علی تن داور جشنواره هنرهای تجسمی کودک و نوجوان گفت: زمینه های تغییر نگرش مردم درباره هنر باید به دست هنرمندان صورت گیرد.
وی در پاسخ به این سوال که داوری جشنواره به چه نحو است؟ گفت : داوری جشنواره مشتمل بر کار گروه 7 نفره از روانشناسان آشنا به روانشناسی کودکان و نوجوانان به صورت تخصصی و به صورت جمعی به کار داوری می پردازند این داوری به نگاه کودکانه آثار برمی گردد می توان گفت معیار ارزشیابی این آثار از این جهت با آثار رده های سنی دیگر متفاوت است، که در آثار آنها تکنیک پیشرفت فنی و خلاقیتهای ناشی از آموزش معیار ارزشیابی قرار میگیرد، خصوصیت آثار کودکان خلاقیت ذاتی و عدم الهامگیری از آثار دیگر است، خلاقیت فردی و حتی دغدغههای انان معیارارزشیابی است.
وی اضافه کرد: درواقع می توان گفت بازنمایی ذهنیات کودک در هنرهای تجسمی نقش کلیدی را در تبیین ارزشهای کاری آنها ایفا می کند. در داوری آثار کودک میزان تخصص در اجرای کار کمتر مورد بررسی قرار میگیرد. حتی گاهی بانگاه اول افکار کودک برای ما روشن نیست؛ اما با توضیحات کودک و تشریح اندیشههای فردی در ارتباط با اثر تجسمی میتوان به ارزشهای کاری اوپی برد. در این میان راحتی و آزادی انجام کار اهمیت شایانی دارد. در آثار بزرگسالان تکنیک قلم و قدرت دست اهمیت دارد.
وی در پاسخ به این سوال که فکر می کنید برگزاری جشنواره به این نحو و انتخاب برگزیده با توجه به روحیه کودکان تا چه حد میتواند در روحیه و احساس کودکان اثر گذار باشد؟ بیان کرد: قطعاً برگزاری جشنواره به علت مشخص شدن رتبه و انتخاب نفرات برتر است. اما رویکرد کودکان رتبه پذیر نیست. این امر به طور یقین ملاک مناسبی برای سنجش اندیشه های کودک نیست. در واقع انتخاب رتبه اول دوم و سوم مناسب نیست. در واقع عدد گذاری از دیدگاه کودکان پذیرفته شده نیست. چنین جشنواره ای باید بیشتر جنبه آموزشی داشته باشد تا برچسب گذاری بر توانایی های متفاوت کودکان.
وی افزود:در جشنواره هایی از این دست، باید بیشتر جنبه آموزش کارگاهی و حضور در فضاهای عمومی را داشته باشد، نه مقایسه و انتخاب، اما رویکرد آن ها نباید نسبت به مسابقه تغییر کند. کودکان در این کارگاهها میآموزند با هم رقابت کنند و هم از تجرب و هم استرسها فاصله بگیرند. اما تلاش داریم در سال آینده برگزیده بدین معنا نداشته باشیم.
وی در پاسخ به این سوال که نگاه شما به جشنواره تجسمی کودک و نوجوان چیست و چه نقاط ضعف یا قوتی در آن دیدهاید؟ بیان کرد: البته نقیصه های ریز و درشتی وجود دارد اما در تمام جشنوارهها ایراداتی وجود دارد. در هر حال سعی می شود با این نقیصه ها در داوری کمتر مواجه باشیم. به باور من انتخاب ها به اندازه ای که باید صحیح نیست. بخشی از این امر به نحوه اطلاع رسانی مربوط می شود و بخشی به عدم فرهنگ صحیص. درباره موضوع اول ذکر این نکته را لازم می دانم که ادارات ارشاد همه استان ها به نحو مطلوب اطلاع رسانی نمی کنند.
وی در پاسخ به این سوال که اطلاع رسانی موثر را چگونه اطلاع رسانی ای می دانید؟ گفت : بسیاری از کودکان در روستاهای دور و شهر های کوچکتر زندگی می کنند که اگر اطلاع رسانی و شرایط شرکت آن ها فراهم شود، میتوان گفت کیفیت مسابقات قابل مقایسه با حالت کنونی نخواهد بود. پوشش خبری صحیح و کامل از سوی رسانهها، فرصت کافی برای شرکت مخاطبان و تشویق مربیان و معلمان بسیار موثر خواهد بود. همه ما میدانیم این شکل شرکت کودکان همه توان هنری ما نیست و بسیار محدود تر از توان و حجم کودکان ایرانی است.
وی در پاسخ به این سوال که راه حل عدم این اطلاع رسانی و اثر آن را در جامعه چگونه ارزیابی می کنید؟ اظهار کرد: خانواده اولین حلقه زنجیره ارتباطی کودک است. اگر فرهنگ سازی به گونه ای صورت گیرد که خانواده ها به هنر در وجود فرزند خود بها دهند، اگر مدرسه کمبود توجه خانواده ها را جبران کند، اگر ادارات ارشاد پیگیری های لازم را برای جذب سرمایه های هنری داشته باشند، به یقین می توان گفت هنر آینده به سمتی فراسوی حالت کنونی خواهد بود.
وی در پاسخ به این سوال که فکر می کنید چه ملاک هایی در نتیجه نهایی هنر در کودکان موثر است؟ گفت : یکی از ملاکهایی که در کار نهایی کودکان موثر است واکنش های والدین به آثار آن هاست. کودکان حتی به هنگام رنگگذاری به علایق مربی خود توجه می کنند. محدودیت استفاده از رنگ و ابزار و حتی لباسی که به تن دارند، در نتیجه نهایی موثر خواهد بود. هرچه کودک و نوجوان دغدغه های کمتری داشته باشند و در نتیجه از تمرکز بالاتری بهرمند باشند اثر نهایی آن ها نتیجه مطلوب تری در بر خواهد داشت.
وی در پاسخ به این سوال که فکر می کنید تفاوت آثار و اندیشه های «الیزابت سالاری» با کودکانی که در این جشنواره حضور دارند چیست؟ اظهار کرد: آزادی او در استفاده از رنگ و راحتی، عدم ترس از ریختن رنگ روی دست ها و لباس او می تواند عامل مهمی در جهت روانی ذهن او باشد. این تنها تفاوت او با کودکان دیگر است به علاوه ارزش های یک جامعه اروپایی بهایی بسیار بیشتر به آثار هنری کودکان می دهند.
وی در پاسخ به این سوال که چگونه می توان هنر را در جامعه نهادینه کرد و فرهنگ شناخت هنر را در جامعه افزون کرد؟ بیان کرد: فرهنگ جامعه ما بیمار است. این ایراد بر جامعه هنری ما نیز وارد است. اگر به جامعه بقبولانیم که هنر ارزش معنوی متفاوت از یک اثر چاپی را دارا می باشد، و در روح وتعالی آن موثر است،اگر هنرمند به این امر باور داشته باشد که اثر هنری همیشه وسیله درآمدزا نیست و گاهی حاضر به اهدای اثر حتی به نزدیکان خود باشد، ریشه های هنردوستی و ارزش گذاری بر اثر هنری در جامعه ما فزونی می یابد. اگر به جامعه کوچک اطراف خود بقبولانیم که آثاری که بوسیله صنعت به تولید انبوه می رسند نمی توانند ارزش های هنری را به کمال بیان کنند، مردم به خرید اصل اثر هنری ترقیب می شود.