مدير بزرگداشت هانيبال الخاص گفت: الخاص ميل دارد کارهايش در وطن خودش فروخته شود؛ به همين دليل رايزنيها براي تعيين نگارخانه و محل برپايي فروش بزرگ آثار او در پاييز سال جاري در حال انجام است.
به گزارش هنر نیوز به نقل از ايسنا، ترانه صادقيان عنوان كرد: هشت ماه پيش هانيبال الخاص آمريکا بود و در تماسهاي تلفني عنوان كرد كه دلش ميخواهد همزمان با تولد هشتاد سالگياش مثل هر سال در ايران نمايشگاههايي داشته باشد. او از ما خواست تدارک اين کار را ببينيم.
او ادامه داد: در گشتي كه در نگارخانهها داشتيم، به خانه هنرمندان ايران رسيديم و از آنجا كه آقاي فيروزهاي مدير نگارخانههاي خانه هنرمندان از شاگردان قديمي هانيبال الخاص هستند پيشنهاد نمايشگاه همراه با بزرگداشت را در تمام خانه هنرمندان مطرح كردند و فرصت خوبي را در اختيار ما گذاشتند.
صادقيان خاطر نشان كرد: از همان ابتدا تلاش داشتيم تا بيشترين کمک را از شاگردان و دوستان الخاص بگيريم؛ چرا که ميدانستيم خيلي از شاگردان او کمک در مراسم تولد هشتاد سالگي هانيبال را آرزو دارند و اين فرصتي براي آنها بود تا محبتشان را نشان بدهند. البته کمکها بيش از انتظار ما و بسيار شگفتانگيز بود.
او اضافه كرد: ديدن رضايت و شادي هانيبال بيشتر از هر چيزي برايمان اهميت داشت. دلمان ميخواست اين نمايشگاه فرصتي باشد براي کساني که علاقمندند درتاريخ تجسمي ايران تعمق کنند. زندگي هانيبال با آن حجم کاري که کرده و گوشهاي از آن در هفت گالري خانه هنرمندان به نمايش در آمده است، براي کساني که به اين مقوله علاقهمندند يک فرصت محسوب ميشود، چرا که او تاريخ زنده است و خوشبختانه اکنون هم سرحال است و هم مثل هميشه کار ميکند.
صادقيان معتقد است: اگر کساني بخواهند کاري جدي در اين زمينه انجام دهند، وجود او يک فرصت است. دلم ميخواهد همين جا از کساني که به ثبت و تحليل تاريخ تجسمي كشورمان علاقهمند هستند دعوت کنم تا اين نمايشگاه بزرگ را ببينند، با هانيبال حرف بزنند و پرسشها و تاملات خود را مکتوب کنند تا در کتابي که قرار است از زندگي و آثار هانيبال ساخته شود، علاوه بر مرور زندگي او، گوشهاي از تاريخ هنرمان را هم ثبت كنند.
اين هنرمند نقاش تصريح كرد: ما هم مثل هانيبال از تعارفات مبالغهآميز گريزانيم. اين بزرگداشت براي اين نيست که در اين 10 دوازده روز فقط از هانيبال تعريف و تمجيد کنيم و بعد هم راضي باشيم که کاري کردهايم. زماني که نسل من تحصيل مباني هنر ميکرديم در هنرستان يا دانشگاه يا در گوشههاي خودمان، بحران هويت بسيار شديدتر از حال بود. يکي از دلايل آن در دست نبودن اسنادي بود تا ببينيم گذشتگان ما بد يا خوب، چه کردهاند؟ سبک آنها در چه جرياني شکل گرفته و چرا به وجود آمده و در چه بستر اجتماعي جريان داشته و به کجا رسيده است؟ او ادامه داد: حرفهاي پراکندهاي ميشنيديم و آخرش در ناخودآگاهمان به اين نتيجه رسيديم که ما هيچ چيز نيستيم. تاريخي نداريم و همين طور اتفاقي است که کساني آمدهاند و نقاشيهايي کردهاند و بيارتباط با قبل و بعد از خود رفتهاند. اين يک نوع افسردگي براي ما به بار ميآورد به طوري كه در مقابل هنر غربي احساس حقارت ميکرديم، از اين رو بايد انديشه کسي را که هميشه از هويت ايراني و شرقي دفاع کرده محترم بداريم و در اين مسير از دقيق شدن در آنچه به واقع در مجامع هنري اتفاق افتاده يا آنچه افراد هنرمند انجام دادهاند، شروع کنيم.
