بداهه‌نوازي جوهره موسيقي ايراني است
گفتگوی هنر‌نيوز با کيهان کلهر به بهانه اجرا در تالار وحدت ؛
بداهه‌نوازي جوهره موسيقي ايراني است
 
داخلی آرشيو خبر
تاريخ : چهارشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۷
ابتدا از اجرا در تالار وحدت ‌ و همکاری‌اش با اردال ارزنجان می‌گوید: «ارزنجان» یکی از نوازندگان برجسته ساز «باغلاما» از کشور ترکیه است که کنسرت‌های متعددی را با یکدیگر در اروپا و آمریکا اجرا کرده بودیم؛ اما برای نخستین بار است که اجرای مشترکی در ایران به روی صحنه می‌بردیم. در مجموع کنسرت‌هایی که با این نوازنده ترک داشتم به این ترتیب بوده قطعاتی را به صورت بداهه براساس مقام های موسیقی ترکیه اجرا می‌کنیم اما در این اجرا به دلیل اینکه برای اولین بار است ساز «باغلاما» در ایران به روی صحنه می‌رود اردال ارزنجان حدود 20 دقیقه تکنوازی بدون مضراب فقط با دستان خود بر روی ساز خواهد داشت .

وی در پاسخ یه این سوال که چه شد كه به ايران باز گشتيد گفت: به خاطر مردم دوست داشتني كشورم بود كه به ايران بازگشتم چراكه دوست دارم در كنارشان باشم و براي‌شان ساز بزنم.

این نوازنده کمانچه در پاسخ به این سوال که چه برنامه‌هايي در خصوص اجراي كنسرت‌هاي‌تان داريد؛ ادامه داد: انشا‌الله قرار است کنسرت‌هايي را در شهرستان‌هاي مختلف برگزار کنيم كه برنامه آن را به زودي اعلام خواهيم كرد.

این هنرمند در پاسخ به سوالی مبنی بر آموزش موسیقی توسط خودش اظهار داشت: فعلا به صورت غیر ممتد آموزش می‌دهم اما تصميم دارم كار تدريس را پس از اجراي كنسرت‌هايم و با فراغ بال بيشتري دنبال كنم.

کلهر درباره اهميت ساز و به عبارت ديگر نوازندگي در مقایسه با خوانندگی در ایران گفت: من معتقدم نمي‌توان اين دو را از هم جدا كرد و از برتري يكي بر ديگري سخن گفت. به نظرم موسيقي بدون ساز معني ندارد لذا بايد به اهميت ساز به شكل بنيادي‌تري نگاه كرد. ساز مركزي‌ترين نقطه‌اي است كه همه واحد‌هاي موسيقي را به‌هم پيوند مي‌دهد و ناگزير تنها بخشي از موسيقي را در بر مي‌گيرد. موسيقي‌دانان بدون ساز نمي‌توانند تفكرات خود را به مخاطب منتقل كنند. اما با تمام اين حرف‌ها نمي توان اهميت خوانندگي را ناديده گرفت. چرا كه در واقع صداي آدميزاد در تعابير مختلف به عنوان ساز معادل‌سازي شده است و همانطور كه مي دانيم صدا شكل كمال‌يافته‌تري از ساز است.امروزه ما شاهد اين هستيم كه بحث ساز سازي و ابداع ساز بسيار ورد توجه قرار گرفته است چرا كه همين ساز ها هستند كه در ذات خود به انگيزه‌هاي مختلف توسط سازندگان خود ساخته مي‌شدند به همين دليل انگيزه‌هاي آنها كاملا متفاوت بود و از همين رو سازندگان ساز در آن دوران پيش‌روتر از موسيقي حركت مي‌كردند. مهم‌ترين وجه ساز تكامل آن است. زيرا ساخت ساز يك نياز است كه در گذر زمان تكامل يافته است و رابطه‌ي سازندگان ساز و نوازندگان آن امري دائمي است. تا سه دهه‌ي قبل نمي‌شد تصور كرد كه بحث ساز‌سازي تا اين اندازه اهميت پيدا كند، در واقع غيرواقعي مي‌آمد كه كسي ساز بسازد. اما در اين فاصله‌ي كوتاه افراد زيادي به اين حوزه روي آوردند.

