تصویر خرافه های عامیانه مرا به اندیشه وا می دارد
حمید شریفیان در گفتگو با هنرنیوز؛
تصویر خرافه های عامیانه مرا به اندیشه وا می دارد
 
داخلی آرشيو خبر
تاريخ : يکشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۷
حمید شریفیان گفت: تصویر خرافه های عامیانه مرا به اندیشه وا می دارد؛ این تصاویر زیبایی های هنرهای عامیانه را با افکار مدرن آمیخته است.

نوعي شاعرانگي و ادراك شهودي در مجموعه حاضر حمید شریفیان حاکی از نگاه بی آلایش وی در برخورد با سنن گذشته سرزمین خویش است. شریفیان تحصیلات خود را در رشته صنایع دستی و ارتباط تصویری به پایان رسانده است. ثمره این تلاش 12 سال تدریس دانشگاهی است. وی اکنون مدرس دانشگاه سوره تهران است.

وی هم چنین در حوزه طراحی داخلی فعالیت های فراوانی انجام داده است. او در مجموعه‌های خصوصی و دولتی با فضاهای متنوع و متفاوت به فعالیت پرداخته است.

در حوزه طراحی محیطی و فضای نمایشگاهی همکاری با وزارت کشور، طراحی فضای موزه دائمی نیروی انتظامی در بخش مواد مخدر، همکاری با شهرداری لاهیجان و هم چنین، همکاری با شهرداری رشت ، بیش از 2000 متر نقاشی و نقش برجسته در لاهیجان، طراحی محیطی در فرهنگسرای خاتم رشت، طراحی داخلی فرهنگسرای رازی از جمله اقدامات او در این راستا است.

انجام فعالیت های طراحی داخلی در ایتالیا بخشی از سابقه درخشان وی است.

اقدامات وی در راستای نمایش آثارش با، نمایشگاه‌هایی در دانشگاه هنر به صورت گروهی آغاز شد و سپس نمایشگاه های گروهی او در لهستان و اوکراین در حوزه بین المللی قابل اشاره اند.

وی در ادامه فعالیت هنای خویش گفت: به نمایشگاهی می اندیشم از مجموع آثاری که هیچگاه ارائه نشده‌اند که در فرصتی مناسب به نمایش درخواهد آمد.

شریفیان در پاسخ به این سوال که آیا تخصص های مختلف شما در آثارتان با یکدیگر هم نشین می شوند و در خلق آثارتان موثرند گفت: تلاش در این دارم که در آثارم از قابلیت‌های رشته‌های مختلف تحصیلی‌ام استفاده کنم. در گرافیک تلاش من بر این است که از نزدیکی و سادگی صنایع دستی استفاده کنم و در صنایع دستی از پیام موجز و تازگی و ارتباطی که در گرافیک وجود دارد استفاده می‌کنم.

وی در این مورد توضیح داد: فعالیت‌ها بیشتر حرفه‌ای بوده است. تلاش دارم از اصل و هنر فاصله نگیرم، حفظ ارزش‌های ناب هنر در تمام آثار و فاصله گرفتن از ساده انگاری‌های رایج هدف اصلی من بوده است.

مجموعه آثار حاضر در این نمایشگاه بخشی از فعالیت‌های من در زمینه تاپستری است . «تاپستری»

نوعی دست بافته که هدف هنری آن از هدف مصرفی آن، اهمیت بیشتری داشت و جلوه‌های غیرمنتظره‌ای از انواع بافت«Texture» و رنگ را مقابل چشم قرار می‌دهند .

تاپستری ، که معادل نه چندان خوشایند آن دستبافته‌های تزئینی سنتی و بعضاً کاربردی است . شاید بتوان هر نوع در هم تنیده شدن را به تاپستری تعبیه کرد.

در هم تنیدگی پارچه، نخ یا هر چیز دیگر را تاپستری می دانم. این امر محدودیت تکنیکی یا اجرایی ندارد. ممکن است این الیاف گیاهی مصنوعی فلزی و یا طبیعی باشد. این عدم محدودیت اجرایی برای هنرمند مفید و در کار وی مؤثر است. این امر ارتباط نزدیک و مؤثر هنرمند و مخاطب را در پی دارد. تاپستری تنها یک محصول نیست. تنها رنگ و فرم و بوم نیست. در واقع می توان آن را نوعی آزادی بیان دانست که در اثرگذاری بر مخاطب مؤثر است . تاپستری نوعی ارتباط مخاطب با گذشته و فرهنگ نیاکانی اوست به همین دلیل مخاطب به خوبی با آن ارتباط برقرار می کند.

