کمال موسوی داور نخستین جشنواره کودک و نوجوان گفت: هنر کودکان سرشار از تمثیل است.
وی در خصوص در خصوص نقاشی کودک توضیح داد: نقاشی کودک مقولهای است که در دوران ما از اهمیت بیشتری نسبت به گذشته برخوردار است. نقاشی کودکان از ابعاد مختلف قابل بررسی است. این ابعاد شامل بعد زیباییشناسی، روانشناسی جامعهشناسی و مردم شناسی است. هنر کودکان سرشار از تمثیل است. هنر کودکان از جهاتی به هنر انسانهای آغازین بیشتر است. دنیای پاک و بیپیرایه کودکان بدون هیچ واسطهای یافتههای خود را منعکس میکند. از این بابت نیز میتوان هنر کودک یا هنر انسانهای آغازین نسبت دارد. هنر کودکان بدون دخالت محیط زندگی تنها در همه جای دنیا و در هر زمان همانند است. این هنر سیر و روند تکاملی مشخصی را طی میکند.کودکان از ذهنیت به عینیت میرسند.
وی افزود: گروه سنی اول به صورت خود جوش کار میکنند. خلاقیت مطلق دارند و آثار آنان حالت محسوس دارد گروه سنی دوم از گروه سنی اول متفاوتاند. این گروه سنی توان اجرایی بالایی دارند، و توانمندی آنها مدنظر است. آثار آنان حالت معقول دارند. اگر گروه اول آنچه میداند به تصویر میکشد ، گروه دوم آنچه میتواند به تصویر میکشد و گروه سنی بالاتر آنچه میخواهد به تصویر میکشد. این خصوصیت معیار و ملاک داوری در این جشنواره بود.
موسوی درباره جشنواره کودک و نو جوان توضیح داد: در جشنواره کودک و نوجوان 2 گروه سنی مد نظر بود : این دو گروه سنی 9-6 سال و 9-14 سال بودند. در جشنواره تجسمی 6 بخش وجود داشت که 6 موضوع که باید کودکان در غالب این موضوعات به اجرای آثار بپردازند.
وی در پاسخ به این سوال که به این جشنواره چه ایراداتی را وارد می دانید؟ اظهار کرد: ایرادی که بر این جشنواره وارد بود عدم شرکت نفرات مشخص شده در هر استان بود. قضاوتهای استانی استاندارد نبود و به همین علت سطح توانمندی کودکان بسیار متفاوت بود. در میان این کودکان افرادی هم بودند که استعداد واقعی هنر به حساب میآیند. طراحی و اجرای کاریکاتور بدون تصویر ذهنی قبلی استعداد چندین کودک را برای ما روشن کرد. شاید مطلوبتر آن باشد که در جشنواره بعدی موضوع از پیش اعلام نشود. البته این امر شناسایی استعدادها را آسانتر میکند و این عمده هدف جشنوارههایی از این دست است.
او در باره نظر خود را درباره مکان و شهر برگزاری این جشنواره توضیح داد: هنرستان هنرهای زیبا مهد پرورش استعدادهایی نظیر استاد فرشچیان است و برپایی این جشنواره در هنرستان کاری بس پر اهمیت است. برگزاری این جشن بزرگ در مهد هنر و تمدن اسلامی و نگین درخشان هنر و زیبایی نکته شایان ذکر دیگری است. میزبانی اصفهان نسبتاً مطلوب بود، پذیرایی و حمل و نقل آنها از کیفیت نسبی برخوردار بود.