این نوازنده کمانچه در پاسخ به این سوال که به نظرتان چرا ابداع ساز تا اين اندازه مورد توجه قرار گرفته گفت: ببينيد هر عامل جديدي كه بخواهد به وجود بيايد ريشه‌هاي آن را بايد در سنت دنبال كرد. هر سازنده‌اي براي ورود به عرصه ابداع ساز بايد ابتدا سنت‌هاي خود را بشناسد. چه بسا كه سازندگان سازهايي كه امروزه بسيار معروف هستند يك حرمت و ارزش خاص براي اين حرفه قائل بودند و موسيقي را به‌خوبي مي‌شناختند پس به جايي رسيدند كه نياز به ساخت سازهاي جديد و يا ابداع در سازهاي قديمي پيدا كردند. تنها كساني مي‌توانند وارد عرصه‌ ابداع و ساخت سازهاي جديد شوند كه در ساخت سازهاي قديمي به مرحله‌اي رسيده باشند كه همه ساخته‌هاي‌شان يك‌صدا داشته باشد و از هركدام به تعداد زياد ساخته باشند. آنگاه مي‌توان گفت كه اين افراد شناخت كافي از اين حوزه دارند و مي‌توانند دست به ابداع بزنند. با نگاه به تاريخ مي‌بينيم كه هر سازي خودش را برحسب نيازهاي مردم و هنرمندان در آن فرهنگ جا انداخته است. پس در هنر هيچ مطلقي وجود ندارد و تجربه هميشه وجود داشته، اما در اين مسير بايد از تعصب دوري كرد.

وی در پاسخ به این سوال که فكر مي‌كنيد درايران اگر بخواهيم صداي جديدي را بشنويم آيا اين نياز با ابداع سازبرآورده مي‌شود افزود: ما اگر در موسيقي صداي جديدتري مي‌خواهيم بايد اين نياز با ساخت ساز برطرف كنيم ولي اين خود نيز به زمان و دانش عميق نياز دارد و در واقع اين ابداع و ساخت و ساز بايد از طرف كساني صورت گيرد كه در اين زمينه پيشينه داشته باشند. اما به طور كلي من فكر مي‌كنم در شرايط كنوني در كشورمان ما نيازي به ابداع ساز نداريم و اگر هم قرار به ابداع باشد بايد از سوي هنرمندان اين عرصه صورت گيرد. چرا كه سازهايي كه ما هم اكنون داريم تكامل يافته سازهاي قديمي هستند و در واقع از گذشته تا به حال صنعت ساز سازي و پيشرفت سازها ادامه داشته است. هميشه يك رابطه‌اي ميان سازنده ساز و نوازنده وجود دارد و اين ارتباط باعث شكل‌گيري سازهايي به درخواست نوازنده مي‌شود. به عقيده من هر عامل جديدي بايد ريشه در سنت داشته باشد و اساسا كسي كه سازي مي‌سازد بايد سنت و فرهنگ را بشناسد. متاسفانه ما مشكلي كه داريم اين است كه ساز را مي‌سازيم بعد دنبال نوازنده مي‌رويم در صورتي كه اين قضيه بايد برعكس باشد.

این هنرمند درباره اینکه بيشتر به كار گروهي رغبت داريد يا تكنوازي اظهار داشت: از نظر من بخش عمده‌ای از موسیقی ما تک نوازی است اما تک نوازی که با فرهنگ کامل ایرانی آشنایی داشته باشد و بتواند این فرهنگ را نیز در کار خود پیاده کند و حتی با یک ساز می تواند آن چیزی را که قرار است القا کند. اما امروزه چون ما نوازنده تک نواز کم داریم اجبارا به سمت کار گروهی می رویم و از نظر من هنر کار موسیقی و همچنین بخش مهمی از آن تک نوازی است. کسانی که با موسیقی ایرانی آشنا هستند خوب می دانند که یکی از بخشهای مهم موسیقی‌، بخش تک نوازی است چرا که در این بخش امکانات بداهه پردازی وجود دارد و بداهه پردازی هم یکی از ارکان قابل توجه موسیقی ماست .این بخش از موسیقی با اهمیتی که دارد و نقش موثری که در بیان موسیقی ایرانی دارد با شعر و کلام پیوندی ندارد . اگر هم گاهی ریتم شعری در آن مشاهده می شود بخاطر شعر نیست ، بلکه بخاطر ریتم است که عاملی مشترک بین شعر و موسیقی است .

