداق دارد تا کنسرتهای داخلی. از طرف دیگر میبینیم که مخاطبان موسیقی سنتی کمتر از حضور این نوع موسیقی در سفرهای خود بهره میبرند و کمتر، برای اغنای اوقات خود با موسیقی مورد علاقهشان مجال مییابند.
امیر حسین مکاریانی