او گفت: امروز و در اين نمايشگاه 311 اثر هانيبال جمعآوري شده و در نمايش است و 500 کار هم در مونيتور بزرگي به ترتيب زمان نمايش داده ميشود. هانيبال کسي است که نه تنها خود، نقاشي و کار حجم ميکند، روزنامهنگار، گالريدار، نويسنده شاعر و معلم هم بوده است. مدام در چهار گوشه جهان با ديدي کنجکاو و برانگيخته و پر شور مشغول دنبال کردن جريانات هنر نه تنها در ايران بلکه در همه جهان بوده است.
صادقيان با اشاره به برنامههاي جنبي اين نمايشگاه بيان داشت: هانيبال به نزديکي و همکاري هنرها معتقد است و هميشه در نمايشگاههايش برنامههاي جنبي داشته است. دوستان زيادي دارد که موسيقيدان، تئاتري، شاعر و نويسندهاند. هميشه هديهاي از کارشان براي او به نمايشگاههايش آوردهاند. يک قطعه نمايشي، داستاني، شعري، سرودي و... اينها هميشه به عنوان بهترين هديه هانيبال را به وجد آورده است.
او همچنين درباره فروش آثار اين نمايشگاه توضيح داد: اين نمايشگاه بيشتر مراسمي در بزرگداشت و براي هشتاد ساله شدن اوست. شايد فروش خوب کارها هم در نمايشگاهي که بعد از اين مراسم انجام ميشود، سهمي از بزرگداشت باشد. مهمترين دليل اين است که دلمان ميخواهد براي هانيبال شرايطي مهيا شود که در ايران بماند؛ چرا که خودش هم بودن در ايران را ترجيح ميدهد، اما با همه علاقهاش به ماندن، گاهي به دلايلي چون بيماري و بيمه ناگزير به رفتن ميشود.
صادقيان متذكر شد: قيمتها را اعلام کردهايم اما ترجيح داديم کار فروش را در نمايشگاهي ديگر مخصوص فروش آثارش انجام دهيم که احتمالا در پاييز برپا ميشود. هانيبال در آمريکا مخاطبان و فروش خود را دارد. اما شيوه او براي فروش هم خاص خودش است. بيشتر ميل دارد کارهايش در وطن خودش فروخته شود و بماند. اجازه نميدهد قيمت کارهايش از حد معيني بالاتر برود و ميگويد نانوا هستم و تا هستم هر روز کار ميکنم تا کارم چون ناني در سفره مردم باشد. او معتقد است نقاش بايد قيمتي روي کارش بگذارد که از بافندگان گليم يا فرش خجالت نکشد. در هديه کردن کار هم دست و دل باز است.
صادقيان با مرور فعاليتهاي هانيبال عنوان كرد: با وجود آنكه پيش از هر چيز نقاش و عاشق نقاشي بود، زماني که ديد در تهران نگارخانه هنر مدرن وجود ندارد، کمبود آن را با تمام وجود حس کرد و آنقدر شور و جسارت داشت تا نگارخانه گيلگمش را راهاندازي كند.وقتي هم ديد در زمينه نقد هنري کاستي وجود دارد احساس مسووليت کرد و بي پروا و پرانرژي وارد ميدان شد و آن نقدهاي جنجالي را در مجلات آن زمان نوشت.
اين مدرس نقاشي ادامه داد: هانيبال وقتي ديد که معلمي در هنر شيوهاي قديمي و ناکارآمد را ميپيمايد، از معلمي هنرستان و دانشگاه شروع کرد و شيوهاي سرزنده و عالي را در تدريس نقاشي و طراحي پي ريخت. نه اين که در اين زمينهها به کار حرفهاي معتقد نباشد، اما توان شور و خواست اين را داشت که کمبود هر چه را حس ميکند خود پيشقدم باشد و اين غير از کار در جريانهاي مختلف و متعدد نقاشي و به طور عام هنرهاي تجسمي بود.
صادقيان در پايان بين كرد: آرزو داريم چنين رسمهايي موجب شود ارزش انسانهايي که عمري با کار و عشق به کارشان زيستهاند با دقت و وسواس و بيتنگ نظري شناخته و بر آن ارزشها تاکيد شود. به خصوص در زمان حياتشان. تصور ميکنيم اينگونه است که فرهنگ ملتي بار ميگيرد. بسياري از اين بزرگان کنارمان هستند و خاموش کار ميکنند و عاشقانه بناي فرهنگ ما را ميسازند. بايد نسبت به اين نوع کار قدرشناس بود. همچنين آرزو داريم جايي با نام هانيبال نام گذاري شود تا در آن فعاليتهاي هنري انجام گردد. دلمان ميخواهد هانيبال بتواند تا آخر عمر اينجا بماند و نرود و زندگي راحتي در کشورمان داشته باشد.