وی ادامه داد: موسیقی می‌تواند به دو صورت به اجرا برسد، موسیقی پیش ساخته و موسیقی بداهه یا خلق در لحظه. من فكر مي‌كنم یکی از لذت‌های بداهه نوازی که در اجرای پیش ساخته مفهومی ندارد محک زدن خلاقیت نوازنده در لحظه اجرا است؛ این مورد برای شنونده تا حدی می تواند لذت بخش باشد از طرفي ديگر در فضای بداهه نوازی اگر نتی به اشتباه نواخته شود و یا نوازنده موسیقی دل چسبی هم به ذهنش نرسد هیچ مشکلی نیست و اين يك نكته مثبت ديگر است.بداهه‌نوازي جوهره موسيقي ايراني است. استادان موسيقي بايد در اين ارتباط دانش‌آموزان موسيقي را به استفاده از بداهه‌نوازي تشويق كنند. من فكر مي كنم شركت‌هاي توليد كننده ابزار آلات موسيقي بيشتر به سمت و سوي موسيقي پاپ پيش رفته‌اند و اين شركت‌ها بايد در ارتباط با توليد و فروش ابزار آلات موسيقي سنتي به ويژه تكنوازي فعاليت كنند. به عنوان مثال موتزارت در ابتدا در در مقام یک بداهه نواز، کسی که به سرعت می تواند ایده های موسیقی را پرورش داده و اجرا کند به شهرت رسید و بعدها با بزرگ تر شدن و پختگی در مقام آهنگساز و احیاناً نوازنده پیانو به شهرت رسید. بتهوون نیز همانند موتزرات در ابتدا بخصوص در وین شهرت آهنگسازی نداشت، اما در همان ایام بعنوان یک بداهه نواز بی مانند مورد تحسین قرار می گرفت. در واقع پس از گذشت ده سال کامل از محبوبیت او به عنوان یک بداهه نوازی برجسته در شهر وین، آوازه نبوغ او در موسیقی و آهنگسازی به تدریج به گوش جهانیان رسید. این هنرمند برجسته تا آخر عمر بسیاری از کارهای بزرگ خود را با بداهه نوازی تهیه کرد.

وی در مورد شاخصه‌هاي ممتاز موسيقي ايراني گفت: موسیقی ایرانی ریشه دار است. هزاران سال سابقه و تاریخ دارد. هزارن هنرمند روی آن کار کرده اند. در هر دوره بهترین‎ها حفظ شده‎اند و آن‎هایی که ضعیف تر بوده‎اند حذف شده‌اند. تمام خصوصیات فرهنگی و قومی و ملی ما در این موسیقی است. موسیقی‌ای که حاج قربان سلیمانی اجرا می‌کرد، موسیقی آقای درپور، موسیقی علی اکبر مرادی، موسیقی آقای مارگیر در سیستان همه موسیقی پدران ماست. اینطور فکر کنیم که یک دلیلی وجود داشته که این موسیقی مانده. این موسیقی یک حرفی برای گفتن دارد. فقط کافی کمی گوش‎هایمان را تیز کنیم تا حرف آن‎ها را خوب بفهمیم.

وی در پاسخ به این سوال که به نظرتان با افزايش و رونق موسيقي‌هاي زير زميني، موسيقي سنتي و اصيل ايراني امكان دارد به فراموشي سپرده شود افزود: خير به هيچ عنوان اينگونه نيست. من معتقدم نمي‌توان ارتباط مخاطبان را با اينگونه موسيقي‌ها قطع كرد. موسیقی سنتی ما از بین رفتنی نیست وهرگز فراموش نخواهد شد . در حال حاضر در جامعه ما به شدت و به قدرت این موسیقی در حال حفظ شدن است. ما با موسيقي سنتي مان مي توانيم به طور عمده معنویت را گسترش دهیم. موسيقي سنتي ما و به طور كلي هنر زبانی است ورای تکلم و نقش زیادی در متعالی شدن دارد پس هرگز از بين نخواهد رفت.



گفتگو: زینا اسماعیلی‌مقدم



کد خبر: 16766
Share/Save/Bookmark