مهدی وجدانی، آهنگساز، سرپرست و رهبر ارکستر نوای صلح با حضور در غرفه هنرنیوز گفت: دلیل ساخت سمفونی صلح این بود که ما میخواستیم از صلح حرف بزنیم.
مهدی وجدانی بیان داشت: در سال 86 بعد از انتشار اولین آلبوم موسیقی بی کلامم؛ یعنی زمانی که جنگ در افغانستان بیداد میکرد تصمیم گرفتیم کاری برای صلح و علیه جنگ انجام دهیم و دلیل اینکه نام قطعه، نوای صلح شد؛ این بود که بتوانیم سفیران صلح باشیم. در ابتدا فکر نمیکردم مردم از موسیقی بیکلام این قدر استقبال کنند، اما این اتفاق افتاد و در سالهای بعد با اجرای سایر کنسرتها از حمایت مردم اطمینان حاصل کردم.
وی در رابطه با نحوه شروع کار تلفیقی با تئاتر ادامه داد: آقای نصیری یک کار نمایشی داشتند، با نام «رستم و سهراب» که در جشنواره دانشجویی به اجرا درآمده بود و من با دیدن این اثر بسیار لذت بردم و فکر کردم کار جدیدی انجام دهیم که یک بخش آن موسیقی و بخش دیگر مربوط به تئاتر باشد. در این راستا اثری با نام تراژدی رستم و سهراب برای جشنواره موسیقی فجر طراحی شد. بعد از این فرآیند ناگاه ما سر از تماشاخانه سنگلج درآوردیم. در جشنواره فجر آقای نصیری به عنوان یک سولیست ایستاد و کار را روایت کرد، تأثیر ایشان به حدی بود که عوامل ارکستر هم تحت تأثیر قرار گرفتند، من معتقد هستم شاید تأثیر ایشان در ارکستر بیشتر از گروه 30 نفری ما بود.
وی در خصوص سمفونی صلح توضیح داد: سنگ اندازیهای برخی دوستان به ما کمک کرد که با اطمینان بیشتری کارمان را دنبال کنیم و کیفیت کار را بالا بریم، البته کسانی هم ما را مورد حمایت خود قرار دادند، از جمله مدیرعامل وقت بنیاد رودکی، آقای شاهآبادی، آقای مهدوی مدیرکل موسیقی حوزه هنری و سایر دوستان.
رهبر ارکستر نوای صلح ابراز داشت: در فرآیند تولید، کار مرحله به مرحله پیش رفتیم. از «رستم و سهراب» آغاز کردیم تا به «فتح» رسیدیم که در ان کار دیگر به طور کامل مخاطب با 50 نفر گروه کر و سازهای ارکستر سمفونیک مواجه شد. پس هدف این بود که مخاطب با کار جدید رو به رو شود و مهمترین فاکتوری که کارهای تلفیقی موسیقی و تئاتر دارد و در کار ما هم رعایت شده تأثیر این دو عنصر بر یکدیگر است بهطوری که اگر یکی از این عناصر را از کار حذف کنیم، چه تئاتر و چه موسیقی، دیگر اثر معنای خود را از دست می دهد.
وی افزود: در زمینه موسیقی سمفونیهای معروف، حتی در کشورهای اروپایی، شاید مردم حوصله نداشته باشند که تا آخر برنامه به کار توجه کنند، بنابراین ساختار جدیدی از سمفونی ارائه میدهند. ما هم اگر قرار باشد قطعهای اجرا کنیم که تاکنون کسی آن را نشنیده چون خاصیت موسیقی ارکسترال را دارد و خاصیت موسیقی پاپ را ندارد شنونده شاید نتواند با آن ارتباط برقرار کند. در حال حاضر کار موسیقی و نمایش یک کار بینالمللی است.
وی ادامه داد: مهمترین اصلی که ما در کار خود انتخاب کردیم، ارتقا سطح شنیداری مخاطب است یعنی مخاطبی که برای شنیدن کار موسیقی به سالن می آید بتواند هم یک موسیقی خوب و هم یک نمایش خوب ببیند. ما علاوه بر تلفیق موسیقی و نمایش، سازهای اصیل ایرانی را نیز در کنار سازهای ارکسترال غربی قرار داده ایم و این تلفیق برای مخاطبان جالب بود.
وجدانی در رابطه با مشکلات کار ارکسترال در ایران اظهار داشت: اگر بخواهیم کار ارکسترال را آسیب شناسی کنیم علت اینکه قطعات ارکسترال در ایران خیلی کم اجرا میشود، نبود عوامل اجرایی است. جز ارکستر سمفونیک تهران چه گروه دیگری وجود دارد تا آمادگی نواختن هر قطعهای را داشتهباشد؟ این به خاطر عدم مدیریت درست در ارکسترها و عدم حمایت مالی هنرمند و نوازنده است. به همین دلایل ما نمیتوانیم با موسیقی بینالملل رقابت داشته باشیم.
در نظر داشته باشیم که ارکستر سمفونیک ما در ردهی استاندارد بین المللی نیست، بهعنوان مثال در مورد آخرین اجرای ارکستر که رهبر آن آقای ماتیاس گروکر بودند باید بگویم عدم هماهنگی ساز زهی به طور کامل لمس میشد. همچنین در این رابطه چند سوال بزرگ در ذهن من وجود دارد؛ اول اینکه کجای دنیا یک رهبر با 7 جلسه تمرین سه شب اجرای کنسرت خواهد داشت؟
دوم؛ آقای ماتیاس گروکر از فرهنگ ایرانی چه اطلاعاتی داشته که قطعهای را که آقای حنانه نوشته را اجرا کرده؟ بهتر بود آقای گروکر به عنوان یک سولیست دعوت میشدند و با گروه همکاری میکردند. وقتی ایشان کارهای غربی را اجرا میکنند باید بداندن لحن ارکستر، ایرانی است، کاش ایشان به عنوان یک معلم موسیقی لحن ارکستر ما را درست میکرد.
وجدانی درخصوص رویکرد صدا و سیما درموسیقی اظهار داشت: به نظر من رسانه ملی به موسیقی کم توجهی نمی کند فقط کارهایی را که دوست دارد پخش میکند، هنر سلیقه ایست و شاید به نظر آنها، عموم این شکل از موسیقی را دوست دارند. چون رسانه ملی یک چارچوب و قوانینی دارد که باید طبق آن عمل کرد.
امیرحسین مکاریانی