موسوی درباره خلاقیت کودکان توضیح داد: خلاقیت را در آثار کودکان تبیین کنند . خلاقیت نسبت نزدیکی با آزادی دارد. از کشف نمادها و تفسیرهای نقاشی کودک میتوان به بسیاری از حقایق و حاشیههای زندگی او پی برد. روابط عاطفی والدین با یکدیگر و با کودک روابط اجتماعی، امنیت در محیط منزل مشکلات جسمی، نگرانیها، دلواپسیها و بسیاری از تبعیضها در نقاشی کودک ظهور و بروز مییابد. برای مثال کودکی که در شهر خشک و گرمسیر در نقاشی خود باران را تصویر میکند. در واقع حکایت از شب ادراری خویش میکند. نقاش کودک در واقع بیان ضمیر ناخودآگاه اوست و در بسیاری مواقع اصالت دارد. این امر همچون خواب و بیهوشی در انسانهای بالغ عمل میکند و به همین علت ارزش تفسیری دارد.
وی در باره نمادهایی که در ارتباط با تصویر خانه توضیح داد: نمادهای مختلفی بر نقاشی کودک مترتب است . به عنوان مثال کودکی که در نقاشی خود 2 در تصویر میکند و یا خانه را به دو قسمت تقسیم میکند از اختلاف والدین خود حکایت میکند. تحقیقات نشان میدهد کودکانی که به هر دلیل با یکی از والدین خود زندگی میکنند در نقاشی خویش در نیمه باز را تفسیر میکنند. این امر در فرزندان شاهد بسیار مشهود است. تمام آنها منتظر آمدن کسی بودند. در فرزندان ایتام اکثراً در جا به جا میشد گاهی سمت راست و گاهی در سمت چپ. در سمبول تمامی آنهایی است که کودک به آنها احساس تعلق خاطر دارد. کسانی که در را در سمت راست خانه تصویر میکنند با پدر مشکل عاطفی دارند و کسانی که در را در سمت چپ میکشند با مادر دچار مشکل هستند.
او درباره نمادهای مرتبط با خورشید درخت و عناصر طبیعت گفت: درخت سمبول شخصیت است. ثبات و استحکام آن نشان دهنده شخصیت ثابت و مستحکم کودک و ظرافت و شکنندگی آن نشان دهنده تأثیرپذیری و حساسیت به محیط اطراف است.درخت زخمی و خمیده نشان دهنده وارد شدن آسیب روانی به شخصیت کودک است.
خورشید سمبولی از پدر است. با حضور و عدم حضور و تأثیر پدر در زندگی و روحیات کودک اندازه این خورشید بزرگ یا کوچک و جایگاه آن دور و یا نزدیک میشود.
وی در پاسخ به این سوال که چه عناصر دیگری را در هنر کودک مرتبط با روان می بینید؟ بیان کرد: خطوط کودک نشان از اعتماد به نفس او دارد. کودکانی که خطوط پر رنگ میکشند و به هیچ وجه از پاک کن استفاده نمیکنند از اعتماد به نفس و شخصیت ثابتتری برخوردار هستند تا کسانی که از پاک کن زیاد استفاده میکنند و خطوط بریده بریده و نازکی میکشند. در نقاشی کودک تأکیدها و ضعفهای فراوانی دیده میشود. فردی که در نقاشی کودک با رنگهای شفاف و اندازه بزرگ تصویر میشود همیشه همان فردی است که بیشترین مکان را در قلب کودک به خود اختصاص میدهد. انتخاب محل قرارگیری تصویر نیز نشان دهنده رابطه مطلوب یا نامطلوب کودک با اوست.
موسوی اضافه کرد:تمامی خطوط و رنگها ارزش مقامی دارند. رنگ در نقاشی کودک خالص است و دورگیری دارد. این وجه شباهت نقاشی او را به هنر نگارگری ایران نشان میدهد. همچنین نسبت نزدیک هنر آنان با انسانهای نخستین به خوبی قابل تشخیص است. کودکان نور منتشر را در نقاشی خود استفاده میکنند و از این رویکرد میتوان هنر آنان را به نگارگری ایران نزدیک دانست.نقاشی کودک نسبت نزدیکی با انسانهای آموزش نادیده دارند. آرکیتایپها در نقاشی کودکان تکرار میشوند و از ناخودآگاه جمعی یونگ اثر میپذیرند. این گواهی بر فطری بودن این هنر است. نقاشی بیانگر فطرت است.