به اعتقاد او هم مواد مورد استفاده هنرمند و هم رنگ‌ها بیننده را به فرهنگ و باورهای گذشتگان متصل می‌کند. بخشی از این هنر جنبه پریمیتیو دارد و صمیمت وابسته به بدوی گرایی در آن به خوبی پیداست. رنگ‌های سنتی که به صورت سنتی پردازش می‌شود و رویه و نزدیکی دلپذیری با بند و گره دارد. واقعیت هنر در این امر مستتر است که روح و جان ملت ایران با این بافته ها آشناست و صمیمت پنهانی اثر با مخاطب خود به همین علت است.

وی در خصوص علت علاقه فردی خود به تاپستری گفت: نکته‌ای که مرا به این هنر علاقه‌مند می‌کند، ارتباط مطلوب با مخاطب در قالب اتصال به سنت. نه مطلقاً تخریب گذشته است و نه تکرار بی تغییر آن.

مجموع حاظر بخشی از آثار تاپستری شریفیان است که به اعتقاد شخصی او به این علت برگزیده شده‌اند که به فضای معمول نزدیک‌تر است و نگاه کلاسیک در آنها مشهود است.

وی اعلام کرد پس از این مجموعه آثاری در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت که از فضای کلاسیک فاصله بیشتری دارد و این آثار مقدمه‌ای بر مجموعه بعدی است تا زمینه لازم برای پذیرش آثار بعدی فراهم شود و ارتباط لازم را با مخاطب برقرار کند. در این آثار تلاش برای احیای هنری است که در ایران سابقه دیرینه دارد اما مظلوم واقع شده است.

شریفیان در پاسخ به هنرنیوز درباره این سئوال که به نظر می‌رسد تاپستری‌ها به باورها و خرافه‌های عامی گذشته ما باز می‌گردد و تصور بر این است که این بروز برگرفته از آزردگی‌های هنرمند است و تلاشی است برای هنرمند که این عناصر آزاردهنده را در شکلی دلپذیر ارائه دهد و آنها را با زیبایی‌های دلپذیرتر پیوند دهد گفت : بله این مجموعه از لحاظ بصری ریشه در سنت‌ها و خرافه‌ها و اعتقادات بعضاً افراطی و متعصبانه دارد اما در این مجموعه آثار از صورت این خرافه‌ها برای بیان زیبایی شناسانه استفاده شده است. دخیل و قفل بستن رفتاری خرافه‌آمیز است، شکل خاص دعانویسی است. برداشت شخصی من از تصویر این خرافه‌هاست. از نظر من تصویر این اتفاقات زیباست دخیل بستن صورت زیبایی دارد. شاید این صورتی از ایمان است.

تاپستری های حاضر رویه این سنت را وام گرفته است. این اثر دیگر دخیل نیست، در عین حال متصل به سنت است.

وی در پاسخ به این امر که آیا نگاه شما به این امر نگاهی فرمالیستی است یا نه و آیا تخیل شما نیز در آن دخیل است گفت: غالب آثار تاپستری تزئینی است، بخشی که اندیشه شخصی در آن قالب است و سعی بر آن است که مخاطب را وابسته به مفاهیم مشخص شده‌ای به توجه وا دارد، این امر در مجموعه حاضر کمتر به چشم می‌خورد.

او افزود: در این آثار به طور عمداً‌ برخوردی بدوی اعمال شده است تا با مخاطب صمیمی‌تر ارتباط برقرار کند، در کنار این مجموعه ، آثار مفهوم گرا نیز دیده می‌شود که در عین حال که سعی شده است ساده باشد، گرچه برخوردی مفهوم گرا نیز در آنها دیده می‌شود.

وی در پاسخ به این سوال که ارتباط هنر با گذشته خویش را چگونه می توان در هنرهایی هم چون نقاشی که دارای شکاف با گذشته خویش هستند ایجاد کرد گفت: در خصوص تاپستری و آثاری از این دست می توان گفت ارتباطی ناگسستنی با گذشته دارند، در واقع امتداد آن هستند و حرف تازی می‌زنند. در بسیاری از هنرها شکاف دیده می‌شود. تصور بر این است که به یک باره زنجیره ارتباط این هنر با گذشته خویش گسسته می‌شود و به بیان متفاوت و شاید نازیبایی می‌انجامد.

او در پاسخ به این امر که به نظر شما راه حل این مشکل چیست و این شکست چگونه قابل ترمیم است ؟ گفت: نمی‌توان همه هنرها را به هم تأمیم داد و بر هم منطبق دانست. هر تحول در موقعیت‌های جغرافیایی وابسته به شرایطی شکل می‌گیرد. اگر می‌بینیم روند توسعه در فضاهای دیگر هوشمندانه، متعادل و با کیفیت پیش رفته است ، این امر وابسته به خواستگاه آن هنر است. هم آوایی و هم گامی میان همه اقشار جامعه باعث ایجاد سیر تحول هنر است. اما در ایران هنر وابستگی حکومتی دارد و هنر ایران بازتاب سیاست ایران است. آنچه امروز شکل می‌گیرد تصویری از بازتاب وجود هنرمند است.
کد خبر: 26678
Share/Save/Bookmark